دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم مهر ۱۴۰۱ توسط جعفرکارگزار

خلاصه فصل 5 تاریخ شیعه از کتاب تاریخ عمومی حدیث «دکتر مجید معارف»

مقدمه

نیاز مجامع علمی وبرخی مسائل دیگر موجب گردید تا از ابتدای قرن چهارم دانشمندان شیعه به تدوین کتبی جامع تر از کتب قبل اهتمام ورزند.
کتاب کافی جامع بین احادیث فقهی و اعتقادی می باشد.
محمد بن یعقوب کلینی و کتاب کافی
تولد و نشو ونمای اولیه
ایشان اطلاع دقیقی از سال تولدش نیست ولی زادگاهش کلین از توابع شهرری است و سال وفاتش درسال 329هجری در بغداد می باشد. پدر و دایی کلینی از مشایخ بزرگ زمان خود بوده اند چنانچه نجاشی از دایی او تعریف می کند. او به شهر های فم و کوفه و نیشابور و بغداد برای تحصیل رفته است .
ظهور ورشد تشیع در ری با کودکی او همراه بوده است. کلینی کتاب کافی را در دهه های آخر عمر خویش تألیف کرد و این زمانی بود که او مرجع شیعیان ری و محل مشتاقان علوم دینی بود. به نظر می رسد به دلیل همین مقام بود که یکی از دل سوختگان مذهب از او تقاضا کرد با نوشتن نامه ای تا کتاب جامعی تألیف کند.
کتاب کافی بیست سال زمان برد.او به قم در حال نوشتن این کتاب سفر کرده است و از کتابخانه استاد بزرگ خود علی بن ابراهیم قمی بهره جسته است.
در سال 327هجری به بغداد سفرکرد و در دوسال آخر عمر خود کتاب کافی را به جمع محدودی از یاران و شاگردان خود عرضه کرد. او علاوه برکافی تألیفات دیگری داشته است که اثری از آنها باقی نمانده است.
مشایخ و شاگردان کلینی
طبق بررسی های به عمل آمده در کتاب کافی ، مجموعا 15339روایت وجود دارد که سند آن با یکی از مشایخ کلینی شروع می گردد. کلینی روایات خود را مجموعا از سی و چهار نفر روایت کرده است.
مشایخ هشت گانه کلینی : 1-علی بن ابراهیم قمی 2-محمد بن یحیی العطار 3-ابوعلی اشعری 4-حسین بن محمد 5-محمد بن اسماعیل بندرفر6-حمید بن زیاد 7-احمد بن ادریس 8-علی بن محمد. در این هشت فرد محمد بن اسماعیل از اهالی نیشابور و راوی آثار فضل بن شاذان است و حمید بن زیاد از راویان اهل کوفه است.
اکثر شاگردان کلینی که ادعای آنها مسموع بوده و تاریخ به نقل اسامی آنان تصریح دارد مردانی از کوفه و بغداد هستند.
محمد بن احمد بن سنان زاهری توانسته است کتاب کافی یا قسمت هایی از آن را در ری از کلینی دریافت کند.
از قرائنی روشن می شود که کلینی نتوانست تمام کتاب خود را به سماع و قرائت بگذارد ودلیل این امر کوتاه بودن عمراو واقامتش در بغداد است .
کتاب الکافی در زمان های متعدد مورد توجه حوزه های علمیه قرار گرفت و بعنوان مرجع علمی بشمار آمد به طوری که می توان قائل به تواتر تاریخی این کتاب از عصر مولف تا کنون بود.
بررسی وجه تسمیه کتاب :
وجه تسمیه این کتاب به کافی از طرف خود مولف نبوده است و مهم ترین دلیل عدم اشاره کلینی به نام کتاب در خطبه آغازین کتاب است. هرچند که در دوره های بعد ، شیخ طوسی و نجاشی از کتاب کلینی به نام کافی یاد کرده اند.
عنوان کافی از خطبه آغازین وی در شروع کتاب اقتباس شده است.
بررسی انگیزه کلینی در تألیف کتاب
درخواست یکی از دوستان ومریدان کلینی از او که دقیقا مشخص نیست چه کسی بوده است ولی احتمالا وی محمد بن احمد بن عبدالله بن قضاعه صفوانی یا محمد بن ابراهیم نعمانی بوده است.
انگیزه دیگر کلینی در تألیف کتاب کافی وجود روایات متعارض در آن دوره و اهتمام او به حل این مشکل با جمع آوری مجموعه ای از روایات صحیح و عاری از اختلاف بوده است.
معیارهای کلینی در تمییز روایات صحیح از غیر صحیح که در مقدمه کتاب آمده است :
1-عرضه حدیث به قرآن کریم 2- مقابله حدیث با فتوای عامه 3-عرضه حدیث با سنت اجتماعی و قطعی پیامبر4-معیارتسلیم و رضا که با اشاره کلینی همه روایات را نمی توان با این سه معیار نخست سنجید و باید به تسلیم و رضا رجوع کرد.
تسلیم و رضا یعنی در مقابل روایاتی که سندشان صحیح است و از سایر قرائن نیز صحیح هستند او یکی را اختیار کرده و دیگری را رها کرده است و این موجب می شود تا زمینه اجتهاد را در انتخاب برخی روایات و فروگذاشتن برخی دیگر که مخالف هستند بوجود آورده است واین موجب شده تا علاقمندان به حدیث را این کتاب بی نیاز نسازد و ازهرجهت مورد تأیید دانشمندان پس از وی قرار نگیرد.
ملاحظاتی چند درباره ساختار کتاب و سیره کلینی درآن
کتاب کافی دارای سه بخش است
1-اصول: شامل 10 کتاب است ازکتاب "العقل و الجهل" تا کتاب "العشرة"
2-فروع: شامل 26 کتاب است از کتاب "الطهاره" الی "الایمان و النذور و الکفارات – "
3-روضه: بوستانی از روایات پراکنده است
بخش اصول و فروع مجموعا از 326 باب تشکیل شده است.
شیخ مفید در مورد کتاب کافی می‌گوید : الکافی و هو اجل کتب الشیعه و اکثرها فائدة .
بحثی در سند روایات
وجود سند به صورت معنعن
سند روایات کافی به صورت معنعن است یعنی حلقه‌های سند با لفظ عن به یکدیگر مربوط شده اند
در اینگونه اسناد وجه تحمل واسطه‌های سند معمولا پوشیده می ماند و اگرکتمان وجه عمدی باشد از نظر دانشمندان حدیثی، نوعی تدلیس به شمار می رود ولی درمورد شیخ کلینی که وثاقت و امانت او مورد تأیید همه است آوردن اسناد به صورت معنعن تفسیری جز اختصار سند ندارد.
ارسال و تعلیق در سند پاره‌ای از روایات
کلینی وقتی به چند روایت با سند مشترک می رسد معمولا روایت اول را با سند کامل آورده و روایت دوم را با تعبیر و بهذاالاسناد بسنده می کند . در برخی موارد نیز در سند روایات ، قطع یا تعلیق یا ارسال به چشم می خورد مثل این الحسین بن محمد عن المعلی بن محمد عن بعض اصحابه عن ابی بصیر قال که اینگونه روایات در معیار متأخران ضعیف است ولی در معیار متقدمان که صرف وثوق به صدور یک روایت از معصوم در صحت آن کفایت می کند اشکالی ندارد.
مشترکات در اسناد روایات:
در اسناد روایات الکافی مشترکاتی وجود دارد که تمییز برخی به راحتی امکان پذیر بوده ولی برخی به سختی قابل تشخیص است. مثل احمد بن محمد ، ابن سنان ، حماد ، ابن محبوب ، ابن فضال و محمد بن اسماعیل .
مطلب دیگر اینکه شیخ کلینی در بعضی موارد بجای نقل روایت از مشایخ حدیث مستقیما به کتب حدیثی مراجعه می کردند و از آنها نقل روایت می کردند لذا اسناد کتاب مورد استفاده را که حاکی از اجازات علمای حدیث در انتقال کتاب است در صدر روایت درج کرده است تا این روایات به عارضه ارسال دچار نگردد لذا درسند پاره ای از روایات کافی اشکال سند مربوط به ضعف مشایخ اجازه است تا ضعف راویان و مشایخ حدیث. که این برخلاف سیره شیخ طوسی است.
وجود ضعفا در سند روایات
شمار محدودی از سند های روایات کافی از دیدگاه های علمای رجال مثل کشی و نجاشی و شیخ طوسی مورد تضعیف قرار گرفته اند. این عده غالبا در شمار غلات قرار داشته و یا به کذب ، تخلیط ، سوء حافظه و ... مبتلابوده اند. ولی سیره قدما در صحت تشخیص حدیث صحیح حذری در نقل روایت نمی گذاشته است.
بررسی مصادیق "عده" کلینی در "عدة من اصحابنا"
مراد از "عده" در "عدة من اصحابنا": عده ای از مشایخ کلینی یا مشایخ اجازه می‌باشند که کلینی از باب اختصار سند و یا از جهت اینکه ذکر یا عدم ذکر اسامی آنان دخلی در سقم یا صحت روایت نداشته، از درج نام آنان خود داری ورزیده.
نجاشی به نقل از کلینی گفته است: هرجا در کتاب من آمده: عدة من اصحابنا عن احمد بن محمدبن عیسی این عده عبارتند از محمد بن یحیی و علی بن موسی و داود بن کوره قمی و احمد بن ادریس و علی بن ابراهیم قمی می‌باشند.
شیخ صدوق
ابوجعفر محمد بن علی موسی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق درسال 306به بعد به دنیا آمده است.
شیخ صدوق پس از وفات پدرش درسال 329به مجلس درس اب.جعفر محمدبن حسن بن احمد بن الولید روی آورد و مدت پانزده سال از محضر آن دانشمند بزرگ بهره ها گرفت.ودر محضراین استاد برای نخستین بار با معیارهای نقد و بررسی روایات آشنا گشت به طوری که از بعضی کتب شیخ صدوق بر می آید وی علی رغم ارادتی که به پدر خود می ورزید در بعضی موارد آراء ابن الولید را بر آراء پدرش ترجیح داده است.
پس از مرگ ابن الولید به فاصله اندکی به دعوت رکن الدوله بویهی ومردم ری به ری رفت ریاست آنجا را برعهده گرفت.
مشایخ و شاگردان شیخ صدوق
1-ازبین مشایخ شیخ صدوق چهار نفر از اهمیت بیشتری برخوردارند و آنها عبارتند از :
1-پدرش علی بن حسین بن بابویه قمی 2-محمد بن حسن بن احمد بن الولید 3-محمد بن علی بن ماجیلویه 4-محمد بن موسی بن متوکل
2-ضمنا در میان مشایخ شیخ صدوق عده ای از دانشمندان اهل سنت به چشم می خورند که او برای بدست آوردن روایات نبوی از ناحیه آنان به آنها مراجعه کرده است.
3-ابن الولید در تکریم شخصیت شیخ صدوق از پدرش موثرتر بوده است واین مطلب مربوط به درک بیشتر حضور علمی ابن الولید می شود چون شیخ صدوق آثار پدرش را بیشتر توسط رساله ای که وی برای فرزندش به یادگار گذاشته است .
4-در میان شاگردان شیخ صدوق افرادی مثل شیخ مفید و سید مرتضی به چشم می خورند.
شرایط سیاسی و فرهنگی شیعه در عصر شیخ صدوق
1-زندگانی شیخ صدوق همزمان با حاکمیت آل زیار و آل بویه در ایران بوده است که برای دانشمندان شیعه تکریم زیادی قائل بودند و همچنین در مصر حکومت به دست فاطمیون شیعی بود و در موصل و نصیبین ، حلب و شام ، آل حمدان زمامدارمسلمانان بودند که گرایش شیعی داشتند و همین باعث شد تا شیخ صدوق اولا درکمال سهولت سفرهای علمی خود را آغاز کرده وبا پشت سرگذاشتن شهر ودیار های مختلف ازمحضر اساتید شیعه و سنی استفاده کند و متقابلا احادیث خود را در اختیار علاقه مندان قرار دهد. ثانیا بدون خوف وترس با مخالفان مدهب تماس گرفته و مناظره هایی را انجام دهد و یا کتب ومقالات خود را در دفاع از تشیع و رد عقاید مخالفان انتشار دهد.
آثار و مولفات شیخ صدوق
1-شیخ صدوق بیش از بیست و پنجاه اثر داشته است که متأسفانه بیشتر آنها به ما نرسیده است.
2-هدف عمده شیخ صدوق در تألیف کتابهایش برطرف ساختن نیازهای علمی و تحقیقاتی طبقات مختلف مردم بوده است.
3-درآثار شیخ صدوق ابتکار جالب او در تبویب روایات وموضوع بندی آن است که در نوع خود بی نظیر است مثل معانی الاخبار ، الخصال ، علل الشرایع ، توحید...
بررسی کتاب من لا یحضر الفقیه
انگیزه نوشتن کتاب من لایحضر الفقیه به گفته خود مولف درخواست شخصی به نام شریف الدین ابوعبدالله معروف به نعت از ایشان که محمد بن زکریای رازی کتابی در طب دارد به نام من لایحضره الطبیب ولی کتابی مثل این کتاب در فقه نیست پس تو کتابی در حلال و حرام و شرایع و احکام بنویس با نام من لایحضره الفقیه .
منابع مشهور کتاب من لایحضره الفقیه عبارتند از کتاب حریر بن عبدالله سجستانی ، کتاب عبدالله بن علی حلبی ، کتب علی بن مهزیار اهوازی است.
بررسی انگیزه مولف
شیخ صدوق این کتاب را نوشته است تا بتواند پاسخگوی مسائل شرعی مردم باشد تا یک کتاب درسی برای حوزه های علمی و دینی او جهت سهولت دستیابی به این روایات نخست روایات کتاب را باحذف یا تعلیق سند درج کرد اما به عوض در پایان کتاب به تنظیم مشیخه یا سندنامه ای اقدام کرد تا اتصال سند روایات را نشان دهد.
مدارک شیخ صدوق در تألیف کتاب من لایحضر الفقیه
1-او به کتاب های حریزبن عبدالله سجستانی و عبدالله بن علی حلبی و ابن ابی عمیر ازدی دسترسی داشته و این عده بعضا بایک واسطه از راویان امام صادق بوده اند. شیخ صدوق همچنین با تکیه بر تصانیف عده ای از بزرگان شیعه مثل علی بن مهزیار اهوازی ، حسین بن سعید اهوازی کتاب خود را نوشته است.
2-سه مرجع عمده شیخ صدوق در تألیف من لایحضرالفقیه عبارت از کتاب الرحمة سعد بن عبدالله اشعری جامع استادش ابن الولید و کتاب شرایع پدرش بوده است.
3-شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه انقیاد کامل خود را درزمینه جرح وتعدیل را از استاد خود اعلام می کند.
4-کتاب شرایع درواقع عصاره اطلاعات و تصنیفات علی بن حسین بن بابویه در رشته های فقه و عقاید بوده است.
5-شیخ صدوق از جامع کلینی نیز استفاده می کرد ولی روش او آن بود که در درجه اول از مآخذ اولیه و کتب مشایخ خود استفاده می کرد . اما درصورتی که حدیث مورد نظر وی در این کتب موجود نبود او از جامع کلینی استفاده می کردو نقل حدیث می نمود.
6-در بین منابع شیخ صدوق کتب و مصادرغیرقابل اعتماد نیز می باشد.
7-یکی از اشکالات وارد برکتاب شیخ صدوق مرسل بودن بسیاری از روایات است.
8-درمیان منابع شیخ صدوق کتبی وجود دارد که ایشان نام آن را درفهرست خود مندرج کرده است ولی باتوجه به فقدان این فهرست ما اطلاعاتی در مورد اعتبار این کتب نداریم.
بررسی روایات کتاب من لایحضره الفقیه
روایات من لایحضره الفقیه 5963تعداد هستند از این رقم تعداد 2500حدیث مرسل است ومنظور از مرسل در روایات صدوق عبارت است از روایاتی که واسطه اخذ از معصوم در آن مشخص نیست و یا عبارت از روایاتی است که گرچه شیخ صدوق نام راوی یا صاحب کتابی که روایت را ازآن نقل می کند آورده است ولکن در مشیخه خود طریقی تا آن راوی یا صاحب کتاب ذکر نکرده است.
شیخ صدوق به عنوان یک محدث به نقش سند در ارزش گذاری یک روایت کاملا واقف بوده است اما از آنجا که مخاطب وی درکتاب من لایحضره الفقیه دردرجه نخست مقلدان و عموم طبقات بوده اند و چنین گروه هایی برای دریافت حکم و فتوای دینی احتیاجی به سند روایت ندارند چنان که گفته شد او روایت کتاب را نخست به صورت معلق ویا حذف سند درج نمود ولی آنگاه که متوجه شد این کتاب قابل استفاده جهت علما نیز می باشد مشیخه ای تألیف کرد تا احادیث آن را از حالت ارسال خارج کند ولی در این مسأله کاملا توفیق نیافت.
بررسی رجال و طرق شیخ صدوق در مشیخه
شیخ صدوق به ترتیب استفاده از کتب و اصولی که روایت آنها را استخراج کرده است - یا دارای طریق مشخصی از مشایخ خود تا صاحبان آن کتب بوده - مشیخه خود را تنظیم کرده است. در این مشیخه شیخ صدوق تنها به ذکر طریق خود اقدام کرده و جز در موارد بسیار معدود سخنی از جرح و تعدیل به میان نمی آورد.
چند نکته در مورد مشیخه شیخ صدوق
1-120نفر از کسانی که روایات آنها با تعلیق سند درج شده است طریقی برای آنان در مشیخه وجود ندارد و شیخ صدوق در این مورد دچار فراموشی شده است.
2-تعداد پنجاه نفراز کسانی که سند روایت به آنها منتهی می شود دارای کتاب یا اصلی نبوده اند تا شیخ صدوق به استخراج روایت از کتب آنها اقدام کرده و طریقی تا آنها ذکر کند. شیخ صدوق با استفاده از کتاب جامع ابن الولید و الرحمة سعد بن عبدالله به ذکر روایات این اشخص مبادرت کرده است.
3-بیش از پنجاه نفر از کسانی که سند روایات در من لایحضرالفقیه به آنان ختم می شود از سوی علمای رجال تضعیف شده ویا مجهول الحال می باشنداز جمله می توان به اشخاصی چون : جابربن یزید جعفی ، حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی ، محم بن شهاب زهری اشاره کرد.
جمع بندی و نتیجه گیری
حدود یک پنجم روایات من لایحضره الفقیه که اندازه 1642حدیث می شود معتبر و صحیح هستند که آقای محمد باقر بهبودی به عنوان صحیح الفقیه به عربی و گزیده من لایحضره الفقیه به فارسی جمع آوری کرده است.
البته بعضی ها به این نتیجه رسیده اند که همه ای احادیث کتاب من لایحضره الفقیه از شرایط صحت برخوردار بوده و برای هرعصر و هر زمان قابل اعتماد است.
در پاسخ به کلام فوق باید گفت : 1-تصریح شیخ صدوق به صحت مندرجات من لایحضره الفقیه چیزی جز حکم یک فقیه به صحت فتاوایش نیست و حکم وی به صحت مطالب رساله تنها برای وی و مقلدانش معتبر و قابل اعتماد بوده ولزوما برای فقهای دیگر حجیتی ندارد.
2-جدا از سند بخشی از روایات کتاب ، در متن و سند روایات مسند نیز مشکلات چندی به چشم می خورد .
شیخ طوسی و تهذیب و استبصار
ابوجعفر محمد بن حسن طوسی فقیه ، رجالی ، مفسر ، ادیب ، متکلم که به حق وی را شیخ الطائفه لقب داده اند.
زمانی که شیخ طوسی وارد بغداد شد این شهر ازنظر علمی دراوج اقتدار به سر می برد و در عهد او متکلمان بزرگی از شیعه و سنی وجود داشتند مثل قاضی عبدالجبار معتزلی ، قاضی ابوبکر باقلانی ، علی بن عیسی رمانی و محمد بن محمد بن نعمان بغدادی معروف به شیخ مفید که به شهادت ابن ندیم شیخ مفید سرآمد متکلمان عصر خود بود.
حوزه بغداد در عصر شیخ طوسی
شیخ طوسی در شرایطی پا به بغداد گذاشت که از یک طرف بین شیعیان و عموم اهل سنت منازعات علمی و مذهبی جریان داشت و این منازعات که گاه به دلیل آمیخته شدن با تعصبات فرقه ای به درگیری و خشونت می انجامید واز طرف دیگر در بین مشایخ شیعه نیز وحدت و هماهنگی کامل وجود نداشت و حتی امنیت علمی و تحقیقاتی به خطر افتاده بود.
مشایخ شیخ طوسی
مشایخ اصلی شیخ طوسی پنج نفر هستند که عبارتند از :
1-ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان یا شیخ مفید
2-ابو عبدالله حسین بن عبیدالله غضائری
3-ابو عبدالله احمد بن عبدالواحد بن احمد بزاز معروف به ابن الحاشر یا ابن عبدون
4-ابوالحسین علی بن احمد بن محمد بن ابی جید
5-احمد بن محمد بن موسی معرو ف به ابن صلت اهوازی
درمیان دونفر به نام شیخ مفید و غضائری اثر بیشتری در رشد علمی شیخ طوسی داشتند.
شیخ طوسی مدت زیادی توانست از محضر سید مرتضی نیز بهره ببرد واو بیشتر در زمینه فقه و کلام و اصول و ادبیات از این عالم بهره برد.
آثار و مولفات شیخ خط کلی آثار
چنانکه روشن است دو کتاب از کتب اربعه حدیث و دو کتاب از کتب رجالی از آثار این دانشمند است .
و همچنین رجال کشی نیز توسط این دانشمند در اختیار طبقات بعد قرار گرفت .
از این رو شیخ طوسی موقعیت بی نظیری در بین دانشمندان شیعه پیدا نمود چنان که او را مهم ترین حلقه ای است که طبقه متقدمان را به متأخران وصل می کند.
شیخ طوسی و تهذیب الاحکام و الاستبصار
تهذیب الاحکام در یک نگاه
1-به دلیل توجه زیاد علمای شیعه به این کتاب ، کتب زیادی بر مبنای تهذیب نوشته شد و به طوری که شیخ آغا بزرگ تهرانی تذکر می دهد شانزده شرح و بیست حاشیه بر آن نوشته شده است.
2-انگیزه شیخ طوسی برای تألیف این کتاب جمع تعارض میان روایات است چنانچه خود اشاره می کند که دوست فاضلی این درخواست را از او می کند و او به درخواست آن فرد لبیک می گوید: در این شرایط اهتمام به تألیف کتابی که بتواند اخبار متناقض و احادیث اختلافی را به نحوی با یکدیگر جمع کند از مهم ترین خدمات دینی و از بالاترین وسائل تقرب به درگاه الهی است و این کار برای همه طبقات نو آموز گرفته تا پژوهشگران مفید است . تاملاتی در سیره شیخ طوسی :
انگیزه و معیارهای مولف
1-او رساله مقنعه شیخ مفید را به عنوان چارچوب کار خود انتخاب کرد تا اولا از اعتبار استاد خود به عنوان مرجع شیعیان استفاده کند و ثانیا بین دیدگاه های استادان مختلف خود درزمینه حدیث توافق به عمل آورد .
2-شیخ طوسی عملا در برخی از نظریات شیخ مفید مانند عدم اعتبار حجیت خبر واحد تشکیک وارد نمود.
3-شیخ طوسی با آوردن روایات ضعیف در تهذیب الاحکام موجب گردید سیره غضائری نیز تضعیف شده و بالاخره متروک گردد زیرا وی در پذیرش روایات معیاری انتخاب کرد که عملا با معیاردانشمندان قبل از وی تفاوت داشت.ونتیجه این دیدگاه این شد روایات زیادتری نسبت به قبل از شیخ طوسی به عنوان روایات قابل قبول شناسایی شود . شیخ طوسی علاوه بر آن در پذیرش اخبار مرسل توسعه ای قائل گردید که تا قبل از وی معمول نبود.
بررسی سند روایات
در جلد نخست ، روایات تهذیب معمولا با سند کامل درج شده و این روایات اکثرا به توسط شیخ مفید نقل گردیده است.
اما پس از وفات شیخ مفید ، شیخ طوسی تصمیم گرفت مستقیما به کتب پیشینیان مراجعه کرده و از این کتب روایات خود را استخراج کند . او بدین صورت واسطه بین خود و صاحبان کتاب را حذف نموده و سپس در پایان کتاب جهت خارج کردن روایات از عارضه ارسال به نگارش مشیخه ای مبادرت کرد.
سیره شیخ در زمینه جرح و تعدیل روات و روایات :
1-شیخ طوسی یعد از درج اخبار ضعیف ضرورتی در نقد و بررسی آن اخبار ندیده و جز در مواردی به جرح راوی نمی پردازد وعلی رغم تخصصی که این دانشمند در شناخت رجال ضعیف ونسخه های جعلی ومشکوک داشته است ، تنها در حدود بیست مورد به جرح مستقیم بدنام و کذابان حدیث تراش اقدام نموده است.
2-شیخ طوسی تنها در صورتی به ضعف یا جهالت راوی اشاره می کند که روایت ، مخالف با فتوای مشهور یا حدیث صحیح بوده ، این تعارض به حدی رسد که جمع بین دو روایت ممکن نگردد.از این رو با تحقیق در روایات کتب شیخ طوسی و بررسی طرق و اسناد این دانشمند تا صاحبان اصول و مصنفات اولیه ، ضعف بسیاری از روایات و طرق شیخ طوسی شناخته می شود.
3-شیخ طوسی در بسیاری از موارد پس از ذکر یک خبر به مقایسه محتوای آن با فتوای اهل سنت پرداخته و سپس به عنوان حدیثی که در شرایط تقیه صادر شده است اصالت آن را رد می کند. از این رو باید گفت کتاب های تهذیب الاحکام و استبصار در شناخت شرایطی که امامان در آن زندگی می کنند و نیز بررسی عنصر تقیه در مسیر حدیث شیعه ، منابع قابل توجهی است. ضمن آنکه این مطلب در جای خود معرف تسلط شیخ طوسی درشناخت آراء و نظرات فقهی اهل سنت می باشد.
الاستبصار در یک نگاه
1-این کتاب به گقته مولف خود در سه جزء تألیف شده است که دو جزء آن در عبادات و جزء سوم مربوط به معاملات و بقیه ابواب فقه است.
2-شیخ طوسی کتاب الاستبصار را پس از کتاب تهذیب الاحکام وبا استفاده از این کتاب تألیف کرده است . منتهی این کتاب شامل تعدادی از کتب تهذیب است نه همه آن ودیگر آنکه کتاب تهذیب جامع اخبار مخالف بایکدیگر و موافق باهم است در صورتی که کتاب اخبار کتاب الاستبصار منحصر به اخبار مختلف و ذکر طریق جمع بین آنها است.
3-علت تألیف کتاب الاستبصار درخواست جمعی از دانشمندان از ایشان به جهت نوشتن کتابی که احادیث مختلف را به طور اختصار و جداگانه جمع آوری شود ودر ضمن به نکته اشاره کردند که هیچ یک از علمای بزگ ما - درباره اخبار و فقه و حلال و حرام کتاب نوشته اند- دراین باره کتابی ننوشته اند - و از شیخ طوسی درخواست کردند تا چنین کتابی تألیف کند.
و همچنین خواستار این شدند که شیخ طوسی همان مسلک تهذیب الاحکام را بپیماید.


برچسب‌ها: حدیث, تاریخ حدیث, علم الحدیث, درایه الحدیث
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک