دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم فروردین ۱۳۹۵ توسط جعفرکارگزار
زن و مقام نبوت‏

لطفاً بيان فرماييد، چرا مردان به مقام نبوت رسيدند؛ اما زنان پاك و شايسته‏اى مانند خانم حضرت فاطمه زهرا عليها السلام و حضرت مريم عليها السلام به اين مقام نرسيدند؟

پاسخ: آن‏چه مسلم است اين است كه زن و مرد از لحاظ خصوصيات جسمى و روانى تفاوت دارند و اين تفاوت‏ها موجب شده است تا هر يك از زن و مرد، براى مأموريت‏هاى خاصى در زندگى و جامعه صلاحيت داشته باشند. پيامبر، بايد رهبرى جامعه را به دست گيرد. ممكن است نياز باشد كه در جنگ‏ها شركت كند و رو در رو با دشمنان بجنگد و همچون پيامبراسلام صلى الله عليه و آله در يك نبرد [احد] ده ها زخم‏كارى را به جان بخرد؛ در مذاكرات سياسى بسيار مهم، با سياست‏بازان حرفه‏اى دست و پنجه نرم كند و گول آن‏ها را نخورد و ... در حالى‏كه طبيعت زن با امور مزبور سازگار نيست.

حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در وصيتش به امام حسن عليه السلام مى‏فرمايند: «زن را به كارى كه بيرون از حد و شأن اوست مگمار كه زن، ريحانه و گل است و قهرمان نيست».

معلوم است كه مقام نبوت از امور مشكل است؛ بلكه از مشكل‏ترين امور است و نياز به قدرت و سعه جسمى و علمى و وسعت ادراك و بصيرت عميق و هوش سرشار و صبر جميل و اراده قوى و كافى و تأثيرگذار بدون تأثر و انفعال منفى دارد.

نبوت، مسئوليت است و آن‏چه امتياز و مقام است، «ولايت» و مقام «قرب الهى» است كه در اين جهت، بين مرد و زن فرقى نيست. براى رسيدن به مقام «خليفة اللهى» و انسان كامل شدن، بين مردان و زنان فرقى نيست؛ خداوند، راه را براى هر دو صنف باز كرده است و هيچ كمالى را به مذكر يا مؤنث بودن مشروط نكرده است و اين دو خصوصيت فقط به كارهاى اجرايى مربوط است. راه‏هاى ترقى و تعالى انسان متفاوت است؛ يكى راه فكر و ديگرى راه دل، عاطفه، شور، علاقه و محبت است؛ اگر زنان در اين راه [راه دل و مناجات‏] موفق‏تر از مردها نباشند، يقينا همتاى مردها هستند و اين راه، راه اساسى است؛ امّا راه فكر راه فرعى است. در فرهنگ وحى، با فرشتگان تكلم نمودن و بشارت آن‏ها را دريافت كردن، سخن خويش را با آن‏ها در ميان گذاشتن و سخن آنان را شنيدن و به مقام عصمت رسيدن و در زمره اصفيا قرار گرفتن، همه مواردى است كه زن نيز همانند مرد در همه اين صحنه‏ها سهيم بوده، يعنى زنان نيز مانند انبيا و اولياى خاص عليهم السلام، جزو اصفياى الهى است.

7156- پرسش: آيا اسلام دين برابرى نيست؟ پس چرا زنان، پيشواى مردان نمى‏شوند؟ مگر در زمان پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و پيامبران ديگر عليهم السلام زنان صالح و داراى ايمان قوى وجود نداشت؟ (افرادى مثل حضرت خديجه عليها السلام كه همراه حضرت على عليه السلام به پيامبراكرم صلى الله عليه و آله ايمان آورد همچنين سميه اولين زنى است كه مسلمان شد)

پاسخ: آن‏چه در قرآن كريم درباره تفاوت موجودات بيان شده، اين است كه: اولًا بايد زندگى به احسن وجه اداره شود و ثانياً چون كارها گوناگون است و كارهاى گوناگون را بايد استعدادهاى گوناگون به عهده بگيرند، لذا بايد تفاوت باشد.

از نظر اسلام آن‏چه ملاك فضيلت است، ايمان و تقواى الهى است؛ در اين مرتبه هيچ فرقى بين زن و مرد نيست؛ پس از بيان اين مقدمه، لازم به ذكر است كه مثلًا اين‏كه در آيه شريفه آمده است: «الرّجَالُ قَوَّ مُونَ عَلَى النّسَآء ...» (نساء، 34) هرگز به اين معنا نيست كه مرد قيّم و سرپرست زن باشد؛ بلكه قيّم بودن تنها در مورد زنان در برابر شوهرانشان است.

و اين مطلب نيز كمال و فضلى براى مردان محسوب نمى‏شود؛ همچنان‏كه در كارهاى اجرايى مثل مدير يك مدرسه بودن و غيره افرادى هستند كه مديريت آن مؤسسه‏ها را به عهده دارند؛ امّا اين مديريت هرگز معيار فضيلت و فخر معنوى محسوب نمى‏شود؛ بلكه فقط يك مسؤوليت اجرايى است و ممكن است، كسانى كه در آن مؤسسه زير دست اين مدير هستند، خالصانه‏تر از اين مدير باشند و در نزد خداوند متعال مقرّب‏تر و محبوب‏تر باشند.

قهراً چون توانايى مردان در مسائل اجتماعى و زيركى در مسائل اقتصادى و تلاش و كوشش آن‏ها براى تحصيل مال و تأمين نيازمندى‏هاى منزل و اداره زندگى بيشتر است، سرپرستى داخل منزل نيز به مردان سپرده شده است؛ امّا اين چنين نيست كه مرد از اين سرپرستى بخواهد مزيتى به دست آورد و بگويد من چون سرپرستم، پس افضل هستم؛ بلكه اين يك كار اجرايى است؛ وظيفه است، نه فضيلت.

از طرف ديگر قيّم بودن و سرپرست بودن در يك خانواده گاهى در بين زن و مرد عوض مى‏شود؛ مثلًا پسرى كه بايد از مادرش اطاعت كند، نمى‏تواند بگويد من چون مهندس و يا پزشك هستم، تحت فرمان مادرم نيستم؛ پس در حقيقت در چنين مواردى زن بر مرد سرپرستى مى‏كند.

آن‏چه كه در مسئله رهبرى و پيشوايى جامعه، قابل ذكر است، اين است كه اولًا: بسيارى از كارهاى اجرايى شرعاً براى زن جايز و رواست.

ثانياً: آن‏چه فضيلت است، چيزى ديگر است و مقام‏هاى اجرايى صرفاً وظيفه است كه اگر كسى بدان قيام كرد، بايد او را تأييد و كمك نمود.

ثالثاً: هرگز درجات بهشت با توجه به معيارهاى اجرايى تقسيم نشده است تا در نتيجه گفته شود، به زن سهم كم‏ترى مى‏دهند؛ بلكه تقسيم بر اساس معنويات و اصول ارزشى استوار است؛ به اين معنا كه هر كه اعلم يا افقه است و يا هر كه از تقواى بيش‏ترى برخوردار است، مقامات را به ترتيب سير مى‏كند.

ممكن است زنى در اوج فقاهت به حد مرحوم صاحب جواهر و شيخ انصارى رسيده باشد، امّا به دليل محذور داشتن و حشر و نشر با نامحرم، مرجع تقليد و يا رهبر نشود؛ ولى شاگردان او مرجع تقليد و يا رهبر باشند؛ اين هيچ نقصى براى زن‏نيست.

خلاصه آن‏كه، آن‏چه محذور و مانع براى زنان در امور اجرايى است، تزاحم با احكام ديگر است.


برچسب‌ها: زن, مقام نبوت, حضرت فاطمه, زهراء
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک