طنزها و لطایف اخلاقی در ادب فارسی:فاطمه عسگری
مفهوم شناسی طنز
معنای لغوی طنز، مسخره کردن و طعنه زدن است و در اصطلاح، اثری است ادبی که جنبه های بد رفتارِ بشری، ضعف های اخلاقی و فساد اجتماعی یا اشتباه های انسان را با شیوه ای تمسخرآمیز، و در بیشتر موارد غیرمستقیم، بازگو می کند. شاعر یا نویسنده طنزپرداز با هدف اصلاح ناهنجاری های اخلاقی و نابسامانی های اجتماعی، افراد، آداب و رسوم و به طور کلی، مسائل جامعه را به سخره می گیرد. طنز گاهی اوقات، جنبه فلسفی دارد و همه جامعه بشری یا حتی دستگاه آفرینش را شامل می شود، ولی بیشتر آثار طنزآمیز جنبه سیاسی و اجتماعی دارد و نشان دهنده اعتراضِ طنزپرداز به اوضاع و احوالِ حاکم بر جامعه است.
مفهوم شناسی لطیفه
لطیفه، روایتِ داستانیِ مفرّح و کوتاه درباره شخص یا واقعه یا وضعیت و موقعیتی است و بنیاد آن بر پیوند حلقه های واقعی و تصادفیِ حادثه ای استوار است؛ لطیفه از پیوستنِ این حلقه های حادثه به یکدیگر تکوین و تحقق می یابد و معمولاً آخرین حلقه، سبب شگفتی و خنده می شود. لطیفه ها به قصدِ سرگرمی، شوخی، بدخواهی و افشاگری ارائه می شود و عقاید خاصِ اشخاص و جنبه های معیّنی از ویژگی شخصیتی یا حادثه ای یا وضعیتی و موقعیتی را به صورت مبالغه آمیز نشان می دهد.
مفهوم شناسی طنز اخلاقی
امروزه طنز دامنه وسیع و گسترده ای یافته است. در یک تعریف کلی، طنز اصیل یا اخلاقی عبارت است از: «هر بیان _ اعم از گفتار، رفتار، نوشتار و تصویر _ به ظاهر غیرجدی و بر مبنای لطیفه و مزاح که نمایانگر واقعیتی جدی و رساننده پیامی اصیل باشد.» به عبارت دیگر، هر بیان نغز و لطیف و دل نشین که در واقع به قصد توجه دادن مخاطب به نتیجه ای اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و... مطرح می شود، طنز نام دارد. این تعریف، همه گفتارها و کردارها، شعرها و نثرها، کاریکاتورها، کارتون های کودکان و فیلم هایی را که با استخدام لطیفه و در قالب شوخی و خنده، درصدد بیان واقعیت ها و حقایق موجود هستند، دربرمی گیرد. بنابراین تعریف، هرچند طنز در ظاهر، غیرجدی است و بر مبنای مزاح و شوخی و لطیفه و خنده استوار است، ولی در باطن، قصدش آگاهی و توجه دادنِ مخاطب به واقعیتی است کاملاً یا بعضاً گریه آور.
طنز از نظر ادبی، سبک و نوعی از ادبیات است که واقعیت های نفس آدمی یا یک گروه و جامعه انسانی را بزرگ تر نشان می دهد و ضمن انتقاد و محکوم کردن بدی ها، زشتی ها و کاستی ها، به تشویق خوبی ها، زیبایی ها و کمالات می پردازد. به عقیده یک نویسنده روسی، طنز، بالاترین درجه نقد و انتقاد ادبی است؛ البته نقد و انتقادی زیرکانه، غیرصریح و دل نشین و نیز انتقادی که چنان جذاب بیان می شود که نه تنها همگان را متوجه و متنبه می سازد، بلکه خطاکاران و مخاطبان اصلی خود را نیز به خود می آورد و به تفکر و اندیشه وامی دارد؛ انتقادی با حفظ حریم ادب و در کمال متانت که حتی در افرادی که از آنها انتقاد شده است، به جای ناراحتی و کینه و رد و انکار شدید، بیداری و توجه و زمینه پذیرش و تسلیم به وجود می آورد. به گفته یکی از اندیشمندان هم وطن: «طنز، نقدی است بر نارسایی ها و اشکالات اجتماعی و فردی، اما نقدی سازنده، نه سوزنده».
در حقیقت، طنز اخلاقی اگر هم به سرزنش و عیب شماری افراد یا جامعه ای می پردازد و درِ خنده و تمسخر را به روی فرد یا گروه یا جامعه ای می گشاید، نه با غرضِ عقده گشایی و انتقام جویی و تسویه حساب های شخصی، بلکه با هدف عالی اصلاح و تزکیه فرد یا جامعه است و همان گونه که به انتقاد از «وضعیت موجود» می پردازد، به «وضعیت مطلوب و آرمانی» نظر دارد.
تفاوت طنز با طنز اخلاقی
امروزه، بیشتر اوقات بر هر امر خنده دار، «طنز» اطلاق می شود و طنز در بسیاری از موارد، با مطربی، دلقکی، پوزخند، تمسخر، تحقیر و طعنه های زننده، یکسان انگاشته می شود. هدف چنین طنزی عبارت است از: رسانیدن مخاطب به خنده از سریع ترین راه و با هر وسیله ممکن. در چنین طنزی، هدف، خنداندن است و همه امور دیگر، وسیله. هنگامی که خنده هدف شود، عقل و حکمت و جدیت در بیشتر موارد کنار گذاشته می شود و دلقکی و سبُکی و هرزگی یکه تاز میدان می شود. در این صورت، طنز تنها وسیله ای برای لذت جویی و گذران بیهوده وقت خواهد بود؛ وسیله ای برای غفلت و بر باد دادن سرمایه عمر. چنین طنزی مانند میوه ای است خوش آب و رنگ با درونی پوسیده و گندیده؛ چون طبلی است پر سر و صدا، ولی توخالی؛ همانند درختی است به ظاهر زیبا و راست قامت، ولی از درون پوسیده و کرم خورده و بی ثمر.
چنین اموری _ که با استفاده از تحقیر، توهین، سرزنش، تمسخر و عیب جویی و هر وسیله دیگر، تنها در پی خنداندن است _ با معانی لغوی طنز بی تناسب نیست، ولی با معنای «طنز اخلاقی» فرسنگ ها فاصله دارد.
طنز اخلاقی نیز از نظر معنا و مفهوم، با معانی لغوی طنز بی مناسبت نیست، ولی تفاوت های آشکاری با آن دارد؛ طنز اخلاقی اگر زشتی ها و پلیدی های فردی یا اجتماعی را نشانه می رود و کاستی ها و عیب های فرد یا جامعه ای را با بزرگ نمایی آنها هدف می گیرد، مقصودش عیب جویی و تحقیر فرد یا جامعه نیست، بلکه هدفش آگاه ساختن فرد و جامعه از بیماری هایی است که به آن مبتلا شده اند، ولی از آن غافلند. طنز اخلاقی می کوشد با برجسته کردن کاستی ها و زشتی های موجود، همگان را از حقیقت آن آگاه کند و آنان را به سوی درمان بیماری ها و برطرف ساختن کاستی ها و ایرادها برای رسیدن به وضع مطلوب رهنمون شود.
تفاوت طنز اخلاقی با هجو، لطیفه و هزل
طنز اخلاقی در حقیقت، طنزی است با هدف تنبه و توجه دادن فرد یا جامعه به معایب و مفاسد خود، تحقیر و سرکوبی رذایل اخلاقی، رشد فضایل اخلاقی و در یک کلام، تزکیه، تهذیب، اصلاح و به تکامل رساندن فرد و اجتماع. هدف این نوع طنز، سرزنش و طعنه، عیب جویی و عیب شماری، کوبیدن و تحقیر، مسخره کردن و خندیدن به فرد یا جامعه نیست، بلکه در طنز اخلاقی همه این امور برای درمان بیماری های فرد و جامعه به کار گرفته می شود.
هرچند مبنای این طنز بر خنده و طعنه زدن به معایب و تحقیر رذایل و پلیدی ها استوار است، این خنده و طعنه نه از سر دشمنی، که از سر علاقه و دلسوزی است؛ غرض آن است تا بیماری را که درد خویش را فراموش کرده است، به هوش آورد تا درد را بیشتر حس کند و به چاره جویی و درمان آن بپردازد، ولی هجو به معنای برشمردن عیب های کسی و نکوهیدن و دشنام دادن به او در قالب شعر یا نثر است؛ نوشته ای است که شخصیت یا ظاهرِ فرد یا جامعه ای را گستاخانه به سُخره می گیرد و قصد از آن، معمولاً رنجاندن و آزار دادن است. وجه تمایز دیگر طنز با هجو در آن است که هجو معمولاً برانگیخته از حس کینه و بدخواهی است و جنبه شخصی دارد.
هزل نیز به معنای مزاح کردن و بیهوده گفتن است. در واقع هزل، شعر یا داستانی است که مضمونی رکیک و خلاف اخلاق و ادب دارد و هدف آن تنها تفریح و شوخی است. با این ویژگی، هزل از طنز که زمینه اجتماعی دارد و همچنین از هجو که جنبه شخصی دارد و قصد آن بدنام کردن فردی یا گروهی است، مشخص می شود. هزل، ظرافت طنز و قدرت تأثیر هجو را ندارد. با این همه، بسیاری از طنزها و هجوهای تند با هزل آمیخته است.
لطایف جمع لطیفه است و لطیفه در لغت به معنای گفتاری نغز، مطلبی باریک و نیکو و بذله و شوخی است و به طور کلی، هر سخن نیکو، گفتار نرم، کلام مختصر در غایت حسن و خوبی و سخنی باریک و خوش را، لطیفه گویند و مراد از آن، شوخی هایی است که بیشتر دربرگیرنده معانی انتقادی و انتباهی است.
در حقیقت، نویسندگان و دانشمندان اسلامی با استفاده از لطیفه، کوشیده اند تا خشکی جدیت و تلخی واقعیت را بگیرند و تأثیر و نفوذ آن را صد چندان کنند. ازآنجاکه حقایق، واقعیت ها و پیام های جدی، برای انسان، خشک و تلخ است و با روح لطیف او سازگار نیست، لطیفه و مزاح استخدام می شود تا تلخی، خشکی و سختی حقیقت و جدیت را بگیرد و پذیرش و تحملش را آسان کند. لطیفه درست مانند پوشش جذاب و شیرینی است که در اطراف کپسول های تلخ دارویی می پیچند تا تلخی آن قابل تحمل شود. ازآنجاکه بیان واقعیات و انتقاد از معایب و کوبیدن مفاسد فردی و اجتماعی، همچون داروی تلخی است که برای بیماری های فردی و اجتماعی لازم است، پوشش جذاب، رنگارنگ و شیرین لطیفه نیز لازم است تا تلخی و گزندگی آن واقعیات را کم رنگ یا بی رنگ سازد.
باغ، خندان ز گل خندان است
خنده آیین خردمندان است
خنده هرچند که از جدّ دور است
جدّ پیوسته نه از مقدور است
دل شود رنجه ز جِدّ شام و صباح
می کن اصلاح مزاجش به «مِزاح»
جدّ بود پا به سفر فرسودن
هزل، یک لحظه به راه آسودن
لیک هزلی نه که از دود دروغ
برد از چهره قدر تو فروغ
تخم کین در دل دانا کارد
خوی خجلت به جبین ها آرد
شو ز فیاضِ خرد، تلقین جوی
راست گوی، لیک خوش و شیرین گوی
عبدالرحمان جامی
برچسبها: ادبیات, فارسی, ادبیات فارسی, طنز


