دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۵ توسط جعفرکارگزار

ظهور هویت من در جوان

جوان در دوره نوجوانی با بحران فوق العاده ای روبه رو می شود, که از سه محور, او را محاصره کرده است : بحران بیولوژیکی , بحران روحی کروانی , بحران اجتماعی .
در بحران بیولوژیکی , بدن جوان تغییرات قابل ملاحظه ای پیدامی کند که با تحریکات جنسی , توام است .
در وهله اول , جوان باید خود را با این تحولها و تغییرهای جدید جسمی و جنسی سازگاری دهد .
در بـحـران اجـتـمـاعی , جوان در ارتباط با محیط اجتماعی اش , به صورت شرکت در فعالیتهای جـمـعـی و اظـهـار تـعلق به گروه و عضویت در آن به نحوی , نیازهای اجتماعی خود را برطرف می سازد .
مساله مهم بحران روحی که روانی , یافتن هویت خود است .
او تـا بـه حـال تـصـویـر درست و روشنی از خود نداشته , ولی کم کم خود را به صورت یک وجود نوظهور, کشف می کند .
او باید هویت دوره های قبلی زندگانی اش را با وضعیت کنونی و جدیدش , پیوند دهد .
در این جاست که هویت فردی اش شکل می گیرد .
حـالـتـهـایی را در خود احساس می کند, به خصوص گاهی که تنها می شود به خود می اندیشد و سـوالهایی نظیر این که : من کیستم ؟ جهان پیرامون من چیست ؟ رابطه من با جهان , چگونه است ؟ مـن کـجـای عـالـم هـسـتـم ؟ هـدف من چیست ؟ من چگونه باید باشم ؟ همه این پرسشها بر اثر بروزشخصیت و آگاهی به خود برای جوان پیش می آید و او را دچار یک نوع نگرانی و سرگردانی می نماید .
جـوان , در جـسـتـجـوی شخصیت خود, به این نتیجه می رسد که باید تشخیص دهد, برای او چه چـیـزهایی مهم و چه کارهایی ارزشمند است ؟ همچنین او در پی به دست آوردن معیارهایی است کـه بـتـوانـد بـراسـاس آن مـعـیـارها, رفتار خود و دیگران را مورد قضاوت و ارزشیابی صحیحی قراردهد
ایـن جـسـتـجـوی ذهـنی , اگر مسیر طبیعی اش را طی کند و بر اساس بینشی صحیح , پاسخی مـنـطقی دریافت دارد, شخصیت فردی و اجتماعی اودرست شکل می گیرد و احساس اعتماد به نفس در وی قوت می یابد .
در ایـن مـرحـلـه است که نقش سازنده و حیاتی دین در توجه دادن وی به سوی مبدا کمال و در پـرورش روح و روان و سـازمـانـدهی شخصیت جوان آشکار می گردد, زیرا به پرسشهای عمیق و ظاهرا ساده که از ضمیر ناخودآگاه جوان سرچشمه یافته و بعضا در ذهنش طرح می گردد, پاسخ داده مـی شـود و بـه قلبش ثبات و آرامش بیشتری می بخشد و او را از سرگردانی روحی و روانی نجات می دهد .
در ایـن صـورت اسـت کـه شـخـصـیـت جـوان شـکل گرفته و جهت می یابد و با الگوگیری از شخصیتهای بزرگ پیشوایان دینی , اراده اش قوی می گردد,بطوری که با همتی بلند, بزرگترین نیروی دوران زندگی خویش را در راه سازندگی خود و دیگران به کار می اندازد .

ترس در جوان

تجربه ها و تحقیقات نشان داده است که اغلب ترسهای موهوم و بی پایه دوران کودکی (مانند : ترس از تاریکی و تنهایی و حیوانات و) در دوره جوانی از بین رفته و جای خود را به ترسهای جدیدی که مخصوص این دوره است می دهند .
ترسهای دوره جوانی و نوجوانی معمولا به عدم انجام کارهای مدرسه ای , احساس نقص و ناتوانی و زیاده روی در اثبات مقام و موقعیت اجتماعی ,مربوط می شوند .
مـمـکن است گفتگوی میان دوستان و یا خویشاوندان و یا مطالعه بعضی از موضوعات یا شنیدن خبرهایی از رسانه ها, اضطراب و پریشانی نوجوان راتحریک کند .
او در هـراس است که مبادا در امتحانها موفق نشود و یا در آینده با شکست روبه رو شود و از عهده انجام تکالیف مدرسه به خوبی بر نیاید و موردتحقیر و سرزنش قرار گیرد .
می ترسد موقعیت او در کلاس درس , متزلزل شده و مورد تمسخر آموزگار و همکلاسیهایش قرار گیرد و در آن هنگام , قادر به پاسخگویی نباشد .
از طـرفـی نوجوان به همان اندازه که دوست دارد مستقل و دور از والدین زندگی کند, به همان مـیزان به آنان علاقه مند ووابسته است , مثلا, ترس ووحشتی او را فرا می گیرد که مبادا والدین او بـیـمـار شـده و یا مصیبتی برایشان پیش آید و یا یکی از آنان را ازدست بدهد, همچنین گاهی به لـحـاظوضـعیت اقتصادی و مالی خانواده در نگرانی بسر می برد, که مبادا فقر و بی چیزی به آنان روی آورد و نـیـز گاهی از وضعیت سلامتی خود و بیمارشدن , بیمناک است و یا از این که نتواند شـغـلـی بـه دسـت آورد, یا عهده دار مسوولیت و کاری در آینده بشود, هراس دارد و نیز از جهت اجـتـمـاعـی مـواظـب اسـت که به حیثیت اجتماعی و اخلاقی اش لطمه ای وارد نشود, درچنین شرایطی از روبه رو شدن با واقعیتها, دوری می جوید و از کفایت خود, نگران ب .
بنابر این , ترس و اضطراب از آینده ای مجهول , کمرویی و گریز از موقعیتهای زندگی , پریشانی و افـسـردگـی بـه خـاطر غوطه ور شدن در ناراحتیهای گذشته , همه و همه , شخصیت نوجوان را متزلزل و او را دچار نگرانیهای روحی و روانی می کند .
در ایـن زمان و موقعیت است که جوان نیازمند یک پایگاه امن فکری و محل اتکای روحی مطمئن می باشد, تا این که قلب او را از دلهره و اضطراب درباره آینده و هراس و نگرانی در مورد زمان حال , باز داشته و برای ادامه زندگی به او آرامش ببخشد .
در چـنین شرایطی یاد خدا مایه آرامش دل جوان می گردد و با صفای باطنی که دارد و گرایش مذهبی که در فطرتش نهفته است , نقطه امید را درقلبش روشن می سازد و اضطراب روانی اش را کاهش می دهد .
تجربه نشان داده است , جوانانی که به خدا ایمان داشته و در حوادث زندگی به او توکل می کنند, تـرس و اضطراب به دلشان راه نمی یابد و همواره در صحنه های زندگی با عزمی راسخ و اراده ای پـولادیـن در بـرابـر حـوادث , پـایداری نشان می دهند, بطوری که اطرافیان را شیفته شجاعت و ابتکارخود کرده و به شگفتی وامی دارند .
صـحـنـه هـای جـنـگ در سالهای اخیر, ذخیره ذیقیمتی از این تجربه ها است , که چگونه جوانان , روحـیـه سـلـحشوری را در خانه و خانواده تقویت می کردند, بطوری که یک نوجوان تازه بالغ در جـبـهـه نـبـرد, بـدون سـلاح , چـنـدین نفر از افراد دشمن را به اسارت در آورده و آنان را تا مرز اردوگاه خود, یک تنه آورده و تحویل نیروهای خودی می داد .

خشم در جوان

در جـوان , خشم یک حالت تهاجمی و دفاعی است که هرگاه منافع و مصالح شخصی اش به خطر افتد, یا مانعی در رسیدنش به هدف پیش آید و یادر انجام کاری ناتوان باشد, در او ظاهر می گردد .
واکـنشهای خشم در نوجوان بسیار متفاوت است , به خصوص در اوایل بلوغ , در عده ای به صورت تـمـرد و سـرپـیچی و در برخی به صورت داد وفریاد کشیدن و در عده ای دیگر به صورت سکوت هـمـراه بـا اخـم و گـوشه گیری و افسردگی نمایان می شود, زمانی به صورت عکس العملهای تکراری از قبیل : کوبیدن پا به زمین ویادر را به دیوار زدن , ظاهر می گردد .
مـدت زمـان خـشـم در نـوجـوان بیش از کودکان است و عوامل محرک خشم در نوجوان گاهی چـیـزهـایی است که از آن محروم می شود و بین او وآرزوهایش فاصله می افتد و یا از خواسته های آنـی اش جـلوگیری می شود, مثلا, می خواهد بخوابد, مانع خوابیدن او می شوند و یا او را از خواب بـیـدارمـی کـنـنـد و یـا دسـت بـه کاری می زند, اما از انجام آن ناتوان است و یا زمانی که خود و خانواده اش مظلوم واقع می شوند و یا وقتی که اطرافیان به اشیا ووسایل او دست درازی می کنند .
گـاهـی خـشـم متاثر از عوامل طبیعی است , مثل (تغییر) هوای خیلی سرد و یا حرارت سوزان و طوفان , گاهی هم خشم در مقابل رفتار والدین , پدیدمی آید .
جـوان در تـمـام این حالتها باید خونسردی خود را حفظ کند و سعی نماید تعادل خود را از دست نـدهـد و قبل از هر عمل یا عکس العملی که می خواهد انجام دهد, عاقلانه بیندیشد, چرا که میدان دادن به غضب , انسان را در زندگی کم کم به یک حالت حساسیت عصبی می کشاند, در این هنگام , عقل رو به ضعف می گراید .
افـراط در خشم و غضب موجب می شود که شخص , مبتلا به نوعی جنون گردد و هر عملی را که عقل , مجاز نمی داند از او صادر شود .
پیامبر اکرمر فرمود : غضب , ایمان را فاسد می گرداند, همچنانکه سرکه , عسل را .
و نـیـز از امـام صـادق (ع ) نـقل گردیده است که درباره غضب فرمود : کلید هر شر و بدی , خشم است .
جـوان در رابـطه با والدین و دوستان و زیردستان خود, باید خشم خود را کنترل کند, اما هنگامی کـه مـی بـیـند حقی ناحق می شود, دیگر نباید دم فروبندد, بلکه در این صورت باید خشم خود را بطور طبیعی و معقول اظهار نماید و از حق دفاع کند, ولی از جاده عدالت و اعتدال خارج نشود .
در مـورد پیامبر بزرگ اسلام نقل گردیده است که او به خاطر دنیا خشمگین نمی شد, اما هرگاه پای حق به میان می آمد و حقی ناحق می شد,غضبناک می گردید و احدی را نمی شناخت و آرام و قرار نمی گرفت تا این که حق را به حقدار برگرداند و ستم را از ستمدیده برطرف نماید .

محبت

مـحـبـت و دوستی یکی از عواطف بسیار مهم و با ارزش در جوان است , به خصوص که در دوران بلوغ شدید بوده و می توان آن را یکی از ویژگیهای این دوران دانست .
احـسـاس دوسـتـی و ابراز محبت به دیگران , همسالان و بزرگترها, نشانگر یکی دیگر از نیازهای طبیعی اوست .
هنگام بلوغ , محبت و دوستی در جوان به جنس مخالف هم پدیدمی آید .
این کشش نشانه ای از رحمت الهی است که خداوند برای استواری نظام خانواده و گزینش همسر در آینده برای او تدارک دیده است .
در حقیقت این احساس محبت یکی از اساسی ترین شالوده های نظام خانواده در روابط اجتماعی او در آینده به شمار خواهد آمد و بنای استوارزندگی خانوادگی او را در آتیه تشکیل خواهد داد .
خـداونـد در قرآن می فرماید : و از نشانه های قدرت الهی , این است که برای شما از جنس خودتان همسری بیافرید تا این که در کنار او آرامش یابید وبین شما رحمت و محبت , جاری کرد .

برگرفته ازکتاب: چه یک جوان باید بداند: ویژه دختران رضا فرهادیان بتول فرهادیان//

قم حوزه علمیه قم دفتر تبلیغات اسلامی مرکز انتشارات ۱۳۷۴.


برچسب‌ها: هویت, دختران, جوان, بلوغ
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک