درسنامه مبادی العربیه 4 منصوبات
افعال قلوب
افعال دو مفعولی :
دلالت بر یقین دارند: راًی ، عَلِمَ ، وَجَدَ ، اًلفَی ، دَرَیَ ، تَعَلَّم
مثال : وجدتُ العلمَ نافع
الف) افعال قلوب دلالت بر رجحان دارند:ظنَّ ، خالَ ، حَسِبَ ، زَعَمَ ، جعلَ ،عدَّ، حَجَا،هب
مثال : ظننتُ الدارَ قریبهً
افعال تحویل : صَیَّرَ ، رَدَّ ، تَرَکَ ، غادَر ، وَهَبَ ، تَخِذَ ، جَعَلَ. -
مثال : صیَّرتُ الطینَ خَرَفاً
ب) افعال عطا و بخششی: افعالی هستند که دو مفعول آن در اصل مبتدا و خبر نیستند.
مثال: اعطیتُ الفقیرَدرهماً ===> الفقیرُدرهمٌ (در جایگاه مبتدا و خبر نادرست است.)
در اینجا الفقیرَ ، مفعول اول و درهماً مفعول دوم است.
نکات :
1- افعال قلوب بر سر مبتدا و خبر می آیند و بعد از گرفتن فاعل ، مبتدا وخبر را به عنوان دو مفعول خود منصوب می کنند .
مثال : علمتُ العلمَ مفیداً ===> العلمُ مفیدٌ (درجایگاه مبتدا و خبر است )
2- افعال قلوب در صورت بی نیازی از مفعول دوم، به همان یک مفعول اکتفا می کنند و معمولا زمانی است که علم به معنای عرف و وجد به معنای لَقِیباشد .
مثال : علمتُ المسالة
3- تمامی افعال قلوب غیر از « هب و تعلَّم » متصرف اند.( یعنی دارای صیغه های ماضی ،مضارع، امر، اسم فاعل و اسم مفعول و مصدر هستند)
هب به معنای فرض بگیر و تعلَّم به معنای بدان جامد و غیر متصرف است و تنها فعل امر آن کاربرد دارد.
الغاء و تعلیق افعال قلوب :
تعریف الغاء : اگر فعل قلبی بعد از دو مفعول یا بین دو مفعول ذکر شود در این صورت جایزاست آن را از عمل ملغی کرده و به اصل خود یعنی مبتدا و خبر برگردند .
مثال : آتیاً الموتَ تعلمونَ / آتٍ الموتُ تعلمون ( زمانیکه هر دو مفعول بر فعل مقدم شوند)
آتیاً تعلمونَ الموتَ / آتٍ تعلمونَ الموتُ ( زمانیکه فعل میان دو مفعولش قرار گرفته
تعریف تعلیق : اگر بعد از افعال قلوب یکی از معلقات بیاید در این صورت این افعال در لفظ عمل نمی کنند ولی جمله بعد را سد مسدّ دو مفعول و محلاً منصوب میکند .به این معنا که عمل افعال قلوب را به خاطر وجود مانعی (معلقات) لفظاً لغو میکند
معلقات : « ما- إن – لا » نافیه /لام ابتدا / لام قسم / لو شرطیه/ کم خبریه و استفهامیه /لعّل استفهام
مثال : ظننت ما کلامُک صدقٌ
ظننتُ: فعل و فاعل /ما: حرف نافیه /کلامُک :مبتدا/ صدقٌ: خبر و جمله" ما کلامُک صدقٌ": سد مسد دو مفعولِ ظنّ و محلا منصوب
مثال : لا ادری متی السفرُ ( استفهامیه)
مثال :ظننتُ لجریرٌ أشعر من الأخطل ( لام ابتدا)
مثال :علمتُ لیقومنَّ زیدٌ ( لام قسم )
مثال :إن أدری لعَّله فتنهٌ لکم
مثال :أوَ لم یَرَوا کم أَهلکنا قبلَهم من القرون
*در صورتی که فعل قلبی متعدی به دو مفعول باشد و بعدش مصدر موول متشکل از « أنّ» به همراه اسم و خبرش و یا « أن » به همراه صله اش قرار گیرد، مصدر موول سد مسّد دو مفعول قرار میگیرد
مثال : زَعَمَ الذین کفروا أن لن یُبعثوا
فاعل و مفعولِ اول افعال قلوب می تواند ضمیر متصل با مرجع واحد باشد .
مثال : رأیتنی فی خطرٍ یعنی خود را در خطر یافتم (دیدم
برچسبها: عربی, صرف ونحو, ادبیات عرب, قواعد عربی


