خطبه اول در يك نگاه
اين خطبه از مهمترين خطبههاى نهج البلاغه است كه در طليعه اين كتاب بزرگ واقع شده و از نشانههاى بارز حسن انتخاب «مرحوم رضى» است.
اين خطبه شامل يك دوره جهانبينى اسلامى است كه از صفات كمال و جمال خداوند و دقايق عجيبى در اين زمينه شروع مىشود، سپس به مسأله آفرينش جهان به طور كلى و بعد از آن آفرينش آسمانها و زمين و آن گاه آفرينش فرشتگان،سپس آفرينش آدم (ع) و داستان سجود فرشتگان و مخالفت ابليس و هبوط آدم (ع) به زمين مىپردازد.
در ادامه خطبه از بعثت پيامبران و فلسفه آن و سرانجام از بعثت پيامبر اسلام (ص) و عظمت قرآن مجيد و اهميّت سنّت پيامبر (ص) سخن مىگويد و از ميان دستورهاى اسلامى و به اصطلاح فروع دين، روى مسأله حج به عنوان يك فريضه عظيم الهى و فلسفه و اسرار آن انگشت مىگذارد، به طورى كه توجّه دقيق به محتواى اين خطبه مىتواند يك بينش جامع و كلّى نسبت به مهمترين مسائل اسلامى به ما بدهد و بسيارى از مشكلات و پيچيدگيهايى را كه در اين مسائل وجود دارد، حل كند.
از يك نظر اين خطبه به منزله فاتحة الكتاب در قرآن مجيد است كه فهرستى را از مجموعه مسائلى كه در نهج البلاغه مطرح شده است به دست مىدهد، چرا كه محورهاى اصلى مجموعه خطبهها و نامهها و كلمات قصار در اين خطبه به گونه فشردهاى آمده است.
ما اين خطبه را به پانزده بخش تقسيم كردهايم و هر بخشى جداگانه مورد بررسى و تفسير قرار گرفته، سپس در جمعبندى كلّى از مجموع آنها نتيجهگيرى مىكنيم.
خطبه دوم در يك نگاه
اين خطبه در واقع داراى پنج فراز است (كه در ضمن چهار بخش مورد بحث و بررسى قرار مىگيرد): فراز اوّل در باره حمد و ثناى الهى و پناه بردن به فضل و كرم و رحمت او و فراز دوّم در باره شهادت به توحيد پروردگار و آثار پر بار ايمان به توحيد و فراز سوّم شهادت و گواهى به نبوّت، به اضافه بخش مهمّى از فضايل پيغمبر اكرم (ص) و اوضاع و احوال عصر جاهليّت و گرفتاريهاى عظيم جامعهاسلامى در آن زمان و اشاره به زحماتى كه پيامبر اسلام براى دگرگون ساختن اين وضع تحمّل فرمود و بالاخره در فراز چهارم اشارات پر معنايى در باره موقعيّت اهل بيت و عظمت مقام آنها و لزوم پناه بردن مردم در مشكلات دينى به آنان آمده است.
در فراز پنجم همين معنى را به شكل ديگرى ادامه مىدهد و مردم را از مقايسه كردن آل محمد با ديگران بر حذر مىدارد و با بيان اين كه هيچ يك از افراد اين امّت همتاى آنان نيست امتيازات آنان را بر مىشمرد و از بازگشت حق به اهلش اظهار رضايت و خشنودى مىكند.
خطبه سوم در يك نگاه
اين خطبه از مهمترين خطبههاى نهج البلاغه است و چون مسائل مربوط به خلافت بعد از رسول خدا (ص) را بىپرده شرح مىدهد براى گروهى جنجال برانگيز شده است. نكتههايى در اين خطبه وجود دارد كه در هيچ يك از خطبههاى نهج البلاغه نيست و در عين كوتاهى، يك دوره تاريخ اسلام مربوط به عصر خلفاى نخستين در آن خلاصه شده است. تحليلهاى دقيق و جالبى دارد كه براى صاحبنظران، بسيار قابل مطالعه است و نكاتى در آن ديده مىشود كه در هيچ جاى ديگر ديده نخواهد شد.
قبل از ورود در شرح و تفسير اين خطبه اشاره به چند نكته لازم به نظر مىرسد:
1- نام خطبه: نام اين خطبه از جمله آخر آن گرفته شده است كه امام (ع) در پاسخ تقاضاى «ابن عباس» براى ادامه خطبه، به او فرمود: «تلك شقشقة هدرت ثمّ قرّت» كه معادل آن در فارسى چنين است: «اين شعله آتشى بود كه از دل زبانه كشيد و فرو نشست» و به اين ترتيب درخواست «ابن عباس» را براى ادامه سخنرد كرد، چون حال و هوايى كه امام (ع) را براى بيان آن سخنان آتشين و حسّاس آماده كرده بود تغيير يافت، زيرا كسى از ميان جمعيّت برخاست و نامهاى به دست حضرت داد و فكر امام (ع) را به مسائل ديگرى متوجّه ساخت.
2- زمان صدور: در مورد زمان صدور اين خطبه در ميان شارحان نهج البلاغه گفتگوست، بعضى مانند «محقق خويى» معتقدند: از محتواى خطبه و همچنين اسناد و طرق آن استفاده مىشود كه اين سخنان را در اواخر عمر شريفش بعد از ماجراى جنگ «جمل و صفّين و نهروان» و پيكار با «ناكثين و قاسطين و مارقين» ايراد فرموده و انصافا محتواى خطبه نيز اين نظر را تأييد مىكند.
3- مكان ايراد خطبه: جمعى از شارحان نهج البلاغه از ذكر مكان صدور خطبه خاموشند ولى بعضى معتقدند كه امام (ع) آن را بر فراز منبر «مسجد كوفه» ايراد فرموده و «ابن عباس» مىگويد: «امام (ع) آن را در «رحبه» ايراد فرمود و اين در موقعى بود كه سخن از مسأله خلافت به ميان آمد، طوفانى در قلب مبارك امام (ع) برخاست و اين سخنان را ايراد فرمود».
4- سند خطبه: در مورد سند خطبه نيز گفتگوست. بعضى گفتهاند: اين خطبه از خطبههاى متواتر است و بعضى به عكس، گفتهاند اين خطبه از على (ع) نيست و او هرگز از مسأله خلافت شكايت نكرده، بلكه ساخته و پرداخته «سيّد رضى» مىباشد.
شارح معروف، «ابن ميثم بحرانى» مىگويد: اين دو ادعا هر دو باطل و در طريق افراط و تفريط است. سند خطبه به حدّ تواتر نرسيده و از طرفى اين ادعا كهاز سخنان «سيّد رضى» است نيز بىپايه است (و حق اين است كه از على (ع) صادر شده است). اشكال تراشى در سند اين خطبه، به خاطر اين نيست كه ضعف و فتورى در آن راه دارد و يا با ساير خطبههاى نهج البلاغه از نظر ارزش متفاوت مىباشد، بلكه به عكس، چنان كه خواهد آمد اين خطبه داراى اسناد متعدّدى است كه در بعضى از خطبههاى بعضى نهج البلاغه اين همه اسناد وجود ندارد.
تنها چيزى كه سبب اشكال تراشى در باره خطبه شده است اين است كه با پيشداوريها و ذهنيّت گروهى از افراد سازگار نيست. آنها به جاى اين كه پيشداورى و ذهنيّت خود را با آن اصلاح كنند، به فكر مخدوش كردن اسناد خطبه افتادهاند تا مبادا به ذهنيّت آنها لطمهاى وارد شود.
به هر حال از جمله اسنادى كه غير از نهج البلاغه براى اين خطبه ذكر شده، اسناد زير است:
الف- «ابن جوزى» در كتاب «تذكرة الخواص» مىگويد: اين خطبه را امام (ع) در پاسخ كسى ايراد فرمود كه هنگامى كه امام (ع) به منبر رفته بود از آن حضرت پرسيد: «ما الّذى ابطا بك الى الآن، چه چيز سبب شد كه تا اين زمان زمام خلافت را به دست نگيرى»؟ اين سخن نشان مىدهد كه «ابن جوزى» طريق ديگرى براى اين خطبه در اختيار داشته است، زيرا سؤال اين جوان در نهج البلاغه مطرح نيست حتما «ابن جوزى» از طريق ديگرى گرفته است.
ب- شارح معروف «ابن ميثم بحرانى» مىگويد: اين خطبه را در دو كتاب يافتم كه تاريخ تأليف آنها، قبل از تولّد «سيّد رضى»- ره- بوده است:نخست در كتاب «الانصاف» نوشته «ابو جعفر ابن قبّه» شاگرد «كعبى»، كه يكى از بزرگان «معتزله» است كه وفات او قبل از تولّد «سيد رضى» است.
ديگر اين كه نسخهاى از آن را يافتم كه بر آن، خط «ابو الحسن على بن محمد بن فرات» وزير «المقتدر باللّه» بود و اين، شصت و چند سال قبل از تولّد سيّد رضى بوده است. سپس مىافزايد: «بيشترين گمان من اين است كه آن نسخه مدّتى قبل از تولّد ابن فرات نوشته شده بوده است». «ابن ابى الحديد» نيز مىگويد: استادم «واسطى» در سال 603 از استادش «ابن خشّاب» چنين نقل كرد كه او در جواب اين سؤال كه آيا اين خطبه مجعول است؟ گفت: نه به خدا سوگند! من مىدانم كه كلام امام (ع) است همان گونه كه مىدانم اسم تو «مصدق بن شبيب واسطى» است. من ادامه دادم و گفتم: بسيارى از مردم مىگويند اين از سخنان «سيّد رضى» است. او در پاسخ گفت: «سيّد رضى و غير سيّد رضى كجا، و اين بيان و اين اسلوب ويژه كجا؟! ما رسالههاى سيّد رضى را ديدهايم و روش و طريقه و فن او را در نثر شناختهايم، هيچ شباهتى با اين خطبه ندارد» سپس افزود:
«به خدا سوگند من اين خطبه را در كتابهايى يافتهام كه دويست سال قبل از تولد «سيّد رضى» تصنيف شده است. من اين خطبه را با خطوطى ديدهام كه آنها را مىشناسم و مىدانم خط كدام يك از علما و اهل ادب است پيش از آن كه پدر رضى متولّد شود».
سپس «ابن ابى الحديد» مىگويد: من نيز خودم قسمت مهمّ اين خطبه را در نوشتههاى استاد «ابو القاسم بلخى» كه از علماى بزرگ «معتزله» بود يافتهام و او معاصر «المقتدر باللّه» بود كه مدّت زيادى قبل از تولد «سيّد رضى» مىزيسته است و نيز بسيارى از آن را در كتاب «ابن قبّه» (كه از متكلّمان اماميّه است) به نام«الانصاف» يافتم و او از شاگردان «ابو القاسم بلخى» است و قبل از «سيّد رضى» مىزيسته است. مرحوم علامه امينى در الغدير، جلد 7، صفحه 82 به بعد، اين خطبه را از 28 كتاب، آدرس داده است.
برچسبها: نهج البلاغه, خطبه اول, خطبه دوم, خطبه سوم


