دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۸ توسط جعفرکارگزار

عاشورا در اندیشه شاعران قبل از صفوی

اگر چه اغلب «قوامی رازی شاعر شیعه مذهب را آغاز گر شعر عاشوارایی دانسته اند، اما نخستین قصیده منتقب و مرثیه را باید در دیوان «کسایی جستجو کرد و او را پیشگام شعر عاشورایی دانست او نخستین سوگنامه مذهبی را درباره فاجعه کربلا درقصیده ای آورده است که مطلع آن چنین است باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا آراست بوستان را نیسان به فرش دیبا «قوامی رازی شاعر شیعه مذهب قرن ششم به تقلید از کسایی واقعه کربلا را در شعرش ترسیم کرده و فریاد حق طلبان و بیدادگری یزیدیان را به گوش جهانیان رسانده است او در قصیده ای پنجاه و نه بیتی با مطلع روز دهم ز ماه محرم به کربلا ظلمی صریح رفت بر اولاد مصطفی هرگز مباد روز عاشورا در جهان کان روز بود قتل شهیدان کربلا این واقعه را توصیف کرده است در این مرثیه گویی شاعر خویش را در این واقعه قرار داده و آنچه می نگرد توصیف می کند. در یک طرف یزیدیان بی شمار تا بن دندان مسلح هستند و چون اژدهایان مخوف تمام میدانها را انباشته اند و در سوی دیگر حسینیان تشنه کام با عده ای اندک به خاطر افشای حقیقت به رهبری آزاد مردی از تباررسول الله(ص) آمده اند تا جان خویش را برای دین خدا نثار کنند و مرگ با عزت را برزندگی با ذلت ترجیح داده اند.در قرن ششم «سنایی شاعر عارف در یک مثنوی بیست و چهار بیتی طرفداری خویش را از خاندان عصمت و طهارت اعلام می کند.دشمنان قصد جان او کردندتا دمار از تنش برآوردنداو بر ابن زیاد و یارانش که با شمشیر آخته بر امام حسین (ع) حمله ور شدند و سر مبارکش را از تنش جدا کردند لعنت می فرستد و ندای حق طلبی را به گوش مردم می رساند وپایه های حکومت ظالم را متزلزل می سازد. او در مثنوی جان

سوز دیگری حماسه کربلا راتوصیف کرده و نسیم برآمده از کربلا را از گلزار بهشت می داند:حبذا کربلا و آن تعظیم کز بهشت آورد به خلق نسیم نکته در خور توجه این است که نه تنها شاعران شیعه مذهب بلکه شاعران سنی مذهب نیز در منقب سالار شهیدان سوگنامه سروده و با سرودهای خویش ندای مظلومیت سالارکربلا را به گوش آزاد مردان جهان رسانیده اند.«عطار نیشابوری شاعر و عارف قرن ششم و اوایل قرن هفتم ضمن مرثیه سرایی حسین را ولی خدا دانسته اند و سیرت نیکویش را ستوده و از تشنه کامی و سر بریده اش نالیده کیست حق را و پیمبر را ولی آن حسن سیرت حسین بن علی آفتاب آسمان معرفت آن محمد صورت و حیدر صفت او همچنین امام حسین (ع) را چراغ هدایت و دریای معرفت می داند و بر این عقیده است که همه عالم از نور پاکش منور شده است امامی که آفتاب خافقین است امام از ماه تا ماهی حسین است چو خورشید جهان را خسرو آمد که نه معصوم پاکش پس رو آمدچو آن خورشید اصل خاندان است به مهرش نه فلک از پس دوان است چراغ آسمان مکرمت بود جهان علم و بحر معرفت بود«مولوی شاعر و عارف قرن هفتم در مثنوی کربلا را همچون کعبه معرفی می کند:مسجد اگر کربلای من شوی کعبه حاجت روای من شوی او در غزلی دیگر به توصیف این مرغان عاشق کوی یار پرادخته که با رهایی از خویش به حقیقت رسیده اند:کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده تر زمرغان هوایی کجایید از زجان و دل رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی سیف فرغانی

از شاعران سنی و حنفی مذهب که قصیده ای در شهادت گوهر پاک علی مرتضی سروده و خسته دلان را در غم و ماتم فرو برده است ای قوم بر این عزا بگریید بر کشته کربلا بگریید«خواجوی کرمانی شاعر قرن هشتم درباره فاجعه کربلا بر این باور است که اگر کوه این مصیبت را بشنود دل افگار خواهد شد و تاب نخواهد آورد:حدیث مقتل او گر به گوش کوه رسدشود زخون دل اجزای او عقیق مذاب او در شعر دیگری امام حسین را گوشواره عرش جهان دار خرقه پوش خسرو صوفی نشان سلطان حیدری مروارید دریای شریعت محمدی معرفی می کند که بالب خشکیده به شهادتش رساندند و جهانی را در سوگ نشاندند:آن گوشوار عرش که گردون جوهری با دامنی پر از گهرش بود مشتری درویش ملک بخش و جهان دارخرقه پوش خسرونشان صوفی و سلطان حیدری در صورتش متین و در سیرتش مبین انوار ایزدی و صفات پیمبری در بحر شرع لولو شهوار و همچو بحر در خویش غرقه گشته ز پاکیزه گوهری خواجه ناصر بخاری شاعر قرن هشتم با حسن تعلیلی بسیار زیبا شکوفایی گل سرخ در بهار را از خون امام حسین می داند و آنانی را که بعد از شهادت آن سرور دل بر این دنیا بسته اند کوردلانی می داند که اگر دنیا وفایی داشت با فرزند پیامبر (ص) چنین نمی کردند:کوردلی کاوگزید دارفنابر بقا کرد سرای سرور در سر بیت حزن کشته یکی را به زهر، غم زده و تلخ کام خسته یکی را به تیغ تشنه لب و ممتحن گل شکفد در بهار سرخ زخون حسین سبزه بر آید زخاک سبز

زهر حسن درقرن هشتم «سلمان ساوجی در شعر خویش امام حسین (ع) را مظهر اسرار خدا،چشم و چراغ انبیاء، آرام جان علی مرتضی و گل رخسار آل مصطفی معرفی می کند که مدفن مقدسش کعبه عز و علا و منزلگاه آیات رحمت الله، مهبط انوار عز و شرف و مشهد آل عباست بوی خوش نسیم صبحگاهی از تربت با طراوت اوست و سیاهی شب از کلاله زلفش رنگ گرفته زوار حریمش عرشیان و افلاکیانند:خاک و خون آغشته لب تشنگان کربلاست آخر ای چشم بلابین جون جوی پایت کجاست جز به چشم و چهره مسپر خاک این در کان همه نرگس و گل رخسار آل مصطفاست ای دل بی صبر من آرام گیر اینجا دمی وین حریم بارگاه کعبه عزو علاست اوحدی یکی از شاعران دیگر است که در قصیده ای عزا به منقبت فرزند رسول الله پرداخته و از چشمها می خواهد بگریند و با سیل اشک صحرای کربلا را آبیاری کنند:این آسمان صدق و در اختر صفاست یا روضه مقدس فرزند مصطفی است این داغ سینه اسدالله و فاطمه است یا باغ میوه دل زهرا و مرتضی است این دیده خوابگاه حسین علی است این یا منزل معانی و معموره علاست ای چشم خاک شو که بیابان محنت است ای چشم آب ریز که صحرای کربلاست ابن حسام از شاعرانی است که در حال هجر به سر می برد او در فراق خویش راز به باد صبا می گوید و از او عاجزانه می خواهد که به مدینه و حجاز نزد رسول الله برود و از قبرستان بقیع بگذرد. آنگاه عازم نجف اشرف شود و پس از آن پیامش را همراه با

درود به برگزیدگان خدا به کربلای حسینی بگوید که چشمان او به خاطر هجر در خون نشسته است او در این قصیده شهید کربلا را با جهانی برابر می کند که از ستم شامیان در غمش اشکها روان است ای باد صبحدم خبر یار من بیار دانی چه خوش خبر یار من بیارتلخ است کام من سخنی از لبش بگو تنگ است عیش من خبری زان دهن بیاراو در قصیده دیگری آن حضرت را سرو باغ لافتا، گلبن باغ مرتضی نوبهار حسن قبله دعای مستمندان معرفی می کند که گرد و غبار مرکب زائرش دوای دیده نابیناست قندیل آفتاب کز او عرش راضیاست تاب شعاع روضه مظلوم کربلاست انوار لامعات مصابیح مرقدش چون پرتو لوامع مشکلات کبریاست


برچسب‌ها: محرم, عاشوراشعر, شاعری, مداحی
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک