40 نکته مهم عربی
1-لما یکتب( ماضی نقلی منفی):هنوزننوشته است.
2-لما کَتَبَ :هنگامی که نوشت.
3-لم یکتب(ماضی ساده منفی):ننوشت.
4-لایکتب(نهی):نبایدبنویسد.
5-فعل برای جمع مکسرغیرعاقل چه قبل ازآن وچه بعدازآن به صورت مفرد مؤنث آورده می شود.
6-فعلهایی که به سکون ختم می شوند هر گاه به ال برسند سکون آنها به کسره تبدیل می شودچنین کسره ای را
کسره ی عارضی می نامیم. کانت التلمیذه:کانتِ التلمیذه.
7-فعلی که تشدیدروی حرف آخرآن یعنی روی لام الفعل باشد مضاعف است.
8- فعلهای باب انفعال وتفاعل همیشه لازم می باشد.
9- همزه ی امر باب افعال همیشه فتحه می گیرد.
10-کلماتی مانند اتصال ، اتَّحد ، یتَّجه که دومین حرف کلمه ت می باشد حتماً متعلق به باب افتعال است.
11-نون وقایه نقش ندارد.(حروف نقش ندارند.)
12-کلماتی مانند إقامه ، إشاره ، إستراحه که بروزن إفاله یا إستفاله هستند.حتماً باب إستفعال یا إفعال هستند.
13-فعلهای امرغایب ومتکلم معرب وامرمخاطب مبنی می باشد.
14-"مع"دائم الإضافه ونقش کلمه بعدازآن همیشه مضاف الیه است.
15-اسمهای اشاره وموصول درصورتی که مثنی باشند معرب هستند.
16-اگربعداز اسم مبتدا دو اسم مرفوع بیایدودروسط آنهاضمیرمتصلی بکاررفته باشد،خبردرچنین حالتی ازنوع جمله ی اسمیه است. (المسجدُ بابُهُ مفتوحٌ.)
17-اسم افعال ناقصه نمی تواند ضمیرمنفصل باشد.
18-اولین کلمه ی بعداز مای کافه مبتدا است نه اسم إنَّ.
19-اسم لای نفی جنس ال وتنوین نمی گیرد و مبنی برفتح است.
20-اولین کلمه ی بعدازضمیرفصل ،خبراست ونوع خبر مفرد است.
21-به اندازه ی فعلهای معلوم هرعبارت در آن عبارت فاعل وجوددارد.
22-"جیِّداً"اگربعدازاسم معرفه بیاید " حال" واگربعدازاسم نکره بیاید"صفت"می باشد.
(قرأتُ کتاباً جیِّداً. ) (قرأتُ الکتابَ جیِّداً. )
23-جمله ای که مرجع آن نکره باشد"وصفیه"وجمله ای که مرجع آن معرفه باشد" حالیه ومحلاًمنصوب "ااست.
24-اعداد"1و2"همیشه "صفت"وتابع ماقبل خود می باشد.
25-کلمات "ابن وبنت"اگربین دو علم قرارگیرد"عطف بیان"وکلمه ی بعداز آن همیشه "مضاف الیه"است.
26-معدود و اعداد"11تا99 مفردومنصوب است.
27-ادات شرط اگربرسرفعل ماضی بیایندبه صورت مضارع ترجمه می شود.البته ترجمه کردن بصورت ماضی نیز جایز است
28-اعداد"11تا19"به جز"12"مبنی برفتح هستند.
29-بعدازلای نفی جنس " فعل" نمی آید.
30-اولین کلمه ی منصوب بعدازافعال ناقصه حتماً" خبرافعال ناقصه" واعراب آن منصوب است.
31-هرگاه بین موصوف وصفت ،مضاف الیه فاصله بیندازد"صفت"به صورت معرفه به ال می آیددرحالی که موصوف
معرفه به اضافه است. (هم عبادُ اللهِ الصالحون)
32- درجواب "کیف" از"حال" استفاده می کنیم وحال مفردباید" نکره،منصوب ومشتق"باشدوازنظرجنس وتعدادتابع "ذوحال" باشد. کیف رأیتَ صدیقکَ؟ رأیتُهُ مبتسماً.
33-"خبر"اگر"مشتق" باشدازنظرجنس وتعداد بامبتدامطابقت داردواگرخبر"جامد"باشدلازم نیست که ازنظرجنس بامبتدای خودمطابقت کند. الحکمهُ کنزُ المؤمن. الحکمه مفیدهٌ فی حیاه الإنسان.
34-کلمه های "خیر وشر" اگردرجمله به معنی" بهتروبهترین" و"بدتروبدترین" باشد،"اسم تفضیل" محسوب می شود.
35-اگرکلمه ای بروزن "أفعل" باشد وبر"رنگ وعیب "دلالت کند"صفت مشبهه" است ودیگر"اسم تفضیل" نیست ومؤنث آن بروزن"فعلاء" می آید. أخضر، أحمر، أبکم،أعمی خضراء،حمراء،بکماء،عمیاء
36-کلیه مصادر اعم ازمجردومزید" جامد"هستند.
37-ادات شرط عبارتند از:إن ،مَن ، ما ، أینما ، کیفما ، مهما . إن "حرف" وبقیه" اسم "هستند.
38-ازفعل متعدی ،فعل مجهول ساخته می شود.ولی ازفعل لازم وامرنمی توان فعل مجهول ساخت.
39-اسمی که دارای" ال" باشد بعد از" أیها وأیتها" بیایداگرجامدباشد" عطف بیان" واگرمشتق باشد"صفت" است.
40-لیت و لعل + فعل مضارع = مضارع التزامی فارسی ترجمه میشود.
لیت + فعل ماضی = ماضی استمراری فارسی یا ماضی بعید فارسی ترجمه میشود.
برچسبها: ادبیات عرب, تصریف, متصرف, غیرمتصرف


