«هل» دو گونه است: 1- بسيطه 2- مركّبه
الف: با «هل بسيطه» از اصل وجود چيزى يا عدم وجود چيزى پرسش مىشود، مانند:
«هل العنقاء موجودة» آيا عنقاء وجود دارد؟ و يا «هل الخلّ الوفّى موجود» آيا دوست باوفا موجود هست؟ در اين دو سئوال، از «وجود فى نفسه» يعنى از اصل وجود آن چيز، سئوال شده است يا به تعبير ديگر، پرسيده شده كه اساسا اين چيز وجود دارد؟
ب: و با «هل مركّبه» از وجود چيزى براى چيز ديگر يا از عدم وجود چيزى براى چيز ديگر، پرسش مىشود.
مثل: «هل المرّيخ مسكون» آيا كره مريّخ زيست كننده و ساكن دارد؟ و «هل النبات حسّاس» آيا گياه، احساس دارد؟ در اين دو مثال، از وجود زندگى براى مريّخ و از وجود احساس، براى گياه، سؤال شده است
سوم: «هل» بر امور زير داخل نمىشود:
1- بر منفى، پس گفته نمىشود: هل لم يفهم علىّ؟
2- بر مضارعى كه زمان حال را مىفهماند، پس گفته نمىشود: هل تحتقر عليّا و هو شجاع؟
3- و سر انّ، پس گفته نمىشود: هل انّ الامير مسافر؟
4- بر سر شرط، پس گفته نمىشود: هل إذا زرتك تكرمنى؟
5- بر حرف عطف، پس گفته نمىشود: هل يتقدم يا هل ثم يتقدم؟
6- بر اسمى كه پس از آن فعل باشد، پس گفته نمىشود، هل بشرا منّا واحدا نتبعه؟ به خلاف همزه كه بر همه اينها داخل مىشود
و بدانكه به وسيله همزه و هل از ما بعد اين دو سئوال مىشود چون اين دو، حرف است و معنى مستقلّى ندارد. (يعنى مقصود از پرسش، چيزى است كه پس از اين دو ذكر مىشود).
چهارم: باقى مانده ادات استفهام (غير از همزه و هل) تنها براى طلب تصور، وضع شده است و از معناى آنها سئوال مىشود. اين ادات، عبارت است از: ما، متى، أيّان، كيف، أين، كم و أىّ. و چون از معناى اينها سئوال مىشود در جوابشان مسئولعنه، مشخص مىگردد.
يعنى در حقيقت، جواب، مسئول عنه است.
توضيح: وقتى ما با «متى» سئوال مىكنيم در حقيقت، از معنى «متى» مىپرسيم.
«متى» به معنى «كى» است. يا وقتى با «أين» سؤال مىكنيم از معناى آن، يعنى «كجا» پرسش كردهايم به خلاف همزه و هل كه معنايى غير از «آيا» ندارد.
جواهرالبلاغه1//ترجمه استادحسن عرفان


