درسنامه مبادی4 مبحث تعجب
ألفعلُ التعجب(و هو عاملُ المفعولِ به الثامنُ)
فعل تعجب را به عنوان یک عامل برای مفعول به را بررسی می کنیم:
برای فعل تعجب دو صیغه وجود دارد، که هر دو جامد(غیرمتصرف)هستند و هیچ موقع از صیغه ی مفرد تغییر نمی کنند.
1)ماأفعَلَهُ= ما أجمَلَ الربیعَ( الربیعَ مفعول به است و عاملش صیغه ی ما أجملَ تعجب است)
ما:نکره تامه است/مبتدا
أجمَلَ:فعل و فاعله هو مستتر(استتار وجوبی علی خلاف الاصل)
الربیعَ:مفعول به(متعجب منه)
2)أفعِل به=أجمِل بالربیعِ
أجمل:فعل تعجب
ب:زائده است
الربیعِ:لفظاً مجرور-فاعل و محلا مرفوع
گاهی به جای این دو صیغه برای فعل تعجب موارد زیر استفاده می شود:
صیغه فَعُلَ:یا اصالةً(حَسُنَ)یا باتحویل(عَلُمَ)استفاده می شود و این به شرط اینکه صلاحیت برای ساختن تعجب از آن داشته باشد
مثال: عَلُمَ زیدٌ حَسُنَ زیدٌ / حَسُنَ بزیدٍ
سماعی است:لله دَرُّهُ شاعراً(عجب شاعری است)
لله:خبرمقدم /دَرُّهَ:مبتدای موخر /شاعراً:تمییز
یالها حسرةً / واهاً له
**دو صیغه ی تعجب از افعل تفضیل(با تمام شرایطش)ساخته می شود؛
زمانی که از ثلاثی مزید(أکثر استخراجاً)،رنگها(أشدُّ احمراراً)،عیبها تعجب خواسته شود،ساخته می شود2 وزن أفعَلَ و أفعِل از ثلاثی ای که مطابق معنا قصد شده است از این ها و آنچه که شبیه آنهاست مثل افعل تفضیل است در مقایسه.
افعل تفضیل: أشَدُّ احمراراً
تعجب: ما أشدُّ احمرارَ هذه الوردة
شروط متعجب منه
معرفه باشد: ما ألَذَّ الثَّمَرَ(میوه چه لذیذ است)
یا نکره مختصه باشد:( نکره ای که برایش صفت بیاید):ماأسعدَ رجلاً یخافُ اللهَ.یخافُ اللهَ صفت است.
*نکته:
جایز نیست که متعجب منه نکره مبهم باشد مثل:ماأحسن رجلاً. در این صورت فایده ای ندارد و حتما باید نکره مختصه شود مثل:ما أحسنَ رجلاً یخافُ اللهَ
*نکته:زمانی که قرینه ای بر متعجب منه دلالت کند،آنگاه جایز است متعجب منه حذف شود:
مثال:أسمع بهم وأبصر بهم (به علت وجود قرینه متعجب منه باید حذف شود)
أسمع بهم و أبصر
صیغه تعجب صدارت طلب است،و معمولش بر آنها مقدم نمی شود و همچنین فاصله نمی باشد بین 2فعل تعجب و معمولهایشان به جزظرف و جارومجروری که متعلق باشند به فعل تعجب
مثال:ماأحسَنَ بالرجلِ أن یصدُقَ(چقدر برای مرد نیکوست که راست بگوید)
أقبح به أن یکذبَ(چقدر دروغگویی برایش زشت است)
***لایقال:
ماأحسَنَ بمعروفٍ أمراً(چون بمعروفٍ متعلق به امر است پس نمی تواند فاصله بین فعل تعجب و معمولش باشد)
ما أحسَنَ عندک جالساً(چون متعلق به فعل نیستند بلکه متعلق به مفعول هستند)
**منادا می تواند بین فعل تعجب و متعجب منه فاصله شود:
مثال:أعزز عَلیَّ أباالیقظانِ أن أراک صریعاًمُجدلّاَ(چقدر سخت است برای من ای ابایقظان که ببینم تو را به زمین افتاده و خاک آلود)
صیغه تعجب از زمان ماضی:
ما+کان(زائده)+أفعَلَ+متعجب منه
ما کان أجمَلَ منظرَالریاض
صیغه ی تعجب از زمان مستقبل:
ما أفعَلَ+مایکون+متعجب منه
ماأجمَلَ ما یکون منظرُالریاض
مایکون منظرُالریاض:مفعول و محلا منصوب-مصدر موول است.
ما مصدریه است
یکون فعل تامه است
برچسبها: عربی, صرف ونحو, ادبیات عرب, قواعد عربی


