دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم مهر ۱۴۰۱ توسط جعفرکارگزار

تاريخ تحليلي اسلام نصیری رضی، محمد

موقعيت جغرافيايى جزیرة العرب

شبه جزيره عربستان در جنوب غربى آسيا، با حدود 3 ميليون كيلومتر مربع مساحت، بزرگ‌ترين شبه جزيره دنياست. اين شبه‌جزيره از طرف شمال بهوسيله ريگزارهاى بسيار وسيع به عراق و اردن محدود مى‌شود و با آن‌كه در شرق، جنوب و مغرب به خليج فارس، درياى عمان، خليج عدن و درياى سرخ مى‌پيوندد، جز در جنوب، از آب بهره چندانى ندارد.

‌ حاشيه باريكى از زمين‌هاى پيرامون آن، جنوب و نواحى كوهستانى معتدل، از نعمت باران برخوردار است; اما در ديگر مناطق، كوه‌هاى برهنه و صحراهاى خشك و غيرقابل سكونت فراوان به چشم مى‌خورد. ارتفاع ديوار بلند اين رشته كوه‌ها، كه از شبه جزيره سينا

آغاز و در امتداد درياى سرخ تا خليج فارس ادامه مى‌يابد، حدود 2470 متر است. در لابه‌لاى اين كوه‌ها دره‌هاى كوچك و بزرگى، كه ‌وادى‌ ناميده مى‌شود، بخش‌هاى مختلف اين سرزمين را به هم پيوند مى‌زند.

‌ جزيرة‌العرب، از نظر جغرافيايى، به سه بخش تقسيم شده است:

‌ 1. شمال و غرب (حجاز); اين بخش كه شهرهاى مكه، مدينه، طائف، ينبوع و جدّه را در بر مى‌گيرد، سرزمينى است كوهستانى با بيابان‌هاى وسيع، كم آب و غيرقابل كشاورزى.

‌ 2. مركز و شرق (صحراى عرب); سرزمين بلند منطقه نجد، بيابان‌هاى وسيع نفود و بيابان‌هاى بسيار وسيع‌الربع الخالى به ترتيب در شمال و جنوب اين بخش قرار دارد.

‌ 3. جنوب (يمن); اين بخش كه در گذشته، عربستان خوشبخت يا يمن ناميده مى‌شد، شامل منطقه‌اى به شكل مثلث است كه ساحل درياى عرب، ضلع شرقى و درياى سرخ، ضلع غربى و خط فرضى ظهران ـ حضرموت، ضلع سوم آن را مى‌سازد. اين بخش پرنعمت‌ترين نقطه جزيره است; به‌گونه‌اى كه آثار تمدن درخشان و با عظمت آن تا امروز باقى و مشهور است.

‌ آثار تاريخى بسيار زيباى مأرب (شهر معروف سبا) و سد عظيم مأرب، كه به وسيله سيل ويران شد، زمين‌هاى حاصلخيز، معادن زرخيز صادراتى طلا و نقره و سنگ‌هاى گرانبهاى آن حكايت‌گر پيشرفت‌هاى هنرى، صنعتى و منابع طبيعى اين بخش است. همسايگان، كه از وجود چنين ثروتى در اين منطقه آگاهى داشتند، بارها به قصد تصرف بدان يورش بردند تا اين‌كه در سال 625 م. حكومت حِمْيريان يمن به دست ‌حبشيان‌ از ميان رفت.

‌ از رويدادهاى مهم دوره حكومت حبشيان، لشگركشى يكى از پادشاهان حبشى به‌نام ابرهه به مكه بود. او كه انديشه ويرانى كعبه و رونق كليساى صنعا را در سر مى‌پروراند قبل از كم‌ترين توفيقى به وسيله ‌طير ابابيل‌ نابود شد. در اين سال جهان بشريّت شاهد تولّد ولادت پيامبرخدا (صلى الله عليه وآله) بود

وضعيت سياسى

اساس مليت و بافت اجتماعى ـ سياسى، عرب‌هاى بدوى قبيله بود. مورخان ساكنان جزيرة‌العرب را به سه طبقه تقسيم كرده‌اند:

‌ 1. اعراب بائده; مراد قبايلى است كه در اوان ظهور اسلام به سبب نافرمانى، به وسيله بلاهاى آسمانى و زمينى از ميان رفتند

‌ 2. اعراب عاربه (قحطانيان); قبايلى كه در يمن و ديگر نقاط جنوبى عربستان زندگى مى‌كردند. قبايل فراوان اين منطقه، از جمله ‌اوس‌ و ‌خزرج‌ كه در آغاز اسلام دو قبيله بزرگ در مدينه بودند، از نسل يعرب بن قحطان شمرده مى‌شوند.

‌ 3. اعراب مستعربه (عدنانيان); مراد قبيله‌هايى است كه از طريق عدنان و با چند واسطه از فرزندان حضرت اسماعيل (عليه السلام) شمرده مى‌شوند.

‌ فقدان ايدئولوژى مشترك ميان اين قبيله‌ها، نبودن راه‌هاى ارتباطى مناسب بين آن‌ها، بُعد مسافت بين مناطق قابل سكونت و... سبب تفرقه و عدم استقرار حاكميت و نظم سياسى فراگير در حجاز بود. صحرانشينان و شهرنشينان عرب پيرو نظام قبيله بودند و به سبب نداشتن بينش تشكيلاتى اصيل، با تعصب و حميّت جاهلى خاص به قبيله خود و روابط و ضوابط قبيلگى مى‌نگريستند; به‌طورى كه اين عصبيت براى اعضاى قبيله محدوديت، جبر و ناسيوناليسم قبيله‌اى و براى رهبران آن‌ها نوعى استبداد مطلق پديد مى‌آورد. نماياندن فزونى افراد حتى به‌بهاى شمارش گور مردگان بخشى از نمودهاى اين تعصّبات بى‌اساس است

‌ ضميمه شدن روح جنگجويى، كه دستاورد طبيعى بيابان‌هاى خشك و سخت عربستان است، به اين عصبيت و ناسيوناليسم جاهلى، مى‌تواند توجيه‌گر بسيارى از جنگ‌هاى اعراب

(ايام العرب) باشد به‌گونه‌اى كه گاه به سبب برخوردى ساده ميان دو فرد، جنگ خونين قبيله‌اى به راه مى‌افتاد. بدين ترتيب، گذشته از تمدن غيرقابل انكار ‌سباء‌ و ‌مأرب يمن‌، هنگام طلوع خورشيد اسلام در سراسر عربستان، به ويژه منطقه حجاز، نه تنها نشانى از تمدن و سازمان اجتماعى حكومت به چشم نمى‌خورد; بلكه دشمنى‌هاى غيرقابل توجيه، سركشى و نافرمانى‌ها، زندگى فردى ـ قبيله‌اى و حتى تمدن آنان را در معرض سقوط جدى قرار داده بود.

وضعيت اقتصادى

پشتوانه‌اقتصادى عربستان، دادوستد جواهرات و سنگ‌هاى‌قيمتى، كشاورزى، دامدارى ـ‌در اندك مناطقِ برخوردار از آب ـ و درآمد حاصل از زيارت مكه در ايامى‌خاص بود. در داخل قبايل، غارت و دزدى، غنيمت‌ها، برده‌گيرى، قمار، ربا، كم فروشى و داد و ستدهاى نادرست نيز از عوامل كسب يا از دست دادن اموال بود.

‌ ارزنده‌ترين پديده اقتصادى در عربستان آن روز، برقرارى بازارها و نمايشگاه‌هاى فصلى بود كه براى رونق بخشيدن به تجارت داخلى و خارجى، در هر شهر و منطقه‌اى، متناسب با موقعيت جغرافيايى و اجتماعى، برگزار مى‌شد. دومه‌الجندل، مشقر، صحار، عدن، صنعا، عكاظ نام‌هاى شمارى از آن نمايشگاه هاست. تجار جاهلى در حاشيه نمايشگاه‌ها، براى گرم نگهداشتن بازار داد و ستد، مراسم خوشگذرانى، شادى، موسيقى، شعر خوانى و... برپا مى‌كردند.

‌ وضعيت معاش عرب‌ها اسفبار بود و زندگى در سراسر جزيره با دشوارى سپرى مى‌شد. امام على (عليه السلام) در اين باره مى‌فرمايد:

خدا محمد(صلى الله عليه وآله) را فرستاد‌... در آن زمان شما اى قوم عرب،... در بين سنگ‌هاى خشن و مارهاى گزنده مى‌خوابيديد، از آب تيره مى‌نوشيديد، غذاى خوبى نداشتيد، خون يكديگر را مى‌ريختيد، پيوندتان را از خويشان مى‌بريديد و جنگ مى‌كرديد.

اوضاع دينى

عنصر اصلى دين قبايل عرب جاهلى، شرك و بت پرستى و به تعبيرى، آميزه‌اى از تعدد خدايان( Polytheism ) و طبيعت‌پرستى بود. اعتقاد به جن، ارواح و پرستش ماه و ستارگان، به ويژه ستاره شعراى يمانى، در ميان برخى از قبايل رواج داشت بت‌ها و بتواره‌هاى عرب، كه شمار آن‌ها به 360 مى‌رسيد، اگر به شكل انسان بود ‌صنم‌ و چنانچه شكلى خاص نداشت، ‌وثن‌ ناميده مى‌شد; مانند سنگ‌هاى مقدس و برخى خانه‌ها و درختان

‌ در كنار بت‌هاى اختصاصى هر قبيله مانند بت‌هاى سواع، ودّ، يغوث، يعوق و نسر، مهم‌ترين بت‌هايى كه اكثر قبايل عربستان مركزى آن‌ها را عبادت مى‌كردند، عبارت بود از ‌لات‌، ‌منات‌ و ‌عزى‌. بت ‌هبل‌ كه به شكل انسان و بسيار مورد احترام بود، در داخل كعبه قرار داشت. البته مراسم تعظيم، طواف كعبه و توقف در عرفه در سايه اعتقاد به يك خداى مقتدر و مجرد كه در آسمان‌هاست و از عبادت خدايان ديگر جلوگيرى نمى‌كند، تحقق مى‌يافت. چنان‌كه گروهى از عرب‌ها نيز، بدون پيوستن به يهود و مسيحيت، از بت‌پرستى و انحرافات پرهيز مى‌كردند و خود را پيرو دين ابراهيم و اسماعيل (عليهما السلام) مى‌خواندند. اين گروه حنيف يا حنفا شهرت داشتند.

‌ مسيحيت و دين يهود در نقاطى مانند نجران و يثرب گسترش داشت و در مناطقى مانند

حيره، كيش زرتشتى نيز مورد توجه بود. يهوديان و مسيحيان كه به دلايلى به اين سرزمين پناه آورده بودند، با زمينه‌هايى كه برايشان فراهم مى‌آمد، ضمن به‌خدمت گرفتن امكانات، در گسترش دين خود مى‌كوشيدند. با آن‌كه بسيارى از آداب و احكام اين شرايع تحريف شده بود و با موازين خرد سازگارى نداشت; ولى گاه مورد توجه برخى از قبايل واقع مى‌شد. بسيارى از اسطوره‌ها، باورهاى موهوم و آداب و رسوم خرافى، كه در ميان عرب‌ها متداول بود، از آموزه‌هاى آيين يهود و مسيحيت شمرده مى‌شد. يعقوبى بيش از هشت نوع عقيده دينى براى عرب‌ها مى‌شمارد كه مهم‌ترين آن‌ها شرك و دهريت است.

‌ امام على (عليه السلام) در تبيين كيفيت دينورزى عرب‌هاى جاهلى مى‌فرمايد:

و شما اى قوم عرب، بدترين دين را داشتيد‌... در ميان شما بت‌ها افراشته و گناهان بال شما را بسته بود


برچسب‌ها: تاریخ, اسلام, تاریخ اسلام, تمدن
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک