37. آيات سجده اعم از واجب و مستحب پانزده آيه است، كه از آن ميان چهار آيه سجده واجب دارد كه بايد به هنگام خواندن يا شنيدن آنها سجده كرد و سورههايى را كه اين چهار آيه در آن هست «عزايم» نامند و اين چهار سوره عبارتند از: سجده، فصّلت، نجم، علق.
38. و ان يكاد: آغاز آيه ما قبل آخر از سوره قلم است و تمام آن (با آيه بعدى) چنين است: «و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصارهم لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنه لمجنون*
و ما هو إلّا ذكر للعالمين» (و بسيار نزديك بود كه كافران چون قرآن را شنيدند، تو را با ديدگانشان آسيب برسانند [چشم زخم بزنند] و گفتند او ديوانه است. و حال آن كه آن جز پندى براى جهانيان نيست) (سوره قلم، آيات 51 و 52). مفسران در شرح اين آيه گفتهاند كه عدهاى از كافران، چشم زنان حرفهاى و قهّار و شورچشم و گزندرسان طايفه بنى اسد را، كه به چشم زنى و آسيب رساندن با چشم به انسان و حيوان معروف بودند، آوردند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را چشم بزنند و از پاى درآورند، ولى حفظ الهى او را در امان داشت و اين آيه در اشاره به آن نازل شد و حسن بصرى و ديگران گفتهاند كه خواندن و به همراه داشتن اين آيه در دفع چشم زخم مؤثر است. همين است كه از آيه و ان يكاد، حرز و تعويذى به صورت گردن بند هم ساخته مىشود و به گردن اطفال مىاندازند. حافظ گويد:
حضور محفل انس است و دوستان جمعند | و ان يكاد بخوانيد و در فراز كنيد | |
(يعنى در را ببنديد كه نامحرمان وارد محفل انس ما نشوند).
39. در قرآن كريم از 25 تن از انبياى عظام الهى نام برده شده است و شرح مفصل يا كوتاه دعوت آنان قوم خود را به توحيد و نيكوكارى آمده است. اين پيامبران عبارتند از: 1. آدم عليه السّلام 2. ابراهيم عليه السّلام 3. ادريس عليه السّلام 4. اسحاق عليه السّلام 5. اسرائيل [يعقوب] عليه السّلام 6. اسماعيل عليه السّلام 7. الياس عليه السّلام 8. اليسع عليه السّلام 9. ايوب عليه السّلام 10. داود عليه السّلام 11. ذو الكفل عليه السّلام 12. زكريا عليه السّلام 13. سليمان عليه السّلام 14. شعيب عليه السّلام 15. صالح عليه السّلام 16. عيسى عليه السّلام 17. لوط عليه السّلام 18. محمد صلّى اللّه عليه و آله 19. موسى عليه السّلام 20. نوح عليه السّلام 21. هارون عليه السّلام 22. هود عليه السّلام 23. يحيى عليه السّلام 24. يوسف عليه السّلام 25. يونس عليه السّلام.
40. اعلام قرآن، يعنى شناخت و معرفى صاحبان نامهاى خاص در قرآن كريم كه اين نامهاى خاص 1) گاه شامل رجال است؛ مانند ذوالقرنين يا شعيب يا ابراهيم.
2) گاه شامل نساء است؛ مانند مريم و زنان بعضى انبيا يا زليخا كه تحت عنوان امرأة العزيز همسر عزيز مصر از او نام برده شده است. 3) گاه شامل اماكن جغرافيايى است؛ نظير مصر، مدين، مكه و مدينه. 4) گاه شامل غزوات است؛ مانند بدر، احد (از احد بالصراحه نام برده نشده است) يا حنين. 5) گاه شامل اقوام است؛ مانند عرب، عاد، يأجوج و مأجوج. 6) گاه شامل نام فرشتگان است؛ مانند جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، مالك دوزخ، هاروت و ماروت. 7) گاه شامل الهه كفر و بتان است؛ مانند عزّى، لات، منات، ود، سواع، يعوق. 8) گاه شامل ائمة الكفر است؛ مانند فرعون، سامرى، قارون. 9) گاه شامل موجودات غيبى اخروى است؛ مانند بهشت، جهنم، سلسبيل، كوثر. 10) گاه شامل كتب آسمانى است: زبور، تورات، انجيل و قرآن.
41. آيا قرآن غثّ و سمين دارد؟ اين مسأله از قديم معركه آراى قرآن پژوهان و قرآنشناسان مسلمان بوده است. از قدما كسى كه با صراحت تمام به اين سؤال جواب مثبت داده امام محمد غزالى است، كه طبق اعتقاد خود به غث و سمين داشتن قرآن كريم، كتابى به سليقه خود از آيات برتر قرآنى برگزيده است كه جواهر القرآن نام دارد و جمعا نزديك 1400 آيه (كمتر از يك چهارم كل آيات قرآن) برگزيده است.
در اين زمينه قابل توجه است كه يك قطعه دوبيتى فارسى كه گويندهاش مجهول است از قدما به دست ما رسيده است. در قدمت اين قطعه دوبيتى همين بس كه ابن عربشاه (احمد بن محمد، 791- 854 ق.) نويسنده كتاب عجائب المقدور فى اخبار تيمور (به عربى) اين دو بيت فارسى را به دو بيت عربى، كه هموزن و همقافيه آن است، ترجمه كرده است كه هر دو، هم دو بيت فارسى و هم دو بيت عربى را نقل مىكنيم:
در بيان و در فصاحت كى بود يكسان سخن | گرچه گوينده بود چون جاحظ و چون اصمعى | |
در كلام ايزد بيچون كه وحى منزلست | كى بود تبت يدا مانند يا أرض ابلعى | |
ما استوى في موقف الإفصاح منطيق و لو | قد سحبا سحب سحبان و اصمى أصمعى | |
فافتكر فيما ترى في منزل أعيى الورى | هل ترى تبت تحاذي قيل يا أرض ابلعي | |
(زندگى شگفتآور تيمور، ترجمه محمد على نجاتى، ص 337) 42. قاريان هفت گانه يا قرّاء سبعه، كه در واقع ائمه قراءت و قراءتشناس و مقرى (داناى علم قراءت و قراءتپژوه) هستند، عبارتند از: 1. عبد اللّه بن عامر دمشقى (م 21- 118 ق.) 2. عبد اللّه بن كثير مكى (45- 120 ق.) 3. عاصم بن ابى النجود (76- 128 ق.) 4. زبّان بن علاء ابو عمرو بصرى (68- 154 ق.) 5. حمزة بن حبيب كوفى (80- 156 ق.) 6. نافع بن عبد اللّه مدنى (70- 169 ق.) 7. على بن حمزه كسائى (119- 189 ق.).
43. متشابهات طبق تصريح قرآن كريم (آل عمران، 7) در قرآن كريم وجود دارد، يعنى آيهها و عباراتى از قرآن كه آنها را نمىتوان و نمىبايد به معناى ظاهرى گرفت.
مانند اين كه «عرش الهى بر آب بود». در برابر متشابهات، محكمات است كه بخش اعظم قرآن را تشكيل مىدهد و معناى آنها از ظاهرشان برمىآيد؛ مانند «الوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين» (بقره، 233) (مادران بايد فرزندانشان را دو سال كامل شير دهند). متشابهات در قرآن كريم در حدود دويست آيه در ميان 6236 آيه است.
تأويل متشابهات جايز و بلكه لازم است و آن وظيفه و در حد توان راسخان در علم و ايمان است. و برعكس، تأويل محكمات غير لازم و ممنوع است.
44. آيا تأويل قرآن را فقط خداوند مىداند؟ اين بحث معركه آراى مفسران و قرآن پژوهان اهل سنت و شيعه است و مرجع قرآنى آن آيه هفتم از سوره آل عمران است كه پس از بيان اين كه قرآن هم محكمات دارد كه اساس كتاب را تشكيل مىدهد و هم متشابهات، و بيان اين كه كژدلان در پى تأويل بر وفق هوى و هوسهاى خودهستند مىفرمايد كه: «و ما يعلم تأويله الّا اللّه و الراسخون فى العلم» كه اين عبارت قرآنى هم از نظر نحوى و هم بلاغى قابليت دو قراءت دارد: الف) قراءت وقف پس از اللّه، كه قراءت اكثر اهل سنت است مگر معدودى از بزرگان آنان، مانند زمخشرى، قاضى عبد الجبار همدانى، ابو السعود عمادى، آلوسى، قاضى بيضاوى و حتى نحويان بزرگى چون نحّاس، عكبرى و محمود صافى، ب) قراءت عطف، يعنى عطف الراسخون فى العلم به اللّه كه قراءت اكثريت قريب به اتفاق شيعه اماميه است و عدهاى از بزرگان اهل سنت كه نام بعضى از آنان را هماكنون ياد كرديم. آرى چون در اين آيه الراسخون فى العلم در مقام مدحند، و ندانستن تأويل قرآن مدح نيست، و چون اگر كسى جز خداوند داناى تأويل متشابهات قرآن نباشد، العياذ باللّه قرآن شبيه به معما و در نهايت ناقض غرض صاحب قرآن خواهد شد، و نمىتوان گفت كه حتى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه اطهار عليهم السّلام تأويل قرآن را نمىدانند، لذا در پاسخ به اين سؤال كه در صدر اين فقره آورديم مىگوييم كه آرى راسخان در علم كه در درجه اول عبارت از حضرات معصومين عليهم السّلام هستند (كه فرمودهاند: نحن الراسخون في العلم، فنحن نعلم تأويله/ ما راسخان در علميم، لذا تأويل قرآن را مىدانيم) و سپس ائمه علم و ادب و قرآن شناسان و قرآن پژوهان دانشور، داناى تأويل متشابهات و تواناى تأويل متشابهاتند.
45. قرآن كريم به انواع شكلها و شيوهها كتابت و چاپ شده است. از مهمترين خوشنويسان قرآن در عصر قديم، ابن مقله (واضع خط ثلث) و ابن بوّاب و ياقوت مستعصمى، و در اعصار جديدتر از همه مشهورتر احمد نيريزى است كه يكى از مصاحف كتابت او در عصر جديد تحت عنوان «قرآن مستضعفين» (پس از زدودن نام قبلى آن كه به پهلوى دوم مربوط بوده است) به طبع رسيده است. در جهان اسلام يكى از بهترين خوشنويسان معاصر، حامد الآمدى خطاط هنرمند ترك است، و ديگر عثمان طه خطاط هنرمند سورى و هم چنين قرآن به ابعاد مختلف كتابت و چاپ شده از جمله كل قرآن در يك صفحه (حتى كوچكتر از يك صفحه روزنامه اطلاعات)به طبع رسيده است كه طبعا بسيار ريز است و فقط با ذرهبين قابل خواندن است.
هم چنين با كاغذ بسيار نازك در ابعاد يك در دو سانتىمترى هم چاپ شده است. و يكى از كتابتهاى آن در قطع بزرگ كتابت بايسنقر ميرزا (802- 838 ق.) شاهزاده هنرمند تيمورى، به خطى است كه غير خبرگان آن را ثلث مىخوانند اما در واقع خط محقّق است، و در ابعادى تقريبا يك متر در نيم متر كتابت شده بوده و شايد هنرىترين خوشنويسى قرآن بوده است و گويا مدتها در دروازه قرآن شيراز محفوظ بوده است، سپس به جاى روزگار، مردم نامسؤول و بىفرهنگ روزگار، آن را صفحه- صفحه كردهاند و طوفان حادثه، يعنى همين تاراجگرى و طمّاعى، هر برگ آن را به ديارى افكنده است و امروز اغلب برگهاى آن در موزههاى معروف جهان محفوظ است.
46. نخستين چاپ قرآن به وسيله پاگانينى در ونيز در فاصله سالهاى 1503 تا 1523 م. انجام گرفته است. طبعهاى مهم ديگر قرآن كريم عبارتند از: طبع ابراهام هينكلمان در 1694 م. (هامبورگ)؛ طبع فلوگل (1834 م.، لايپزيك)؛ طبع سن پترزبورگ كه اولين طبع براى مسلمانان است در 1787 م.؛ طبع تبريز در 1242 ق.
يا 1244 ق. نخستين تصحيح و طبع علمى قرآن كريم در جهان اسلام مصحف قاهره است، در سال 1343 ق./ 1923 م.، تحت اشراف استادان الازهر، و با حمايت ملك فؤاد اول. اين مصحف بر معتبرترين كتب رسم الخط خاص قرآن و قراءات خاص قرآن استوار است و با روايت معيارين حفص از عاصم تدوين شده است.
مصحف مدينه كه امروزه مصحف عالمگير و رسمى جهان اسلام شمرده مىشود، بر همان تصحيح و طبع مصحف قاهره استوار است و به خط عثمان طه خطاط هنرمند سورى است.
درسنامه علوم قرآنى /حسين جوان آراسته
برچسبها: قرآن, نکاتی درباره قرآن, آیات سجده دار


