دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۵ توسط جعفرکارگزار

خطبه  اول در يك نگاه‏

اين خطبه از مهمترين خطبه‏هاى نهج البلاغه است كه در طليعه اين كتاب بزرگ واقع شده و از نشانه‏هاى بارز حسن انتخاب «مرحوم رضى» است.

اين خطبه شامل يك دوره جهان‏بينى اسلامى است كه از صفات كمال و جمال خداوند و دقايق عجيبى در اين زمينه شروع مى‏شود، سپس به مسأله آفرينش جهان به طور كلى و بعد از آن آفرينش آسمانها و زمين و آن گاه آفرينش فرشتگان،سپس آفرينش آدم (ع) و داستان سجود فرشتگان و مخالفت ابليس و هبوط آدم (ع) به زمين مى‏پردازد.

در ادامه خطبه از بعثت پيامبران و فلسفه آن و سرانجام از بعثت پيامبر اسلام (ص) و عظمت قرآن مجيد و اهميّت سنّت پيامبر (ص) سخن مى‏گويد و از ميان دستورهاى اسلامى و به اصطلاح فروع دين، روى مسأله حج به عنوان يك فريضه عظيم الهى و فلسفه و اسرار آن انگشت مى‏گذارد، به طورى كه توجّه دقيق به محتواى اين خطبه مى‏تواند يك بينش جامع و كلّى نسبت به مهمترين مسائل اسلامى به ما بدهد و بسيارى از مشكلات و پيچيدگيهايى را كه در اين مسائل وجود دارد، حل كند.

از يك نظر اين خطبه به منزله فاتحة الكتاب در قرآن مجيد است كه فهرستى را از مجموعه مسائلى كه در نهج البلاغه مطرح شده است به دست مى‏دهد، چرا كه محورهاى اصلى مجموعه خطبه‏ها و نامه‏ها و كلمات قصار در اين خطبه به گونه فشرده‏اى آمده است.

ما اين خطبه را به پانزده بخش تقسيم كرده‏ايم و هر بخشى جداگانه مورد بررسى و تفسير قرار گرفته، سپس در جمع‏بندى كلّى از مجموع آنها نتيجه‏گيرى مى‏كنيم.

خطبه  دوم در يك نگاه

اين خطبه در واقع داراى پنج فراز است (كه در ضمن چهار بخش مورد بحث و بررسى قرار مى‏گيرد): فراز اوّل در باره حمد و ثناى الهى و پناه بردن به فضل و كرم و رحمت او و فراز دوّم در باره شهادت به توحيد پروردگار و آثار پر بار ايمان به توحيد و فراز سوّم شهادت و گواهى به نبوّت، به اضافه بخش مهمّى از فضايل پيغمبر اكرم (ص) و اوضاع و احوال عصر جاهليّت و گرفتاريهاى عظيم جامعه‏اسلامى در آن زمان و اشاره به زحماتى كه پيامبر اسلام براى دگرگون ساختن اين وضع تحمّل فرمود و بالاخره در فراز چهارم اشارات پر معنايى در باره موقعيّت اهل بيت و عظمت مقام آنها و لزوم پناه بردن مردم در مشكلات دينى به آنان آمده است.

در فراز پنجم همين معنى را به شكل ديگرى ادامه مى‏دهد و مردم را از مقايسه كردن آل محمد با ديگران بر حذر مى‏دارد و با بيان اين كه هيچ يك از افراد اين امّت همتاى آنان نيست امتيازات آنان را بر مى‏شمرد و از بازگشت حق به اهلش اظهار رضايت و خشنودى مى‏كند.

خطبه سوم در يك نگاه‏

اين خطبه از مهمترين خطبه‏هاى نهج البلاغه است و چون مسائل مربوط به خلافت بعد از رسول خدا (ص) را بى‏پرده شرح مى‏دهد براى گروهى جنجال برانگيز شده است. نكته‏هايى در اين خطبه وجود دارد كه در هيچ يك از خطبه‏هاى نهج البلاغه نيست و در عين كوتاهى، يك دوره تاريخ اسلام مربوط به عصر خلفاى نخستين در آن خلاصه شده است. تحليلهاى دقيق و جالبى دارد كه براى صاحب‏نظران، بسيار قابل مطالعه است و نكاتى در آن ديده مى‏شود كه در هيچ جاى ديگر ديده نخواهد شد.

قبل از ورود در شرح و تفسير اين خطبه اشاره به چند نكته لازم به نظر مى‏رسد:

1- نام خطبه: نام اين خطبه از جمله آخر آن گرفته شده است كه امام (ع) در پاسخ تقاضاى «ابن عباس» براى ادامه خطبه، به او فرمود: «تلك شقشقة هدرت ثمّ قرّت» كه معادل آن در فارسى چنين است: «اين شعله آتشى بود كه از دل زبانه كشيد و فرو نشست» و به اين ترتيب درخواست «ابن عباس» را براى ادامه سخن‏رد كرد، چون حال و هوايى كه امام (ع) را براى بيان آن سخنان آتشين و حسّاس آماده كرده بود تغيير يافت، زيرا كسى از ميان جمعيّت برخاست و نامه‏اى به دست حضرت داد و فكر امام (ع) را به مسائل ديگرى متوجّه ساخت.

2- زمان صدور: در مورد زمان صدور اين خطبه در ميان شارحان نهج البلاغه گفتگوست، بعضى مانند «محقق خويى» معتقدند: از محتواى خطبه و همچنين اسناد و طرق آن استفاده مى‏شود كه اين سخنان را در اواخر عمر شريفش بعد از ماجراى جنگ «جمل و صفّين و نهروان» و پيكار با «ناكثين و قاسطين و مارقين» ايراد فرموده و انصافا محتواى خطبه نيز اين نظر را تأييد مى‏كند.

3- مكان ايراد خطبه: جمعى از شارحان نهج البلاغه از ذكر مكان صدور خطبه خاموشند ولى بعضى معتقدند كه امام (ع) آن را بر فراز منبر «مسجد كوفه» ايراد فرموده و «ابن عباس» مى‏گويد: «امام (ع) آن را در «رحبه» ايراد فرمود و اين در موقعى بود كه سخن از مسأله خلافت به ميان آمد، طوفانى در قلب مبارك امام (ع) برخاست و اين سخنان را ايراد فرمود».

4- سند خطبه: در مورد سند خطبه نيز گفتگوست. بعضى گفته‏اند: اين خطبه از خطبه‏هاى متواتر است و بعضى به عكس، گفته‏اند اين خطبه از على (ع) نيست و او هرگز از مسأله خلافت شكايت نكرده، بلكه ساخته و پرداخته «سيّد رضى» مى‏باشد.

شارح معروف، «ابن ميثم بحرانى» مى‏گويد: اين دو ادعا هر دو باطل و در طريق افراط و تفريط است. سند خطبه به حدّ تواتر نرسيده و از طرفى اين ادعا كه‏از سخنان «سيّد رضى» است نيز بى‏پايه است (و حق اين است كه از على (ع) صادر شده است). اشكال تراشى در سند اين خطبه، به خاطر اين نيست كه ضعف و فتورى در آن راه دارد و يا با ساير خطبه‏هاى نهج البلاغه از نظر ارزش متفاوت مى‏باشد، بلكه به عكس، چنان كه خواهد آمد اين خطبه داراى اسناد متعدّدى است كه در بعضى از خطبه‏هاى بعضى نهج البلاغه اين همه اسناد وجود ندارد.

تنها چيزى كه سبب اشكال تراشى در باره خطبه شده است اين است كه با پيشداوريها و ذهنيّت گروهى از افراد سازگار نيست. آنها به جاى اين كه پيشداورى و ذهنيّت خود را با آن اصلاح كنند، به فكر مخدوش كردن اسناد خطبه افتاده‏اند تا مبادا به ذهنيّت آنها لطمه‏اى وارد شود.

به هر حال از جمله اسنادى كه غير از نهج البلاغه براى اين خطبه ذكر شده، اسناد زير است:

الف- «ابن جوزى» در كتاب «تذكرة الخواص» مى‏گويد: اين خطبه را امام (ع) در پاسخ كسى ايراد فرمود كه هنگامى كه امام (ع) به منبر رفته بود از آن حضرت پرسيد: «ما الّذى ابطا بك الى الآن، چه چيز سبب شد كه تا اين زمان زمام خلافت را به دست نگيرى»؟ اين سخن نشان مى‏دهد كه «ابن جوزى» طريق ديگرى براى اين خطبه در اختيار داشته است، زيرا سؤال اين جوان در نهج البلاغه مطرح نيست حتما «ابن جوزى» از طريق ديگرى گرفته است.

ب- شارح معروف «ابن ميثم بحرانى» مى‏گويد: اين خطبه را در دو كتاب يافتم كه تاريخ تأليف آنها، قبل از تولّد «سيّد رضى»- ره- بوده است:نخست در كتاب «الانصاف» نوشته «ابو جعفر ابن قبّه» شاگرد «كعبى»، كه يكى از بزرگان «معتزله» است كه وفات او قبل از تولّد «سيد رضى» است.

ديگر اين كه نسخه‏اى از آن را يافتم كه بر آن، خط «ابو الحسن على بن محمد بن فرات» وزير «المقتدر باللّه» بود و اين، شصت و چند سال قبل از تولّد سيّد رضى بوده است. سپس مى‏افزايد: «بيشترين گمان من اين است كه آن نسخه مدّتى قبل از تولّد ابن فرات نوشته شده بوده است». «ابن ابى الحديد» نيز مى‏گويد: استادم «واسطى» در سال 603 از استادش «ابن خشّاب» چنين نقل كرد كه او در جواب اين سؤال كه آيا اين خطبه مجعول است؟ گفت: نه به خدا سوگند! من مى‏دانم كه كلام امام (ع) است همان گونه كه مى‏دانم اسم تو «مصدق بن شبيب واسطى» است. من ادامه دادم و گفتم: بسيارى از مردم مى‏گويند اين از سخنان «سيّد رضى» است. او در پاسخ گفت: «سيّد رضى و غير سيّد رضى كجا، و اين بيان و اين اسلوب ويژه كجا؟! ما رساله‏هاى سيّد رضى را ديده‏ايم و روش و طريقه و فن او را در نثر شناخته‏ايم، هيچ شباهتى با اين خطبه ندارد» سپس افزود:

 «به خدا سوگند من اين خطبه را در كتابهايى يافته‏ام كه دويست سال قبل از تولد «سيّد رضى» تصنيف شده است. من اين خطبه را با خطوطى ديده‏ام كه آنها را مى‏شناسم و مى‏دانم خط كدام يك از علما و اهل ادب است پيش از آن كه پدر رضى متولّد شود».

سپس «ابن ابى الحديد» مى‏گويد: من نيز خودم قسمت مهمّ اين خطبه را در نوشته‏هاى استاد «ابو القاسم بلخى» كه از علماى بزرگ «معتزله» بود يافته‏ام و او معاصر «المقتدر باللّه» بود كه مدّت زيادى قبل از تولد «سيّد رضى» مى‏زيسته است و نيز بسيارى از آن را در كتاب «ابن قبّه» (كه از متكلّمان اماميّه است) به نام‏«الانصاف» يافتم و او از شاگردان «ابو القاسم بلخى» است و قبل از «سيّد رضى» مى‏زيسته است. مرحوم علامه امينى در الغدير، جلد 7، صفحه 82 به بعد، اين خطبه را از 28 كتاب، آدرس داده است.

 


برچسب‌ها: نهج البلاغه, خطبه اول, خطبه دوم, خطبه سوم
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک