دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ توسط جعفرکارگزار

ما و من‏

«ما» براى پرسش از افراد غير عاقل وضع شده است و با آن طلب مى‏شود:

الف: شرح و بيان معنى كلمه (اسم) مانند: «ما العسجد» عسجد چيست؟

كه در پاسخ گفته مى‏شود: طلاست.

ب: با آن، بيان حقيقت چيزى (كه نام دارد) طلب مى‏شود، مثل «ما الشّمس» ماهيت و حقيقت خورشيد چيست؟ كه در پاسخ گفته مى‏شود: «كوكب نهارىّ» ستاره ويژه روز است.

ج: يا به وسيله آن، بيان ويژگى و صفت چيزى خواسته مى‏شود، همانند: «ما خليل» خليل چگونه است كه مثلا در جواب گفته مى‏شود: بلندقد يا كوتاه‏قد است.

در ترتيب و چينش عقلى، «هل بسيطه» بين «ما» يى كه براى بيان معنى كلمه است و بين «ما» يى كه براى شرح حقيقت است، قرار مى‏گيرد.

مثلا اگر كسى معنى «بشر» را نداند در آغاز، به وسيله «ما» يى كه براى بيان معنى كلمه است، مى‏پرسد: «ما البشر» و جواب مى‏گيرد: «انسان» سپس با «هل بسيطه» از وجود يا عدم آن، سراغ مى‏گيرد، بدين‏گونه كه مى‏پرسد: «هل البشر موجود» آيا بشر، وجود دارد؟ و جواب مى‏شنود: «نعم» آرى. پس از آن، درباره حقيقت بشر، با «ما» يى كه براى بيان حقيقت است، سؤال مى‏كند و مى‏گويد «ما البشر» يعنى حقيقت و ماهيّت بشر چيست؟ در اين هنگام، در جواب او مى‏گويند:«حيوان ناطق‏

و «من» براى استفهام وضع شده است و با آن، مشخص‏كردن افراد عاقل، خواسته مى‏شود، مانند: «من فتح مصر» چه كسى مصر را فتح كرد؟ و مثل: «من شيّد الهرم الأكبر»

چه كسى هرم بزرگتر را استوار كرد. و مثل: «من شيّد القناطر الخيريّه؟» چه كسى پل‏هاى خيريّه را ساخت؟ در پاسخ همه اين پرسش‏ها بايد از شخص عاقلى اسم برد.

«متى» براى استفهام، وضع شده است و با آن، مشخص شدن زمان، خواسته مى‏شود. چه آن زمان، ماضى باشد و چه مستقبل.

مانند: «متى توّلى الخلافة عمر» چه زمانى عمر، خلافت را به عهده گرفت؟

و مثل: «متى نحظى بالحريّة؟» كى ما از آزادى بهره‏مند مى‏شويم؟ (مثال نخست، براى پرسش از زمان ماضى است و مثال دوم براى پرسش از زمان مستقبل) و «أيّان» براى استفهام وضع شده است و با آن تنها تعيين زمان مستقبل، خواسته مى‏شود و فقط در جاهايى كاربرد دارد كه آن چيز مورد پرسش، هراس‏انگيز و بزرگ باشد.

مانند سخن خدا:«يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ؟» مى‏پرسد: كى روز رستاخيز مى‏شود

كيف، أين، أنّى، كم و أى‏

«كيف» براى استفهام و پرسش وضع شده است و به وسيله آن، مشخص‏كردن حالت، سؤال مى‏شود، مانند سخن خداوند متعال: «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ»چگونه‏است حال، آنگاه كه از هرطايفه‏اى گواهى آريم و تو را بر اين امّت، گواه گيريم. و مثل اين شعر: «و كيف ...»

چگونه از نادارى مى‏ترسم يا از دارايى محروم مى‏شوم با اين‏كه نظر امير المؤمنين، زيبا و بايسته است و «أين» براى استفهام وضع شده و با آن تعيين مكان خواسته مى‏شود. مانند:

«أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ»: شريكانتان كجايند؟

 (أنّى» براى استفهام وضع شده است و براى معانى بسيارى به كار مى‏آيد:

1- به معنى «كيف» استعمال مى‏شود، چون سخن خداى متعال: «أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها» چگونه خدا اين را زنده مى‏كند؟ در اين آيه شريفه، «أَنَّى» به معنى «كيف» آمده است.

2- و به معنى «من أين» به كار مى‏رود، مانند: سخن خداى برين: «يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا» اى مريم، اين، از كجا براى تو فراهم شده است؟

3- و به معنى «متى» استعمال مى‏گردد، مثل: «زرنى أنّى شئت». هرزمان كه خواستى به ديدنم بيا.

و كم، موضوعة للاستفهام و يطلب بها تعيين عدد مبهم كقوله تعالى: كَمْ لَبِثْتُمْ؟*

و «كم» براى استفهام، وضع شده است و با آن، تعيين عدد ناشناخته خواسته مى‏شود، همچو سخن خداى والا: «كَمْ لَبِثْتُمْ» چقدر درنگ كرديد؟

و «أىّ» براى استفهام، وضع شده است. اگر دو چيز، در امر فراگيرنده‏اى با هم اشتراك داشته باشند به وسيله «أىّ» تمييز و تشخيص يكى از ديگرى، طلب مى‏شود؛ مانند سخن خداى متعال: «أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً»: كدام‏يك از اين دو فرقه، موقعيت بهترى دارد؟

و با «أىّ» از زمان، مكان، حال، عدد، عاقل و غير عاقل سؤال مى‏شود، و اينها بر اساس مضاف‏اليه «أىّ» ارزيابى مى‏گردد، از اين‏رو «أىّ» معناى مضاف‏اليه خويش را پيدا مى‏كند.

اگر اضافه به چيزى شد كه معنى «ما» را افاده مى‏كند، حكم آن را مى‏گيرد و اگر به چيزى اضافه شد كه معنى «متى» با «كيف» يا ديگر ادات گذشته را مى‏فهماند، حكم همانها را پيدا مى‏كند.

(گفتنى است كه: «أىّ» به جمع هم اضافه مى‏شود و براى تشخيص يكى از ميان جمع نيز هست).

عرفان، حسن، ترجمه و شرح جواهر البلاغة، \بلاغت - قم - ايران، چاپ: 10، 1388 ه.ش.ج‏1 ؛ ص142


.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک