151. ابنمجاهد(نابغهٔ فرزانهٔ بغداد) و ابنشنبوذ در کلام ابوطاهر: عقل ابنمجاهد بالاتر و بیشتر از علمش و علم ابنشنبوذ برتر و بیشتر از عقلش است
152. صفحات ۲۱۳ تا ۲۱۵: دلایل برتری قرائت عاصم... حفص از عاصم و او از ابوعبدالرحمانسلَمی و او از علی علیه السلام اخذ کرده/عاصم مورد وثوق همه بوده
153. در پاسخ به یک اتهام: نصّ کنونی قرآن با وضع موجود، اصولاً محصول کوششهای شیعه است و اینان هستند که در حفظ و ضبط قرآن تلاش کردند... ص۲۲۰
154. ص۲۲۱: از توحید مصحفها و املای مصحف واحد تا تحسین کتابت قرآن و ضبط حرکات به شکل کنونی، تماماً توسط سرشناسان دانشمند شیعه انجام شده
155. نسخ در لغت: فسخ و گسستن چیزی پیوندخورده/در اصطلاح قدیم:هرگونه تغییر در حکم سابق خواه کاملاً آنرا بردارد یا تخصیص یا تقییدی در آن ایجاد کند
156. نسخ مصطلح امروزی: حکم شرعی سابق، با تشریعی لاحق، کاملاً برداشته شود/شرط: ناسخ و منسوخ هر دو حکم شرعی باشند و حکم سابق اقتضای دوام داشته باشد
157. نسخ در شریعت، نسخ ظاهری است نه واقعی؛ زیرا:۱-تنافی میان احکام وجود ندارد ۲-هرگونه تجدیدنظر در ساحت قدس الهی راه ندارد
158. محکم در قرآن به ۳ معنی و تشابه به ۲ معنی به کار رفته/محکات: استوار و خللناپذیر، متشابهات: ما اُشکل تفسیره لمشابهته بغیره (تشابه حق و باطل)
159. تأویل، نوعی تفسیر است که علاوه بر رفع ابهام، دفع شبهه نیز میکند. پس موردد تأویل نسبت به تفسیر، اخصّ مطلق است.هرکجا تأویل باشد تفسیر نیز هست
160. زیادة المبانی تدلّ علی زیادة المعانی: هر چه بر موادّ لفظ افزوده شود، بر مفهوم بیشتری دلالت میکند
161. تفسیر: مطلق بیان و توضیح/تأویل: رفع شبهه، معنای دیگر: بطن قرآن (خضر به موسی: سأنبؤک بتأویل ما لم تستطع علیه صبراً)
162. ظهر قرآن:دلالت ظاهری قرآن و جنبه خصوصی/بطن قرآن:دلالت باطنی و برداشتهای کلی و همهجانبه/همین برداشتهای کلی است که تداوم قرآن را تضمین کرده
163. هر چیزی ۴ مرحله وجودی دارد: در ذهن، در لفظ، در کتابت، در خارج(وجود عینی)/ ابن تیمیه وجود عینی را تأویل دیگر وجودها میداند
164. تشابه در قرآن:اصلی:به خاطر کوتاهی لفظ و بلندای معنا پیش آید/عرضی:در صدراسلام شبهه نداشته امابعدها با آمدن مباحث کلامی وفلسفی و..شبههدار شده
165. یک موضوع برای فکر و تحقیق: محکمات و متشابهات که در قرآن اشاره شده، دقیقاً چیستند؟ ص۲۴۴: ۱۶ احتمال که علامه طباطبایی جمعآوری کرده
166. ابن رشد اندلسی (دانشمند و فیلسوف متوفای۵۹۵) گوید: مردم در برخورد با تعالیم شریعت، ۳ دستهاند:
1- کسانی که از حکمت متعالیه برخوردار و صاحب فکر و اندیشهاند، در برخورد با حوادث، استوار و بامتانت عمل میکنند.
167. ۲-عامه مردم که طبقه جمهور را تشکیل میدهند.اینان ممکن است چندان با علم و دانش سروکاری نداشته باشند اما طبعی سلیم،نیّتی پاک و دلی تابناک دارند
168. ۳- دسته سوم میانه این دو قرار دارند، نه از طبقه علمای راستین به شمار میروند و نه خود را جمهور مردم به حساب میآورند. این دسته...؛
169. این دسته خود را از سطح همگانی برتر و در ردیف دانشمندان میدانند، در صورتی که صلاحیت عرض اندام در آن عرصه والا را ندارند... ص۲۴۸ علوم قرآنی
170. تشابه، صرفاً درباره دسته سوم است! زیرا دانشمندان با دانش سرشار خود و جمهور با ذهن صاف و ساده خود شبههای در تعالیم شریعت احساس نمیکنند
171. چقدر این دستهبندی اون هم در ۸۰۰ سال پیش، جذاب بود! ... فقط صبح تا شب باید دعا کنیم جزء دسته سوم نباشیم که خسر الدنیا و الآخره میشیم :(
172. دلیل به شبهه افتادن دسته سوم:جایی که قرآن از عالم ماورای حس سخن گفته که در عالم شهود همانندی ندارد و به ناچار از مثالی قابل لمس استفاده کرده
173. یعنی آفرین به ابن رشد اندلسی... صفحات ۲۴۷ تا ۲۵۰ فوقالعاده بود! #کتاب «الکشف عن مناهج الأدلة» از ابن رشد باید خوانده شود
174. معتزله:اقتران ذات مقدسه به مبدأ صفات را منکرند؛منشأی برای صفات خدا وجود ندارد/اشاعره:منشأ اتصاف ذات حق اقتران به مبادی اوصاف است/ امامیه:..؛
175. امامیه(شیعه): راه میانهی معتزله و اشاعره؛ منشأ تمامی صفات کمال، جمال و جلال، صرفاً عین ذات مقدسه بدون هیچ پیرایه و پیوستگی است
176. تحیُّز یعنی اشغال مکان و دارا بودن جهت خاص (دارای جهتهای ۶گانه: راست،چپ،جلو،پشت،بالا،پایین)/اشعری قایل به تحیّز خداست و ۳۰آیه را شاهد آورده
177. خطبه ۱: أول الدين معرفته وكمال معرفته التصديق به، وكمال التصديق به توحيده، وكمال توحيده الإخلاص له، وكمال الإخلاص له نفي الصفات عنه،
178. لشهادة كل صفة أنها غيرالموصوف،وشهادة كل موصوف أنه غيرالصفة:فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه،ومن قرنه فقدثناه،ومن ثناه فقد جزأه،ومن جزأه فقد جهله
179. در قرآن، اِستوای بر عرش، کنایه از تدبیر امور و «کرسی» کنایه از سلطه کامل حق تعالی بر جهان هستی است
180. چه جالب! «خط اِستوا» از همون کلمه «ثمّ استوی علی العرش» میاد! اِستوا یعنی فراگیر... یعنی خطی که دور کره زمین را به فراگیرترین شکل گرفته
181. قد استوی بشرٌ علی العراق ... مِن غیر سیفٍ و دمٍ مُهراق (بشر -برادر عبد الملک بن مروان- بدون خونریزی بر عراق مستولی گشت)
182. آیاتی که در آنها صحبت از آمد و رفت پروردگار است(جاء ربُّک..) همگی یکگونه مجاز(مجاز حذف)واز متداولترین انواع مجاز در استعمالات جاری عرباند
183. ابوالحسن اشعری: نظَر در آیه «الی ربها ناظرة» به معنای «نگاه کردن» مؤمنان به خدا در قیامت است/امامیه: نظَر به معنای «نظر داشتن(چشم داشت)» است
184. زمخشری: شاهد: زمزمه دخترکی گدا در کوچههای مکه: عُیَیْنَتی نُوَیْظَرةٌ إلی الله و إلیکم!(چشمکان من به سوی خدا و شما مردم دوخته شده=چشمداشت)
185. اشاعره معتقدند خداوند اعضا و جوارح (دست و پا و صورت و..) دارد و آیاتی را شاهد آوردهاند؛ مثال: بل یداه مبسوطتان...
186. ید در قرآن ۱۲بار منسوب به خدا آمده؛منظور: قوت و قدرت/وجه:۱۱بار=نفس ذات مقدسه/عین،۵بار=عنایت خاص/ساق:۱بار=شدت و دشواری روز قیامت/کشف ساق=جدیت
187. ابوالحسن اشعری:لازمه توحید ربوبیت آن است که هر چه در عالم هستی پدید آید؛از جمله افعالِ(به ظاهر) اختیاری انسان،با اراده مستقیم خدا انجام گیرد
188. دلیل اشعری: چرا که غیرخدا نیز در پدید آوردن اشیا شریک میشود در حالی که «لا مؤثر فی الوجود إلا الله» / بیش از ۲۵ آیه شاهد آورده: در صفحه ۲۶۷
189. دلایل بطلان نظر اشعری:۱-وجدان،اختیاری بودن را میپذیرد۲-تحسین و تقبیح در صورت اختیار معنی دارد۳-آیات دال بر اختیار: ص۲۶۹؛بما کسبت ایدی الناس
190. انعام:۱۴۸:مشرکان میگویند:اگر خدا میخواست نه ما و نه پدران ما شرک نمیورزیدیم..آری،چنین دروغی را پیشینیان آنان نیز گفته و دچار عقوبت ما شدند
191. اضلال که در قرآن به خذاوند نسبت داده شده (یُضِلُّ الله...) جنبه مجاز دارد و استعارهای بیش نیست/به معنی «خذلان»=«بهخود واگذاردن» است
192. در قرآن لغاتی از ۳۰قبیله عربِ آن زمان به کار رفته؛ فلذا برخی فکر کردهاند لغات غریبه در قرآن هست!/بلکه این نوعی وحدت لغت عرب و شیوه ادبی است
193. ص۲۷۵: لیستی از قبایل، شهرها و مللی که لغتی از آنها در قرآن آمده و لیست آن لغات/منبع: کتاب الاتقان از جلال الدین سیوطی/مثال:مسغبه،واجفه،رُجز
194. در قرآن لغاتی وجود دارد که ریشه عربی ندارند/این موضوع عیب به حساب نمیآید/کتاب «المعرَّب»(ابومنصور جوالیقی) حاوی لغات فارسی دخیل در عربی است
195. حتی در شاهنامه فردوسی که سعی بر آن بوده تا صرفاً واژههای فارسی به کار رود واژههای بسیاری وجود دارد که ریشه عربی، ترکی و غیره دارند...ص۲۷۷
196. جالبه: سجّیل در اصل «سنگگِل»(کلوخ) از فارسی بوده/کلمه مسجد را هم خیلیها معرّب «مزگت» به معنای عبادتگاه دانستهاند
197. حروف مقطعه:۱۴حرف/ابتدای ۲۹سوره/مجموعاً با تکرار:۷۸حرف/فیض کاشانی با آنها این جمله را ساخته:صراطُ علیٍ حقٌ نُمسِکُه/یا:نصٌ حکیمٌ قاطعٌ له سِر
198. درباره حروف مقطعه بیش از ۲۰ نظریه هست/فخر رازی در تفسیر آورده/سه دسته کلی:۱-هیچ کس جز خدا نمیداند ۲-رمزی میان خدا و اولیا ۳-چیز خاصی نیستند
199. زمخشری گوید: یکی از معجزات حروف مقطعه این است که دقیقاً نصف حروف الفبا هستند و دقیقاً نیمی از صفات حروف را نیز دارا هستند؛ ...
200. نیمی از حروف مهموسه، نیمی از حروف مجهوره، نیمی از حروف شدیده،.. رخوه، .. مطبقه، .. منفتحه، .. مستعلیه، .. منخفضه، .. قلقله و... ص۲۸۱
برچسبها: علوم قرآن, تاریخ قرآن, علوم قرآنی


