دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۵ توسط جعفرکارگزار

ابابيل:

دسته‏ هاى پى در پى پرندگان و ...

اين واژه، فقط يك بار در سوره فيل كه به داستان حمله سپاه فيل به مكّه و نابودى آن‏ها به وسيله گروهى از پرندگان پرداخته، به كار رفته است: «وَ أرسَلَ عَلَيهِم طَيراً أبابِيل/ [خدا] بر سر آن‏ها دسته دسته پرندگانى را فرستاد».

 (فيل 105/ 3) لغويان، مورّخان و مفسّران، در ريشه لغوى و معناى اين كلمه و نيز چگونگى پرندگانى كه چنين نقشى را ايفا كردند، بر يك رأى نيستند.

ريشه لغوى:

به نظر گروهى از لغت‏شناسان چون ابوعبيده،  فرّاء  و جوهرى،  «ابابيل»، مانند كلمات شماطيط، عبابيد و شعاليل جمعى است كه مفرد ندارد.

عدّه ‏اى ديگر، كلماتى را مفرد «ابابيل» دانسته‏اند: 1. ابَّول مانند عِجَّول (مفرد عجاجيل)؛

2. ابِّيل مانند سِكّين (مفرد سكّاكين)؛

 3. ايْبال مانند دينار (مفرد دنانير)؛

 4. ابّال مانند دِنّار (مفرد دنانير).

5. ابّاله؛ 6. اباله7. آبله.

معناى ابابيل:

برخلاف آن‏چه مشهور است، ابابيل نام آن پرندگان نيست؛ بلكه معناى وصفى دارد.

 به نظر ابن سيّده، ابابيل به معناى‏ گروه‏ها و دسته ‏هايى از پرندگان ، اسبان و شتران است.

ابن عبّاس آن را به معناى دسته، دسته مى ‏داند. ابابيل، هم‏چنين به معناى زياد، گروه متفرّق،   جمعيّت‏هاى بزرگ،  جمعيّت‏ها،

 بعضى به دنبال بعض،  جماعت‏هايى متفرّق از اين‏جا و آن‏جا  و رنگ‏هاى گوناگون دانسته شده است.

 به نظر مصطفوى، بعيد نيست كه اصل در مادّه «أ- ب- ل» به معناى تحمّل سختى، بردبارى و مقاومت، و ابل (شتر) نيز يكى از مصاديق اين معنا باشد، و شايد ابابيل هم وصف پرنده‏اى با همين ويژگى‏ ها باشد و «طيراً أبابيل»، يعنى پرندگان گروه گروه، قوى، مقاوم و صبور.

 آرتور جفرى مى‏گويد: واژه «ابابيل» ربطى به پرندگان ندارد؛ بلكه نام بلايى است؛ گذشته از آن، اين كلمه از «ابيله» به معناى «تاول» گرفته شده است.

 «اشپرنگل» خيلى پيش‏تر در 1974 ميلادى ميان اين واژه و بيمارى آبله، رابطه‏ اى را حدس زده بود و آن را مشتق از «اب» به معناى پدر و «ابيل» به معناى نوحه و ندبه مى‏پنداشت و مى‏گفت:

ايرانيان، واژه «ابيله» را به معناى آبله به كار مى‏ برند. اين نظريّه را روايات موجود كه مى ‏گويد:

لشكريان ابرهه به بيمارى آبله دچار و نابود گشتند، تأييد مى‏ كند؛ امّا مشكل، اثبات فارسى بودن آن است؛ زيرا آبله در زبان فارسى، خود دخيل از عربى و بى‏ترديد از همين آيه گرفته شده است.

شكل و نوع پرنده:

در اين كه اين پرنده به چه شكلى بوده و چگونه مأموريّت خود را در نابودى اصحاب* فيل انجام داده، آراى گوناگونى وجود دارد: عايشه مى‏گويد: ابابيل شبيه خطاطيف (پرستوها) هستند  و نيز گفته شده: آن‏ها شبيه وطاويط (خفّاش‏هاى سرخ و سياه) بودند.

ابوسعيد خدرى، كبوتران حرم (مكّه) را از نسل ابابيل مى‏داند؛ ولى بُروسَوى در درستى كلام او ترديد مى‏كند؛ چرا كه به گفته برخى، ابابيل، شبيه زرازير (سارها) هستند كه در اطراف باب ابراهيم مسجدالحرام وجود دارند.

عكرمه مى‏ نويسد:

آن‏ها سرهايى چون درندگان داشتند كه پيش از آن ديده نشده بود و پس از آن نيز ديده نشد. طبرى به نقل از ابن ‏عبّاس مى‏گويد: آن‏ها پرندگانى بودند كه از دريا خارج شده يا از سوى دريا آمده بودند.

سفيد يا سياه و يا سبز رنگ بودند و منقارى چون پرندگان و چنگال‏هايى همانند سگان داشتند.

ابوالجوزا عقيده دارد كه خداوند در همان وقت، آن‏ها را در آسمان پديد آورد.

و ابن مسعود آن‏ها را پرندگانى مى‏داند كه صيحه مى‏كشيدند و بر اصحاب فيل، سنگ مى‏    افكندند. خداوند طوفانى فرستاد كه آن سنگ‏ها را با شدّت بر آنان مى ‏كوبيد.

ابوالفتوح از ابومسعود نقل مى‏كند: آن مرغان به شكل منج انگبينند (زنبورعسل) و در منقار هر يكى، سنگى است. هر گروهى را يكى مرغ، در پيش ايستاده، سياه سر، دراز گردن، سرخ منقار. بيامدند اين مرغان و گرد لشكرگاه ابرهه در آمدند.

چون ايشان صف بر كشيدند و آهنگ كعبه كردند، هر مرغى از ايشان، آن‏چه در منقار داشت، بينداخت. بر هر سنگى نام صاحب او نوشته شده بود. بر هر يكى كه سنگ او، بر او زدند، بر سرش آمد و از زيرش بيرون آمد و اگر بر پشتش افتاد، به سينه‏اش بيرون آمد و اگر بر سينه‏اش آمد، بر پشتش بيرون رفت تا همه بر جاى بمردند.

 به گفته ابن‏ هشام، خداوند پرندگانى همانند پرستو را از دريا بر آن‏ها فرستاد كه هر يك سه سنگ با خود حمل مى‏كردند: يك سنگ در منقار و دو سنگ در پاهايشان بود. سنگ‏ها به اندازه نخود و عدس بود و به محض برخورد به اصحاب فيل، آن‏ها را نابود مى‏كرد.

 فخر رازى پس از نقل صفات متعدّدى كه براى پرندگان بيان شده، مى ‏گويد: از آن جا كه اين پرندگان دسته دسته بودند، شايد هر دسته شكلى داشته و هر كسى آن‏چه را كه ديده وصف كرده است.

 از رسول‏ خدا صلى الله عليه و آله در وصف اين پرنده روايت شده:مرغى بين آسمان و زمين است كه لانه دارد و تخم مى‏گذارد.

 ابومريم از امام ‏باقر عليه السلام روايت مى ‏كند: هر پرنده سه سنگ در چنگال و منقار خود داشت. سنگ‏ها را بر روى لشكريان ريختند كه بر اثر آن در ميان آن‏ها، مرض آبله پديد آمد؛ پس خداوند نيز به وسيله آن‏ها، نابودشان ساخت و پيش از آن «آبله» در آن‏جا ديده نشده بود.

امام ‏صادق عليه السلام فرمود: از اصحاب فيل، يك نفر بيش‏تر باقى نماند كه فرار كرد. او در حالى كه مشغول نقل واقعه براى مردم بود، سرش را بالا برد و گفت: اين از همان پرندگان است؛ آن‏گاه آن پرنده [كه مأمور تعقيب او بود] بالاى سر او قرار گرفت و سنگى را رها كرد كه از زير او خارج شد.

 بعضى اين شخص را خود ابرهه‏ دانسته ‏اند كه هنگام نقل واقعه براى پادشاه حبشه با آن عذاب نابود شد.

دایرة المعارف قرآن ج1


برچسب‌ها: ابابیل, ابرهه, اصحاب فیل
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک