احکام شرط و جزاء (جواب) شرط زبان عربی
عوامل جزم فعل مضارع :
فعل مضارع مجزوم:
هرگاه یکی از ادوات جازمه بر فعل مضارع داخل شود حرف آخرش را جزم می دهد. ادوات جازمه:
الف) ادواتی که فعل واحد را جزم می دهد.
حروف: لمْ - لمّا -لاء ناهیه، لام امر غایب) ل ِ (مثال به ترتیب : یذهبُ: لمْ یذهَبْ ) نرفت –(لمّا یذهَبْ)نرفته است
اگر بر سر فعل ماضی بیاید جازمه نیست و به آن «حینیه» گویند. لَمّا ذ َهَبَ ، (زمانی كه رفت( [ لا تذهَبْ )مرو - (لِیذْهَبْ )باید برود( (هرگاه « فا - واو- ثم » بر سر این لام بیاید، ساكن می شود . وَ لْیذهَبْ
ب) ادواتی که دو فعل را جزم می دهد. اسماء شرط: مانند اِنْ بر سر فعل شرط و جزای شرط داخل می شوند. بقیه آنها 11 كلمه اند.
مَنْ ) كی كه ( ، ما (هر چیز)، اَی ) هرچه (، مَتی) هروقت ( اَینما) هرجا (، مَهما (هر وقت)، اََیانّ)هرجا (،انّی)هرجا) حیثما (هرجا )، كیفما ) هرطور (، اِذما (هروقت)
چند مثال: مَنه یكْسل یخْسَرْ، مَهما تَطلُبْنِی تجدْنِی، حیثما تجلِسْ اَجْلِسْ
نكته: اسماء شرط مانند اِنْ شرط بر سر دو جمله داخل می شوند.
- هرگاه هر دو فعل مضارع باشد، مجزوم می شوند
اگر اولی مضارع دومی ماضی اولی مجزوم و دومی محلا مجزوم است
اگر اولی ماضی دومی مضارع باشد، اولی محلا مجزوم و دومی هم جزم و هم رفع صحیح است .
مثال به ترتیب : اِذْما تَتَعَّلَمْ تَتَقَدَّمْ )هر وقت دانا شوی سرور یابی( اِنْ تَزُرْنی فَقَدْ زرْتُكَ مَتی اِجتهدتَ فی عَمِلك تظفَرْیا تَظْفَرُ
فایده 3 : همه ی ادوات شرط به غیر«ان»و«اذما»اسم شرط هستند و این دو حرف شرط هستندو همه ی ادوات شرطیه غیر از از « ایّ » مبنی هستند و ایّ اسم معرب است.
اعراب در فعل مضارع ): رفع ، نصب ، جزم ( اگر خالی از عوامل نصب و جزم باشد همیشه مرفوع است نشانه رفع در افعال چهار گانه(صیغه های 1و4 و7 و13) ضمه -ُ و در افعال پنج گانه نون . یکتبُ ، یَکتبانِ
اگر حروف ناصبه بر سر آن بیاید در افعال چهار گانه منصوب و نشانه نصب فتحه -َ ودر افعال پنج گانه حذف نون است . اَنْ یكتبَ – اَن یكُتبا
3 . اگر حروف جازمه بر سر آن بیاید در افعال چهار گانه مجزوم و نشانه جزم سكون -ْ و در افعال پنج گانه حذف نون است : لم یكتبْ - لمْ یكتُبا فعل مضارع اگر معتل اللام باشد.
علامت رفع در صیغه چهارگانه ظاهر نمی شود و تقدیری است مانند یدْعو و یرْمی و یخْشی. در حالت نصب اگر به (واو) و (یاء) ختم شده باشد.مانند: یدعوُ و یرمی حرف آخر آن فتحه می گیرد. مانند: اَنْ یدعُوَ و اَنْ یرْمِی اما اگر به الف ختم شده باشد علامت نصب ظاهر نمی شود و تقدیری است مانند: اَنْ یخشی . در حالت جزم فعل مضارع معتل اللام در صیغ چهار گانه حرف عله از آخر آن حذف می شود و حرف قبل از آخر حرف عله ) به همان حركت پیشین خود باقی می ماند. مانند : لَمْ یدْعُ و لَمْ یرْمِ و لَمْ یخْشَ كه در اصل یدعُو، یرْمی و یخْشی بوده است اقتران جواب شرط به فاء:
هرگاه جمله ی بعدی صلاحیت جمله ی شرط بودن را نداشته باشد لازم است که فاء جواب همراه باشد و این در موارد زیر است:
1- هرگاه جزاء جمله فعلیه ای باشد که فعلش ماضی مقرون به حرف (قد) یا حر,ف تنفیس (سین یا سوف) باشد.
2 - هرگاه جزاء جمله ی اسمیه باشد.
3 - هرگاه جزاء جمله ی فعلیه ای باشد که فعلش منفی به ( لن) یا ( ما) باشد.
4 - هرگاه جزاء جمله ی فعلیه ای باشد که فعلش طلبی یا جامد است.
الجزم بالطلب:
هرگاه جمله مقدم طلبیه باشد مانند امر یا نهی یا استفهام و یا سایر موارد طلب و فعل مضارع مسببیه ی بعد از آن مجرد از فاء سببیه باشد و قصد جزاء از آن شود در این صورت فعل مضارع بجهت جمله ی طلبیه مقدم مجزوم خواهد بود. مانند: قولوا لا اله اِلاّ الله تفلحوا ( فعل مضارع مجزوم) و مانند: قل تعالوا اتلُ ( فعل مضارع مجزوم)
چه زمانی جمله طلبی می تواند باعث جزم فعل ما بعد از خود شود؟
1-اگر بدون ”فاء“ باشد
2- به عنوان معلول جمله طلبی آورده شده باشد مانند: قولوا لا اله الا الله تفلحوا
برچسبها: احکام شرط و جزاء, جواب, شرط, زبان عربی


