تعریف قسم:
قسم درلغت به معنای سوگند است و اگر به باب افعال رود به معنای سوگند خوردن خواهد بود ودر اصطلاح به معنای «الحلف بالله، او بغیره تاکیدا للکلام و حثا علی تصدیق المتکلم. دراصطلاح قسم به معنای سوگندخوردن به خدا یا غیرخداست به خاطر تاکید کلام و وادار کردن بر تصدیق متکلم به کلام)
ارکان قسم:
- مُقسم: متکلم قسم
- مُقسَم به: اسمی که به آن قسم خورده می شود.
- ادات قسم
- جمله ی جواب قسم
اقسام قسم:
- به اعتبار ادات قسم:
- فعلیه: مثل (یحلفون بالله ما قالوا)
- اسمیه: مثل (لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون)
- حرفیه: چهار حرف مشهور«باء» و «واو» و «تاء» و «لام» میباشند که در فصل بعد با آن ها آشنا خواهیم شد( مثل ( والعصر ان الانسان لفی خسر)
- به اعتبار جمله ی جواب قسم:
- استعطافی: جمله ی انشاییه ای است که به وسیله ی آن جمله ی طلبیه ی دیگری که شامل آنچه شعور و عاطفه را بر می انگیزاند تاکید می شود و جوابش جمله ی طلبیه است مثال: (بعینیک یا سلمی ارحمی ذا صبابه) نکته ی قابل توجه این است که قسم استعطافی غالبا با باء می باشد.
- غیر استعطافی: قسمی است که برای تاکید معنای جمله ی خبریه و تقویت مراداز آن آورده می شودو جوابش جمله ی خبریه می باشد.
احکام قسم:
برای این که بهتر با قسم آشنا شویم در اینجا اختصارا احکام قسم را بیان می کنیم.
- اگر جواب قسم غیر استعطافی باشد:
- جواب قسم فعلیه:
مثال برای مضارع مثبت: (وتالله لاکیدن اصنامکم
مثال برای مضارع منفی: (فلا و ربک لا یومنون
مثال برای ماضی مثبت متصرف: (و التین و الزیتون... لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم
مثال برای ماضی مثبت جامد: (والله لنعم رجلا الصادقُ) –(والله لیس الجبن محمودا)
مثال برای ماضی منفی (والله ربنا ما کنا مشرکین
جواب قسم اسمیه:
- اگر جواب قسم اسمیه ی مثبت باشد اغلب با لام و (اِنّ) موکد می شود مثال: ( تالله انّ الکذب لممقوت) و اکتفاء به یکی از آنها هم صحیح است مانند:( والله انّ المجتهد فائز) و (تالله للکسول خاسر) وقلیلا هم مجرد از آنهامی آید.
- اگر جواب قسم اسمیه ی منفی باشد جواب قسم مجرد از هر چیز می آید. مثال: (والله ما الکسول بنافع)
نکته: جواب قسم استعطافی طلبیه است و احکام خاصی ندارد.
- گاهی حروف قسم و مجرورشان به خاطر مبالغه در تاکید تکرار می شوند که در این صورت بهتر است حرف قسم دوم بعد از گرفتن جواب قسم اولی تکرار شود مثل(بالله لاطیعن الوالدین، بالله لاطیعنهما)
- اگر حرف قسم «واو» یا «لام» یا «تاء» باشد وجوبا و اگر «باء» باشد جوازا جمله ی قسم حذف می شود و از واضح ترین دلایل برای حذف جمله ی قسم (وادات همراه آن) وجود یکی از الفاظِ«لقد»، «لئن» و «مضارع مبدوء به لام مفتوحه و مختوم به نون تاکید» بیان شده است.مثل (ولقد صدقکم الله وعده) که در این صورت جمله ی قسم قبل از آن ها مقدر است.
- حذف حروف قسم و باقی ماندن اسم مجرور بعد از آن جایز است به شرط این که اسم مجرور لفظ جلاله ی الله باشد(بنا بر قول سیبویه) مثل (اللهِ لاساعدن الضعیف) همچنین حذف ادات قسم ومقسم به به خاطر وضوحشان در کثرت استعمال جایز است مثل (اقسم ان الحریه لغالبه)
- در این که نوع لام اول در مثل: والله لئن اَخلصتَ لی لاخلصن لک چیست اختلاف نظراست. بعضی از نحویون آن را «لام شرط» و بعضی دیگر آن را «لام موطئه» یعنی آماده کننده برای قسم دانسته اند چون ذهن را برای جمله ی جواب قسمی که بعد از آن می آید آماده می کند.
- اگر ادات قسم و شرط با هم جمع شوند جواب –اغلبا- برای متقدم آن هاست و متاخر جوابش حذف می شود. به همین سبب «نون» مضارع در دو فعل جواب قسم در آیه ی شریفه ی (لئن اخرجوا لا یخرجون معهم و لئن قوتلوا لا ینصرونهم) حذف نشده است.
- جمله ی قسم وجوبا در سه حالت زیر حذف می شود:
- قسم متاخر شود و جمله ای بر آن مقدم شود که ما را ازجواب قسم بی نیاز می کند. مثل(سعاده الامه رهن بعمل ابنائها، والله)
- قسم بین جمله ای قرار بگیرد که از جواب قسم ما را بی نیاز می کند. مثل(سعاده الامه والله رهن بعمل ابنائها)
- ادات شرط و قسم با هم جمع شوند و قسم متاخر شود.
نکته:جواب قسم در غیر این حالات جوازا به خاطر دلیل حذف می شودمثل(ص والقرآن ذی الذکر) که تقدیرش بنا بر آیات بعد «انک لمنذر» می باشد
- جواب قسم فقط جمله است. پس مفرد و شبه جمله نمی باشد.ولی گاهی اوقات جار و مجرور سد مسد جواب قسم می شود.
از آنجا که موضوع پژوهش بنده شباهت ها و تفاوت های حروف قسم است و دو قسمِ اسمیه وفعلیه از قسم بحث خاصی ندارد درفصل بعد با حروف قسم و ویژگی های آنها آشناخواهیم شد.
تمهید:
حروف قسم مشهور چهار حرف هستند که بامجرورشان متعلق به عامل (اقسم) یا (احلف) یا مانند اینها از افعالی که در قسم استفاده می شوند می باشند. از فعل قسم و فاعلش جمله ی فعلیه ی انشاییه ای تشکیل می شود که به آن جمله ی قسم می گویند. که این جمله باید فعلیه باشد چه فعلش مذکور باشد وچه محذوف.
البته لازم نیست که فعل قسم صریح در دلالت بر قسم باشد بلکه الفاظ دیگری هستند که به مجرد شنیدن آن ها فهمیده نمی شود که ناطق، قصدسوگند خوردن دارد بلکه نیاز به قرینه است مانند شَهِدَ در : (اشهد لقد رایت الغلبه للحق آخر الامر) که در اینجا قرینه وجود«لام» و «قد» بر فعل ماضی است.. بعد از جمله ی قسم نیاز به جمله ی دیگری است که به آن جواب قسم می گویند. لازم به ذکر است آشنایی با جمله ی جواب قسم شما را با قراین آشنا خواهد کرد.
آشنایی با حروف قسم:
از آنجا که دانستن شباهت ها وتفاوت های حروف قسم مستلزم شناخت حروف قسم است لذا در این قسمت با حروف قسم و خصوصیات آن ها آشنا خواهیم شد:
1-حرف باء:
باء اصل حروف قسم است و حرف جر بوده و از بقیه حروف جر به خاطر خصوصیات زیر جدا می شود:
- اجازه ی آشکار کردن فعل قسم مثال: اقسم بالله لارضینّک
- اجازه دخول این حرف برضمیر مثال: بک لافعلنّ
- اجازه ی حذف حرف باء و باقی ماندن مقسم به مثال: اللهِ لاکرمنک
4.فقط این حرف در قسم استعطافی استعمال می شود. مثال: بالله هل قام زید ای: اسالک بالله مستحلفاً
2-حرف واو:
حرف جری است که اسم ظاهر را جر می دهد و بر ضمیر داخل نمی شود.متعلق به فعل قسم محذوف اقسم بوده و جوابش فقط جمله ی خبریه است.
مثال: ( والقرآن الحکیم انک لمن المرسلین)
نکته:اگر بعد از واو قسم واو دیگری بیاید واو دوم واو عطف است چون هر واو قسم احتیاج به جواب قسم جداگانه دارد مثال: ( والتین والزیتون)
3-حرف لام:
حرف جری است که فقط بر لفظ جلاله ی الله داخل می شود.متعلق به فعل اقسم محذوف بوده ودر بین سایر حروف قسم خاص است به این خاطر که همیشه دلالت بر تعجب و قسم می کنددر حالی که سایر حروف فقط دلالت بر قسم می کنند. مثال: (لله!!انتصرت الفئة القلیلة المومنه بحقها علی الفئه الکثیره المختلفه) که در این جمله پیروزی عده ی کم در حالی که انتظار نمی رفت موردتعجب قرارگرفته است
4-حرف تاء:
تاء مجروره مختص به قسم است وفقط بر لفظ جلاله ی الله وارد می شود و متعلق به فعل محذوف اقسم است. مثال: (تالله لاکیدن اصنامکم)
البته گاهی اعراب مقسم به تاء را کلمه ی (ربی) و (رب الکعبه) و (الرحمن) قرار می دهند.
حال که با ویژگی های حروف قسم آشنا شدیم در ذیل، شباهت ها و تفاوت های آن ها را برایتان ذکر می کنیم:
شباهت ها و تفاوت های حروف قسم
- شباهت ها:
- همه ی حروف قسم حرف جر هستند.
- همه ی آن ها احتیاج به جمله ی قسمی دارند که باید فعلیه باشد.
- همه ی آن ها متعلق به عامل مذکور یا محذوف «اقسم» یا «احلف» می باشند
- اگر مقسم به لفظ جلاله باشد در همه ی حروف قسم جایز است حرف، حذف شده و مقسم به مجرور باقی بماند.
- تفاوت ها:
- همه ی حروف باید متعلق به فعل قسم وجوبا محذوف باشند ولی در حرف باءآشکار کردن فعل قسم جوازی است
- باء می تواند بر ضمیر داخل شود ولی بقیه ی حروف فقط بر اسم ظاهر داخل می شوند.
- فقط حرف باء در قسم استعطافی استعمال می شود
- حرف لام وتاء فقط بر لفظ جلاله ی الله داخل می شوندولی بقیه ی حروف بر هر اسمی داخل می شوند. البته گاهی اعراب مقسم به تاء را (ربی) و (رب الکعبه) و (الرحمن) قرار داده اند.
- حرف لام دلالت بر قسم و تعجب می کند ولی بقیه ی حروف فقط دلالت بر قسم می کنند.
- تاء مجروره فقط معنای قسم دارد ولی بقیه حروف معانی دیگری هم علاوه بر قسم دارند.
- باء و لام در قسم مبنی بر کسر بوده و واو و تاء مبنی بر فتح هستند.
برچسبها: ادبیات عرب, قسم, انواع قسم, قسم صریح


