دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم مهر ۱۴۰۱ توسط جعفرکارگزار

مذکر و مؤنث

تقسیمات اسم از نظر جنس :

اسم یا بر جنس مرد دلالت می کند ( مُذکّر) و یا بر جنس زَن (مُؤنّث) و هر کدام یا واقعی است (حَقیقی) و یا فرضی( مَجازّی)

و لذا اسم از نظر جنس بر چهار نوع است :

1- مُذکّر حقیقی : که بر نام یا صفت انسان یا حیوان نر دلالت می کند( مذکر حقیقی همان نری است که در مقابلش ماده باشد) مانند : عالِم (مرد دانشمند) اَب(پدر) اَخ (برادر) اِبن(پسر) رَجُل( مرد) ثَور(گاو نر) جَمَل (شتر نر)حِصان (اسب نر) اَسَد(شیر نر) عُصفُور(گنجشک نر) دیک( خروس) اَکبَر( مرد بزرگتر).

2- مؤنّث حقیقی : که بر نام یا صفت انسان یا حیوان ماده دلالت کند . مانند:

عالمِهَ ( زن دانا) اُمّ( مادر) اُخت ( خواهر) بِنت ( دختر) اِمرَاَه(زن) بَقَرَه( گاو ماده) ناقَه(شتر ماده) حَجر(اسب ماده – مادیان) لَبُوئَه( شیر ماده) عُصفُورَه (گنجشک ماده) دَجاجَه (مرغ) کُبری( زن بزرگتر).

3و4 مُذکّر و مُؤنّث مجازی : اسمائی هستند که بر جنس نر یا مادّه دلالت ندارند بلکه

برای اجسام و اشیاء بی روح (غیر از انسان و حیوان) مذکّر و مؤنّث قرار داده شده
( گروهی را مذکر و گروهی را مؤنث فرض کرده اند) مثلاً کلمات : کتاب (نوشته) قَلَم (خامه) قَمَر (ماه) رَأس ( سر) اَنف (بینی) صِراط( راه) اینها مُذکّر استعمال شده اند. و کلمات : نار (آتش) شَمس(خورشید) نَفس(جان) عَین (چشم) یَد (دَست) لَیل(شب) اَرض(زمین) اینها مؤنّث استعمال شده اند. به این نوع کلمات، مذکّر و مؤنّث مجازی گویند.

برای شناخت مذکّر و مؤنّث های مجازیّ : قاعده صحیحی در دست نیست و باید بکتب لغت مراجعه کرد. ولی همین قدر می دانیم که کلمات زیر مؤنث مجازی استعمال شده اند :

1- اجزاء زوج بدن : مانند یَد( دست) رِجل(پا) عَین (چشم) اُذُن( گوش) جاجِب (ابرو) شَفَه(لب) فَخِذ(ران) رُکبَه ( زانو) سِنّ ( دندان) اِصبَع( انگشت) ظُفُر(ناخن) . ولی اجزاء فرد بدن مانند : اَنف( بینی) رَأس (سر) – ذَقَن( چانه) لِسان( زَبان) حَلق( گلو) و غیره مذکر استعمال شده اند.

2- نام شهرها – کشورها – قُراء – قَبائل و نژادها مانند : طهران – ایران – هشام – فارس – قُرَیش – یَهود (قالَتِ الیَهُودُ).

3- تمام جمع های مکسر مانند : قُلُوب – کُتُب – اَقلام - دَفاتر ( غیر از انسان ها مانند رِجال یعنی مردها) همه مؤنث محسوب شده اند.

4- اسمائی که تای مُدَوَّره ( ه) داشته باشند مانند : آیَه ، رَحمَه ، نِعمه

5- اسمائی که الف مقصوره داشته باشند. کُبری ، صُغری، عُظمی، دُنیا.

6- اسمائی که الف ممدوه زائد داشته باشد مانند : بَیضآء – حَمرآء – صَحرآء ( که از بَیَضَ – حَمَرَ – صَحَرَ – گرفته شده).

عَلامَتِ تأنیث : سه تاست :

1- تای مُدَوَّره (ه) 2- الف مَقصوره (ی) 3- الف مَمدوده (آء) (موارد 4 و 5 و6) هر کلمه ای که دارای هر یک از این سه علامت شد ( اگر چه مذکر یا مؤنث حقیقی هم باشند) به آنها مؤنّث لفظی گویند. مانند : اِمرَاَه – فاطمِهَ – حَمزَه – مُعاویه – مُوسی – عیسی - زَکریّا

مؤنّث معنوی : اسم مؤنّثی که سه علامت ثانیت را نداشته باشد( چه حقیقی و چه مجازی ) مانند: اُمّ – مَریم – زَینب – هِند – یَد – اَرض – نَفس – عَین . همه اینها مُؤنّث معنوی هستند ( چون علامت تأنیث ندارند).

توجه : گاهی تائی در آخر کلمه می چسبد که علامت تانیث نیست، مانند : عَلّامَه
( بسیار بسیار دانا) صَدُوقَه( بسیار بسیار راستگو) قَتّالَه( بسیار کشنده) به آن تاء مبالغه گویند.

و یا تائی معنی یکتائی می دهد. مانند : شَجَرَه ( یک درخت) – حَجَرَه ( یک سنگ) – ضَربَه (یک ضربه) و به آن تاء وَحدَه گویند و یا تائی معنی مَصدری می دهد مانند: مُکاتَبَه – مُجالَسَه – اِنسانِیَّه به آن تاء مَصدّرِی گویند.


برچسب‌ها: عربی, قواعدعربی, صرف ونحو, حروف
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک