دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ توسط جعفرکارگزار
 اوقات فراغت درایران

تعریف اوقات فراغت

ایرانیان ، به عنوان ملتی که دارای عظیم‌ترین و کهن‌ترین تمدن‌های بشری هستند ، از دیرباز به اوقات فراغت و چگونه سپری کردن آن ، پرداخته‌اند و استعدادها و خلاقیت‌های خود را به عرصه ظهور رسانیده‌اند .

«دومازیه» ، جامعه‌شناس فرانسوی و مؤلف کتاب «به‌سوی یک تمدن فراغت» ، معتقد است که: «اوقات فراغت ، مجموعه فعالیت‌هایی است که شخص پس از ارزشیابی از تعهدات و تکالیف شخصی ، خانوادگی و اجتماعی خود ، با میل و اشتیاق به آن می‌پردازد و قصدش استراحت ، تفریح ، توسعه دانش ، به کمال رساندن شخصیت خویش ، به ظهور رساندن استعدادها و خلاقیت‌ها و مشارکت آزادانه در اجتماع است .

پس ، از آن‌جاکه در این مرز و بوم ، متمدن‌ترین مردمان عهد کهن می‌زیسته‌اند و به علاوه ، صاحب و وارث شاخص‌ترین تمدنها بوده‌اند ، خود ، گواه استفاده درست مردم از اوقات فراغتشان بوده است .

ایرانیان باستان ، از اوقات فراغت خود ، بهره‌ها می‌بردند . کتاب‌های شعر را سینه به سینه انتقال می‌دادند . با خط خوش ، چند بیتی بر تن پوست و بعدها بر کاغذ می‌نگاشتند . به دل کوه و کوهسار پناه می‌بردند و آرامش خاطری برای خود می جستند . در منازل و معابر ، گردهم می‌نشستند و از هر دری سخنی می‌گفتند و آنان که هنرمندتر بودند ، در خلوت خود با سنگ و خاک و چوب نقش هنر می‌زدند . با ورود اسلام و پذیرش دین جدید از سوی ایرانیان ، تحوّلات ویژه‌ای در نگرش به اوقات فراغت و سپری کردن آن به وجود آمد . به این معنا که هر قدر شناخت فرد از جهان ، انسان ، زندگی و ابعاد آن وسیع‌تر و عمیق‌تر باشد ، فرد با دید جامع‌تر ، و کامل‌تری به ارزش و اهمیت وقت و عمر نگریسته و برای استفاده و بهره‌وری از آن ، برنامه‌ریزی می‌نماید ، و از آن‌جایی که انسان پارسا ، عمر و فرصت حیات را ناشی از لطف خداوندی می‌داند ، لذا در همه لحظات عمر ، اعمال و رفتار خود (شامل کار ، استراحت ، عبادت ، تفریح‌و . . . ) را در مسیر قرب الهی قرار می‌دهد . افق اندیشه یک انسان الهی و مسلمان نسبت به وقت و عمر از زاویه‌ای بازتر و جامع‌تر در مقایسه با مکاتب مادی است؛ چرا که از دیدگاه اسلام ، عمر و فرصتِ حیات ،

نعمتی خداوندی است و مقدمه‌ای برای قیامت بشر و آنچه را که انسان الهی همواره در نظر دارد ، رسیدن به قرب باری تعالی است .

پیامبر (ص ) می‌فرماید:«کسی که دو روزش مثل هم باشد ، زیانکار است» .

قرآن ، ضمن هدفمند دانستن کلّ هستی ، تمام جریانات آن را نیز قانونمند می‌داند و به اهمیت وقت و زمان در جای جای آیات قرآن ، اشاره می‌کند ، که اینک هرچند گذرا ، نمونه‌هایی از این آیات را می‌آوریم:هَلْ اَتی عَلَی الْإنسانِ حینٌ مِنَ الدّهرِ لَمْ یَکُن شَیئا مَذْکُورا . آیا بر انسان ، روزگارانی نگذشت که چیزی در خور گفتن نبود ؟ وَالْعَصْرِ ، إنّ الْإنسانَ لَفِی خُسرٍ إلّا الذّینَ آمَنوا و عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالْحَقّ وَتَواصَوْا بِالصّبرِ . قسم به عصر که واقعا انسان در معرض زیان است؛ مگر آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده و به حق و صبر ، یکدیگر را توصیه کرده‌اند .

هُوَالّذی جَعَلَ الشّمْسَ ضِیاءً والْقَمَرَ نُورا وقَدّرَهُ مَنازِلَ لِتَعلَمُوا عَدَدَ السّنینَ وَالْحِسابَ . (3 )

اوست خدایی که خورشید را درخشان ، و ماه را تابان نمود و برای آن منزل‌هایی معین کرد تا شماره سال‌ها و حساب را بدانید .

زمانی که دین اسلام به سرزمین پهناور ایران (با آن تمدن دیرینه و اصیلش ) وارد شد ، ایرانیان ، به مسلمانی با تمدن کهن ، تبدیل گشتند و با توجه به این‌که اسلام برای وقت و زمان ، ارزش زیادی قایل بود ، به تبع آن ، با اوقات فراغت نیز ، به عنوان بخشی از این مهم نگریسته شد . در تأیید این سخن ، روایتی از پیامبر (ص ) نقل می‌کنیم که به صحابه خود فرمود:الهوا و العبوا فإنی اکره أن یَری فی دینکم غلظة به تفریح و بازی بپردازید؛ زیرا من دوست ندارم در دین شما سختگیری دیده شود .

پس ، اوقات فراغت به عنوان زیرمجموعه‌ای از زمان ، دارای اهمیت و ارزش والایی است و باید برای آن ، برنامه‌ریزی درستی نماییم تا بتوانیم نهایت بهره‌وری و بازده مثبت را از آن داشته باشیم .

طبیعت و اوقات فراغت

تفریح و سپری کردن اوقات فراغت ، باید در محیط طبیعی ، نشاطآور و سرورانگیز باشد . از نظر قرآن ، محیطی در شادابی روح و روان مؤثر است که اولا طبیعی بوده و ثانیا موافق طبع بشر باشد . وجود کوهستان‌ها ، جنگل‌ها ، گل‌ها ، گیاهان ، رودها و آبشارها ، روح و روان آدمی را آرام کرده و به فرد ، شادی و نشاط می‌بخشد .

در قرآن ، فضای بهشت ، محیطی طبیعی با مناظری چشم‌انگیز توصیف شده که به فرد آرامش خاصّی می‌بخشد . البته آن‌جا همان مدینه فاضله موعود است . وجود باغ و سبزه و چمن ، مطبوع و دلپسند است . بدین جهت ، در وصف چمن‌ها و باغهای بهشتی آمده است که رنگ سبز آنها در نهایت مطلوبیت است؛ رنگ سبزی که از شدت سبزی به سیاهی می‌ماند . در جای دیگر ، به خاصیت و اثربخشی سبزه پرداخته و نشاطآور بودن رنگ سبز را بیان می‌کند:وَاَنْبَتْنا فیها مِن کُلّ زَوْجٍ بَهیجٍ . و ما در آن (زمین ) ، از هر جفتی ، گیاهان دل‌انگیز رویاندیم . در جای دیگر ، باغ‌ها و بوستان‌هایی را که چنین خصوصیتی دارند ، تصریح کرده و می‌فرماید:وَأنزَلَ لَکُم مِنَ السّماءِ ماءً فَاَنْبَتنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ .   و (خداوند، ) از آسمان برای شما آبی فرود آورد . پس به‌وسیله آن ، باغ‌هایی بهجت‌انگیز رویانیدیم .بهجت ، همان زیبایی‌ای است که موجب سرور و شادی گردد و زیبایی رنگ و حسن ظاهر ، که بیننده را غرق در شادی کند .وجود درختان سرسبز و پرشاخ و برگ و باغ‌هایی که درختانش به‌هم پیچیده است ، تداعی کننده فضای بهشت است و روح انسان را صفا می‌بخشد . دومین پدیده شادی آفرین ، آب جاری است . قرآن کریم ، این حقیقت را بیان کرده و می‌فرماید:

و ماءٍ مَسکُوبٍ . آب (در بهشت، ) پیوسته جریان دارد (و هیچ‌گاه قطع نمی‌شود ) .

این صحنه نیز برای فرد ، آرامش روح و روان به همراه دارد .

در جای دیگر آمده است:

فیهِما عَینانِ تَجرِیانِ

در آن دو (باغ بهشتی ) ، دو چشمه روان است .و گاهی به صورت فواره‌های بلند مطرح شده است که منظره جالبی را پدید می‌آورد .

فیهِما عَینَانِ نَضّاخَتانِ .   در آن دو (باغ، ) دو چشمه جوشان است .سایه‌های مداوم نیز آرامش خاطر به همراه دارد . خداوند می‌فرماید:لایَرَوْنَ فیهَا شَمسا وَلا زَمْهَریراً و دَانِیَةً عَلَیهِمْ ظِلالُها .

در آن‌جا (بهشت، ) نه آفتابی می‌بینید و نه سرمای شدیدی . و سایه‌ها (ی درختان ) به آنان نزدیک است .هرچه محیط زندگی فرد ، به محیط طبیعی نزدیک‌تر و شبیه‌تر باشد ، آرامش و آسایش خاطر بیشتری را برای او به همراه میآورد و هرچه تضادها بیشتر و آشکارتر باشد ، فرد ، دچار سرخوردگی و ناآرامی‌های روانی می‌شود . در زندگی ماشینی امروز ، انسان ، اسیر و سردرگم آهن و تکنولوژی است . در آپارتمان‌ها و فضاهای محدود ، روز و شب را سپری می‌کند و از محیط طبیعی ، بسیار دور است . بنابراین ، دچار بسیاری از بیماری‌های روانی می‌شود . حال ، با مطالبی که گفته شد ، آیا برای چنین انسانی پناه بردن به دامان طبیعت ، امری لازم و ضروری نیست ؟ سپری کردن ایامی در کنار طبیعت و گذراندن اوقات فراغت در دامان طبیعت ، علاوه بر آن‌که خستگی کار را از تن به در می‌کند و فرد را به آرامش می‌رساند ، باعث می‌شود که فرد بتواند مجدداً تجدید قوا کند . فردی که چند صباحی از اوقات فراغت خود را در کنار طبیعت سپری کند ، علاوه بر آن‌که سلامت جسم و جانش تأمین می‌شود ، تعادل روانی‌اش نیز به وی باز می‌گردد .

«فرد دومازیه» ، معتقد است اوّلین نتیجه‌گیری از اوقات فراغت ، دستیابی به آموزش و آسایش و جبران صدمات جسمی و روانی است . علاوه بر این ، چنین محیطهایی بستر مناسبی برای رشد و شکوفایی استعدادها و خلاقیت‌های افراد به حساب می‌آیند؛ چرا که بیشترین جرقه‌ها و الهامات به افراد ، در محیطی آرام و به دور از سر و صدا و آلودگی‌های صوتی صورت می‌پذیرد .

سیر و سفر و اوقات فراغت

یکی از لذت‌بخش‌ترین تفریحات سالم که عده زیادی از مردم را واداشته تا اولین وقت فراغت خود را به آن اختصاص دهند ، «مسافرت» است .

قرآن ، مسلمانان را به سیر و سفر و گردش در زمین فرمان داده تا از طریق آن ، با وضع گذشتگان آشنا شوند و علل انحراف و انحطاط جوامع و عوامل ظهور و سقوط تمدن‌ها را به خوبی دریابند .اَفَلَمْ یَسیرُوا فِی الْاَرضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها اَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها .

آیا (مردم، ) در زمین گردش نکرده‌اند تا دل‌هایی داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوش‌هایی که با آن بشنوند ؟از این آیه ، چنین برمی‌آید که پیدا کردن دل بیدار و تقویتروحی ، گویا بدون مسافرت به آسانی میسر نیست و سفر ، زمینه بلوغ فکری را به وجود می‌آورد .امروزه ثابت شده است که زندگی ، کار و خوراک یکنواخت ، برای انسان ضرر دارد و اعضای بدن ، زودتر از موعد ، فرسوده

و ناتوان می‌گردند . پس تغییر زندگی و تنوّع ، باید جزئی از برنامه‌های فرد در اوقات فراغت باشد .

آن گروه از مردم که برای رفع خستگی و تجدید نیرو ، در روزهای تعطیلی و اوقات فراغت به سفر می‌روند ، هم تفریحی مسرّت‌بخش انجام داده‌اند و هم به یکی از عوامل تندرستی دست یازیده‌اند . این روش ، تبعات دیگری نیز دارد: سد عادت زندگی را می‌شکند و تحولاتی در ابعاد روانی و اخلاقی انسان پدید می‌آورد .حضرت رضا (ع ) می‌فرماید: «به گردش و سیاحت بپردازید؛ زیرا هرگاه آب جاری شود ، مطبوع ودلنشین می‌گردد و هرگاه در یک‌جا متوقف شود ، متغیّر گشته و به آلودگی می‌گراید» .پیامبر (ص ) فرمود: «شخص عاقل سزاوار است تنها در سه مورد هجرت کند: اداره زندگی و کمبودهای اقتصادی ، ذخیره‌سازی جهت آخرت ، و کسب لذت در امور مباح و غیر حرام» .با سیر و سفر و مطالعه دنیای طبیعت است که انسان می‌تواند نیازمندی‌های زمان خود را درک کند و از تنگنای محیط فکری بیرون آید؛ زیرا انسان ، اگر چند صباحی در محیط بسته‌ای - که برای فرد ، نوعی عادت شده است - بماند ، زمان و مکان را متوقّف می‌پندارد ، از شگفتی‌های اطرافش غافل می‌ماند ، مسائل را در چارچوب محدود و با پیش‌داوری‌ها و ذهنیّت‌های پیشین تفسیر می‌کند و خود را به کارهای جزئی و کم اثر که در مقابل کارهای اصولی و زیربنایی ارزش زیادی ندارد . مشغول می‌کند .

با سیر و سفر ، فرد ، بینش تازه‌ای پیدا می‌کند و مسائل را در افق روشن‌تری می‌بیند . این حقیقت را در زندگی بزرگانی که بیشتر از دیگران به این مهم پرداخته‌اند ، به وضوح می‌بینیم . آنها در مقایسه با دسته‌ای که سکون و ثبات در یک شهر را برگزیده‌اند ، نگرش دیگرگونه‌ای دارند و گفتار و افکار آنها متحولانه ، جاندار ، جامع و متین گشته است . برای اثبات این مدّعا ، از سعدی شیرازی نام می‌بریم که گفته‌هایش نسبت به برخی از شاعرانی که کم‌تر به مسافرت پرداخته‌اند ، از جهات مختلف ممتاز است . او توانسته است ارزش‌های اجتماعی ، ادبی،انتقادی و تربیتی را در آثارش حفظ کند . در اهمیت سیر و سفر ، همین بس که خداوند در قرآن می‌فرمایند:منزه است آن (خدایی ) که بنده خود را شبانه از مسجدالحرام به‌سوی مسجد الأقصی ، که پیرامون آن را برکت داده‌ایم ، سیر داد ، تا از نشانه‌های خود به او بنمایانیم ، هر آینه او شنوای بیناست


برچسب‌ها: اوقات فراغت, ایرانیان
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک