اهميّت و ارزش تاريخ اسلام
جوامع چون موجودى زندهاند; هر يك هويتى مشخص دارند و در حركت خويش از سمتگيرى و كارمايههاى ويژه خود بهره مىبرند. شناسنامه هر ملتى بر اساس ميراثهاى تاريخىاش شكل مىگيرد. ميراثهاى تاريخى و فرهنگى جهان اسلام در واقع حافظه تاريخى ملتهاى مسلمان را شكل مىدهد; پيكر جامعه اسلامى را نيرو و نشاط مىبخشد و سبب پايدارى، استوارى و وحدت جهانى مسلمانان مىشود.
بىترديد آگاهى از تاريخ اسلام و بارور نگاه داشتن اين ميراث فرهنگى در پيروزى انقلاب جهانى اسلام، اثرى بنيادين دارد. تلاش دولتهاى استكبارى در جهت تغيير خط،
زبان، آداب و رسوم ملل مسلمان براى از بين بردن همين حافظه تاريخى و خود آگاهى مسلمانان بوده است، زيرا يادآورى روزهاى عظمت و قدرت، مسلمانان زير سلطه و تحقير شده را از نيرو و اميد برخوردار مىسازد و مكتب شعب ابوطالب و مقاومت حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) در آغاز نهضت، به حركتهاى اصلاحى و رهايىبخش، درس ايستادگى و نهراسيدن از توطئهها و محاصرهها مىدهد. افزون بر اين:
1. اثبات مسأله وحى و پيوستگى پيامبرخدا (صلى الله عليه وآله) به منبع لايزال الهى و معجزه جاويدان وى از طريق برخى از بررسىهاى تاريخى قابل تبيين و ارائه است.
2. آگاهى از رازهاى توفيق بسيار پيامبراكرم (صلى الله عليه وآله) در دگرگون ساختن بنياد نظام قبيلهاى جاهليت و تبديل آن به يك حكومت منسجم، پويا و زنده، در پرتو تحقيق در زواياى پيدا و پنهان گذشته تاريخ اسلام ممكن است.
3. دستيابى به بخش گستردهاى از مبانى نظرى و سنت عملى پيامبرخدا (صلى الله عليه وآله) و ائمهاطهار (عليهم السلام) در عرصههاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى و... تنها با ژرف نگرى در آينه حوادث تاريخ و دقت در گفتار و كردار آنان در برخورد با آن حادثه ممكن است.
4. از آنجا كه سرنوشت مردم مسلمان ايران با سرنوشت و فرهنگ اين آب و خاك گره خورده و اسلام و ارزشهاى دينى مبنا و رمز ماندگارى اين فرهنگ شمرده مىشود، وظيفه ملى ماست كه از پيشينه آنچه سرنوشت ملى و ميهنى ما بر آن استوار است، آگاهى يابيم.
تاريخنگارى در اسلام
بذر افكار تاريخى كه در قرآن و احاديث پيامبرخدا (صلى الله عليه وآله) جوانه زده بود، از همان آغاز ظهور اسلام روييدن آغاز كرد. تاريخنگارى در اسلام با جستوجو، گردآورى و نقل اخبار و رواياتى درباره رويدادهاى خاص، كه تا آن زمان سينه به سينه نقل مىشد، آغاز گرديد. اين تلاش در مدتى كوتاه بهبار نشست و با تنوع و ژرفاى ويژهاش در ميان ساير دانشهاى اسلامى جايگاهى والا و برجسته يافت. بهتدريج دانشى مدون شكل گرفت كه نه تنها شاخههاى جداگانه و مستقل داشت; بلكه از ادبيات متنوع و روشهاى خبريابى و پژوهشى ممتازى برخوردار بود. مورخ مسلمان مىكوشيد تا اخبار را با نقد و ارزيابى و تحقق صلاحيت راويان آن بپذيرد; بهطورى كه بعدها علم رجال و فن جرح و تعديل در شمار ابزارهاى اصلى او قرار گرفت.
از آنجا كه شخصيت پيامبرخدا (صلى الله عليه وآله) و زندگى پربار آن حضرت (صلى الله عليه وآله) الگوى همه مسلمانان بود، تاريخ نگاران مؤمن كار خود را با ثبت سيره نبوى و امور مربوط به نبردهاى وى آغاز كردند; سپس تاريخ عمومى نگارش يافت و به تدريج در علم تاريخ و فلسفه آن كتابهايى نوشته شد.
هرچند تاثير فعاليتها و منابع پيش از اسلام، مانند قصههاى ايام، انساب و... در روشهاى تاريخ نگارى اسلامى قابل انكار نيست; ولى گروهى بر اين باورند كه اين فعاليتها به پيدايش عقيده تاريخ نگارى خاصى نينجاميد و تنها شاخههاى متنوع تاريخنگارى اسلامى را شكوفا ساخت.
شعبههاى تاريخنگارى اسلامى
در باور بسيارى از پژوهشگران، تاريخنگارى، بخش عظيمى از فرهنگ مكتوب عصر اسلامى را به خود اختصاص داده و با تكامل عمومى نهضت فكرى و علمى در اسلام همداستانى داشته است. تاريخ از معدود دانشهاى هماره زنده تمدن اسلامى بهشمار مىآيد; زيرا گروهى از دانشوران، تدوين تاريخ را از مصاديق واجب كفايى دانستهاند.
برخى معاصران در طبقهبندى گونههاى تاريخنگارى اسلامى، اسامى كتب نوشته شده را ملاك قرار داده و بر اين اساس، نوشتههاى تاريخى مسلمانان و شعب تاريخنگارى را به هفت گروه عمده تقسيم كردهاند كه عبارتند از: سيرهنگارى و شرححال نويسى; تكنگارى در
مسائل و وقايع مهم; تاريخنويسى عمومى و تقويمى; تاريخنگارى براساس نسبشناسى; سبك خبرى و پيوسته; تاريخنگارى محلى و تاريخنگارى فرهنگى و اجتماعى.
برخى ديگر عنصر زمان، مكان و موضوع را لحاظ كرده و براى تاريخنگارى اسلامى شش روش عمده معرفى كردهاند كه بسيارى با تقسيم بالا مشترك است
بايد توجه داشت كه اولا برخى شيوههاى فوق جداى از هم نبوده و متداخلاند و در ثانى، منابع موجود نيز مىتواند در ذيل يك يا چند روش و شيوه قرار گيرد. درعينحال برخى منابع تاريخى، رأساً در تحت عناوين فوق قرار نمىگيرند.
از آنجا كه برخى ديگر از مورخان از وجود بيش از 40 شاخه تاريخ نگارى اسلامى خبر دادهاند كه در هر شاخه آن صدها كتاب نوشته شده است
بهمنظور تبيين نقش اساسى مسلمانان در سير تكاملى اين دانش، به برخى از مهمترين شاخههاى تاريخنگارى اسلامى اشاره مىشود:
1. سيرهنگارىها و شرححالنويسى (زيستنامهها)، مانند سيره ابناسحاق و سيره حلبى;
2. تاريخنويسى عمومى و تقويمى، مانند تاريخ طبرى، تاريخ يعقوبى، العبر ابنخلدون و اخبارالطوال دينورى;
3. تبارنامه نويسى (نسبنامه نويسى)، مانند الانساب سمعانى، جَمهرةالنسب كلبى و انسابالاشراف بلاذرى;
4. گاهشمارىها، مانند الايام والليالى والشهور يحيى بنزياد فراء، الشماريخ فى علمالتاريخ سيوطى;
5. رزمنامهنويسىها، مانند مغازى واقدى و الدّرر ابنعبدالبر;
6. تراجم و طبقات مانند طبقات ابن سعد;
7. رجالنويسى مانند رجال شيخ طوسى، رجال نجاشى و رجال برقى;
8. مقاتلنويسى و تكنگارى در مسائل و وقايع مهم، مانند مقتلالحسين ابىمخنف، وقعة صفين نصربن مزاحم و مقاتلالطالبيين ، ابوالفرج اصفهانى;
9. خراجنامهها (تاريخ اقتصادى)، مانند كتاب الخراج قاضى ابويوسف يعقوب بن ابراهيم;
10. تاريخ مذاهب و فرق، مانند الفرق بين الفرق ، و فرق الشيعه نوبختى و المللوالنحل شهرستانى;
11. تاريخ فتوحات، مانند فتوحات بلاذرى;
12. مسائل نظرى تاريخ، مانند تجارب الامم ابن مسكويه و مقدمه ابنخلدون;
13. خاطرهنويسى و سفرنامهها، مانند سفرنامه ابنبطوطه و ابنجبير;
14. سبك خبرى و پيوسته;
15. تاريخنگارى محلى;
16. فرهنگى و اجتماعى;
17. تاريخ علوم، مانند فهرست شيخ طوسى و ابن نديم;
18. كتب و تواريخ خطط، مانند خطط مقريزى كه به بناها و آثار شهرها مىپردازد;
19. تاريخ و قصههاى پيامبران، مانند قصص انبياى بشر نعمت الله جزائرى و ابواسحاق نيشابورى;
20. تاريخ سياسى و شيوه زندگى حاكمان.
مؤلف كتاب كشف الظنون ، درباره كتابهاى تاريخى مسلمانان تا قرن يازدهم مىنويسد: در پژوهشى كه انجام دادم به بيش از 13000 عنوان كتاب تاريخى دست يافتم كه برخى از عناوين آن بيش از 80 مجلد است.
برچسبها: تاریخ, اسلام, تاریخ اسلام, تمدن


