در زنا شش خصلت است
رسول خدا فرمود اى گروه مسلمانان از زنا پرهيز كنيد كه در آن شش خصلت است سه در دنيا و 3 در آخرت آن 3 كه در دنيا است خرمى را ميبرد، پريشانى و تنگدستى را مىآورد و عمر را كوتاه ميكند و آن سه كه در آخرتست خشم خدا و بدى در حساب و جاويد ماندن در آتش دوزخ است، سپس پيغمبر فرمود هواى نفسشان بر آنها جلوهاى داد كه خدا بر آنها خشم كرد و در عذاب مخلد شدند در روايت ديگر پيغمبر بعلى (ع) فرمود آن سه خصلت دنيوى زنا اينست كه خرمى را ببرد و در نابودى شتاب كند و روزى را ببرد.
پيغمبرند كه هر كدام دو نام دارند
امام يكم در مسجد كوفه بود كه مردى از اهل شام خدمتش ايستاد و پرسشهائى كرد در ضمن پرسيد كه مرا از 6 پيغمبر كه هر كدام دو نام داشتند آگاه كن، فرمود يوشع بن نون كه ذو الكفل بود و يعقوب كه اسرائيل بود و خضر كه مليقا بود و يونس كه ذو النون بود و عيسى كه مسيح بود و محمد كه احمد بود ص.
شش چيز بود كه در رحم مادر جا نداشتند
امام سوم ميفرمايد: على بن ابى طالب (ع) در كوفه بود كه مردى از اهل شام خدمت او آمد و پرسشهائى از او كرد در ضمن گفت مرا از شش چيز آگاه كن كه در رحم جا نگرفتند؟ فرمود آدم بود و حواء و كبش ابراهيم: عصاى موسى، ناقه صالح، شب پرهاى كه عيسى بن مريم از گل ساخت و بقدرت خداى عز و جل زنده شد و پريد
6 خصلت است كه مؤمن پس از مرگ هم از آنها سود ميبرد
امام ششم فرمود مؤمن پس از مرگ خود از 6 خصلت سود مىبرد فرزند نيكى كه برايش آمرزش خواهد، قرآنى كه از او بماند و تلاوت شود، چاه آبى كه كنده، درختى كه كاشته، آبى كه وقف كرده كردار نيكى كه رواج داده و پس از مرگش از او پيروى مىشود.
6 خصلت از مردانگى است
رسول خدا فرمود 6 خصلت از مردانگى است، سه در وطن و سه در سفر آن سه كه در وطن است، خواندن قرآن؛ آباد كردن مساجد خدا و برادر و رفيق گرفتن براى خشنودى خداى عز و جل و اما آنچه در سفر است بخشيدن توشه برفيقان و خوش خلقى و شوخى بدون اينكه گناهى مرتكب شود.
خداوند شش طائفه را به شش خصلت عذاب كند
امام يكم فرمود خدا 6 طائفه را به شش خصلت عذاب كند عرب را بواسطه تعصب و نژادپرستى، خانها و دهدارها را براى تكبر و بزرگ منشى، اميران و فرماندهان را به ستمكردن و فقها را به حسد و بازرگانان را بخيانت و دهنشينان را بنادانى.
شش خصلت در مؤمن نيست
حارث بن مغيره نضرى گويد از امام ششم شنيدم ميفرمود 6 خصلت در مؤمن نباشد عسرت و ناشناسى و لجبازى و دروغ و حسد و ستمكارى.
شرح
مقصود از عسرت و ناشناسى اينست كه در برابر برادران دينى خود خلق تنگ و بحيل باشد و از كمك و همراهى بآنها دريغ كند و از اظهار آشنائى و پذيرائى واردين و حاجتمندان خود دارى نمايد.
6 چيز عجيبند
امام ششم فرمود كه سلمان رحمة اللَّه عليه ميگفت از 6 چيز عجبم كه سه تاى آنها مرا ميگريانند و سه ديگر مىخندانند و اما آن سه كه مرا ميگريانند جدائى از دوستانست و دوستان من محمد (ص) است و طرفداران آن حضرت و هراس از مرگ و قيامت و ايستادن پيش خداى عز و جل براى حساب و اما آن سه كه مرا ميخندانند حال كسى كه دنيا را مىطلبد و مرگ در دنبال او است و حال غافلى كه ديدهبانان او را مىنگرند و حال كسى كه دل و دهان را پر از خنده ميكند و نميداند خدا از او خشنود است يا بر او خشمگين است.
از 6 چيز بايد بخدا پناه برد
امام ششم فرمود رسول خدا در هر روزى از 6 چيز پناه بخدا ميبرد. از بدى و شرك و حميت يعنى تعصب بىجا و غضب و ستم و حسد.
چهار پا 6 حق بصاحب خود دارد
رسول خدا (ص) فرمود چهار پا 6 حق به صاحب خود دارد، چون بمنزل رسيد اول او را خوراك بدهد و هر كجا بآب ميگذرد او را سر آب ببرد، بروى او چيزى نزند زيرا خدا را تسبيح ميكند در غير منطقه جهاد در راه حق بر پشت او درنگ نكند يعنى هر وقت راه نميرود از او پياده شود، بيش از توانائيش بر او بار ننهد، بيش از تاب و توانش او را راه نبرد.
بشش كس سزاوار نيست سلام داد، 6 كس شايسته پيشنمازى نيستند 6 چيز در اين امت از اخلاق قوم لوط است
اصبغ بن نباته گويد از امام يكم شنيدم ميفرمود، 6كس شايسته سلام نيستند، شش كس شايسته پيشنمازى نيستند، شش عمل در اين امت از اخلاق قوم لوطند آنانى كه شايسته سلام نيستند. يهودند و نصارى و نردبازان و شطرنج بازان و مىخواران و تار زنان و طنبور زنان، كسانى كه بدشنام دادن بمادرهاى يك ديگر خوشمزگى و شادمانى ميكنند و شاعران، آنها كه شايسته پيشنمازى نيستند، زنا زاده و مرتد از دين و عربى كه بعد از كوچ بشهرستان اسلام دوباره بيابان گرد شده و مى خوار و كسى كه براى خلاف شرعى حد خورده و كسى كه نبريده است، آن كارها كه اخلاق قوم لوطند مهره بازى، تلنگر، جويدن سقز، دامن كبر كشيدن بزمين، دكمههاى قبا و پيراهن باز گذاشتن.
مردم شش فرقه اند
امام ششم فرمود مردم شش فرقهاند مستضعف مؤلف، مرجى، مقر بگناه خود، ناصبى، مؤمن.
شرح
مستضعف آنست كه عقلش ضعيف است و نميتواند اصول و عقائد دين را از روى منطق و برهان بفهمد و دين دارى او روى عرف و عادتست.
مؤلف- بفتح لام و تشديد آنست كه براى استفاده دنيوى و بهره مادى دين را پذيرفته باشد، مرجى آنست كه ثبات و استقامتى در دين ندارد و مزاج دينى او ملون است و عاقبت كارش با خداست، ناصبى آنست كه اظهار دشمنى با امامان بر حق و خاندان پيغمبر ميكند.
هر كس شخصى را دوست دارد شش خصلت با او روا ندارد
امام ششم فرمودحارث اعور بامير المؤمنين اظهار داشت كه يا امير المؤمنين من بخدا شما را دوست ميدارم، آن حضرت باو فرمود اى حارث چون مرا دوست ميدارى با من طرفيت و خصومت مكن، با من بازى مكن، بر من پيشدستى مكن، با من شوخى مكن، قصد خوار كردن مرا مكن، با من مرافعه مكن، و در مقام برترى بر من نباش.
شرح
مقصود اينست كه اين كارها را با دوست نبايد كرد زيرا بعضى از آنها با دعوى دوستى موافقت ندارند و بعضى دوستى را سست ميكند و كم كم از ميان ميبرد.
مردم 6 طبقه اند
- جعفر بن محمد بن سرور براى ما حديث كرد گفت محمد بن جعفر بن بطه ما را حديث كرد گفت احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از گفته پدرش حديث را بزرارة بن اوفى رسانيد كه گفت حضور امام چهارم رسيدم، بمن فرمود اى زراره؛ مردم در زمان ما شش طبقهاند شير، گرگ، روبا، سگ خوك، گوسفند، پادشاهان چون شيرند كه هر كدام آنها ميخواهند غالب باشند و مغلوب نگردند، بازرگانان شما گرگند هنگامى كه ميخرند بدى كالا را ميگويند و چون ميفروشند از آن تمجيد ميكنند روباه آن كسانيند كه بنام دين نان ميخورند و آنچه را بزبان شرح ميدهند در دل خود قبول ندارند.
سگان مردمان بدزبان و فحاشند كه چون سگ با زبان خود مردم را ميگزند و مردم از ترس نيش زبان آنها را احترام ميكنند.
خوك آنانند كه طبع و خوى زنان دارند و بهر هرزگى و ننگى خوانده شوند ميپذيرند.
گوسفند مؤمنان رنج كشند كه موى آنها را ميبرند و گوشت آنها را ميخورند و استخوانشان را خرد ميكنند، چه كند گوسفندى ميان چنگال شير و گرگ و روباه و سگ و خوك؟؟!
ابن بابويه، محمد بن على، خصال شيخ صدوق با ترجمه و شرح فارسى - تهران، چاپ: اول، 1377.؛ ج1 ؛ ص-301-286


