لطفاً بيان فرماييد، چرا مردان به مقام نبوت رسيدند؛ اما زنان پاك و شايستهاى مانند خانم حضرت فاطمه زهرا عليها السلام و حضرت مريم عليها السلام به اين مقام نرسيدند؟
پاسخ: آنچه مسلم است اين است كه زن و مرد از لحاظ خصوصيات جسمى و روانى تفاوت دارند و اين تفاوتها موجب شده است تا هر يك از زن و مرد، براى مأموريتهاى خاصى در زندگى و جامعه صلاحيت داشته باشند. پيامبر، بايد رهبرى جامعه را به دست گيرد. ممكن است نياز باشد كه در جنگها شركت كند و رو در رو با دشمنان بجنگد و همچون پيامبراسلام صلى الله عليه و آله در يك نبرد [احد] ده ها زخمكارى را به جان بخرد؛ در مذاكرات سياسى بسيار مهم، با سياستبازان حرفهاى دست و پنجه نرم كند و گول آنها را نخورد و ... در حالىكه طبيعت زن با امور مزبور سازگار نيست.
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در وصيتش به امام حسن عليه السلام مىفرمايند: «زن را به كارى كه بيرون از حد و شأن اوست مگمار كه زن، ريحانه و گل است و قهرمان نيست».
معلوم است كه مقام نبوت از امور مشكل است؛ بلكه از مشكلترين امور است و نياز به قدرت و سعه جسمى و علمى و وسعت ادراك و بصيرت عميق و هوش سرشار و صبر جميل و اراده قوى و كافى و تأثيرگذار بدون تأثر و انفعال منفى دارد.
نبوت، مسئوليت است و آنچه امتياز و مقام است، «ولايت» و مقام «قرب الهى» است كه در اين جهت، بين مرد و زن فرقى نيست. براى رسيدن به مقام «خليفة اللهى» و انسان كامل شدن، بين مردان و زنان فرقى نيست؛ خداوند، راه را براى هر دو صنف باز كرده است و هيچ كمالى را به مذكر يا مؤنث بودن مشروط نكرده است و اين دو خصوصيت فقط به كارهاى اجرايى مربوط است. راههاى ترقى و تعالى انسان متفاوت است؛ يكى راه فكر و ديگرى راه دل، عاطفه، شور، علاقه و محبت است؛ اگر زنان در اين راه [راه دل و مناجات] موفقتر از مردها نباشند، يقينا همتاى مردها هستند و اين راه، راه اساسى است؛ امّا راه فكر راه فرعى است. در فرهنگ وحى، با فرشتگان تكلم نمودن و بشارت آنها را دريافت كردن، سخن خويش را با آنها در ميان گذاشتن و سخن آنان را شنيدن و به مقام عصمت رسيدن و در زمره اصفيا قرار گرفتن، همه مواردى است كه زن نيز همانند مرد در همه اين صحنهها سهيم بوده، يعنى زنان نيز مانند انبيا و اولياى خاص عليهم السلام، جزو اصفياى الهى است.
7156- پرسش: آيا اسلام دين برابرى نيست؟ پس چرا زنان، پيشواى مردان نمىشوند؟ مگر در زمان پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و پيامبران ديگر عليهم السلام زنان صالح و داراى ايمان قوى وجود نداشت؟ (افرادى مثل حضرت خديجه عليها السلام كه همراه حضرت على عليه السلام به پيامبراكرم صلى الله عليه و آله ايمان آورد همچنين سميه اولين زنى است كه مسلمان شد)
پاسخ: آنچه در قرآن كريم درباره تفاوت موجودات بيان شده، اين است كه: اولًا بايد زندگى به احسن وجه اداره شود و ثانياً چون كارها گوناگون است و كارهاى گوناگون را بايد استعدادهاى گوناگون به عهده بگيرند، لذا بايد تفاوت باشد.
از نظر اسلام آنچه ملاك فضيلت است، ايمان و تقواى الهى است؛ در اين مرتبه هيچ فرقى بين زن و مرد نيست؛ پس از بيان اين مقدمه، لازم به ذكر است كه مثلًا اينكه در آيه شريفه آمده است: «الرّجَالُ قَوَّ مُونَ عَلَى النّسَآء ...» (نساء، 34) هرگز به اين معنا نيست كه مرد قيّم و سرپرست زن باشد؛ بلكه قيّم بودن تنها در مورد زنان در برابر شوهرانشان است.
و اين مطلب نيز كمال و فضلى براى مردان محسوب نمىشود؛ همچنانكه در كارهاى اجرايى مثل مدير يك مدرسه بودن و غيره افرادى هستند كه مديريت آن مؤسسهها را به عهده دارند؛ امّا اين مديريت هرگز معيار فضيلت و فخر معنوى محسوب نمىشود؛ بلكه فقط يك مسؤوليت اجرايى است و ممكن است، كسانى كه در آن مؤسسه زير دست اين مدير هستند، خالصانهتر از اين مدير باشند و در نزد خداوند متعال مقرّبتر و محبوبتر باشند.
قهراً چون توانايى مردان در مسائل اجتماعى و زيركى در مسائل اقتصادى و تلاش و كوشش آنها براى تحصيل مال و تأمين نيازمندىهاى منزل و اداره زندگى بيشتر است، سرپرستى داخل منزل نيز به مردان سپرده شده است؛ امّا اين چنين نيست كه مرد از اين سرپرستى بخواهد مزيتى به دست آورد و بگويد من چون سرپرستم، پس افضل هستم؛ بلكه اين يك كار اجرايى است؛ وظيفه است، نه فضيلت.
از طرف ديگر قيّم بودن و سرپرست بودن در يك خانواده گاهى در بين زن و مرد عوض مىشود؛ مثلًا پسرى كه بايد از مادرش اطاعت كند، نمىتواند بگويد من چون مهندس و يا پزشك هستم، تحت فرمان مادرم نيستم؛ پس در حقيقت در چنين مواردى زن بر مرد سرپرستى مىكند.
آنچه كه در مسئله رهبرى و پيشوايى جامعه، قابل ذكر است، اين است كه اولًا: بسيارى از كارهاى اجرايى شرعاً براى زن جايز و رواست.
ثانياً: آنچه فضيلت است، چيزى ديگر است و مقامهاى اجرايى صرفاً وظيفه است كه اگر كسى بدان قيام كرد، بايد او را تأييد و كمك نمود.
ثالثاً: هرگز درجات بهشت با توجه به معيارهاى اجرايى تقسيم نشده است تا در نتيجه گفته شود، به زن سهم كمترى مىدهند؛ بلكه تقسيم بر اساس معنويات و اصول ارزشى استوار است؛ به اين معنا كه هر كه اعلم يا افقه است و يا هر كه از تقواى بيشترى برخوردار است، مقامات را به ترتيب سير مىكند.
ممكن است زنى در اوج فقاهت به حد مرحوم صاحب جواهر و شيخ انصارى رسيده باشد، امّا به دليل محذور داشتن و حشر و نشر با نامحرم، مرجع تقليد و يا رهبر نشود؛ ولى شاگردان او مرجع تقليد و يا رهبر باشند؛ اين هيچ نقصى براى زننيست.
خلاصه آنكه، آنچه محذور و مانع براى زنان در امور اجرايى است، تزاحم با احكام ديگر است.
برچسبها: زن, مقام نبوت, حضرت فاطمه, زهراء


