دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۵ توسط جعفرکارگزار

ابتر:

بى ‏تبار، نافرجام، بريده از خير و نيكى‏

لغويان واژه ابتر را برگرفته از «بَتْر» به معناى قطع و بريدن مى‏دانند.

 جوهرى «بَتَرتُ الشي‏ء» را به معناى قطع چيزى پيش از پايان يافتن آن و «انبتار» را انقطاع و «سيف باتر» را شمشير برنده، و «ابتر» را دم بريده و چيز بدون دنباله دانسته است

 به گفته راغب، ابتر به حيوان دم بريده، سپس به مناسبت، به كسى كه نسلى نداشته باشد تا جانشينش شود، مى‏گويند؛

هم‏چنين بر اساس روايتى از پيامبر اكرم به كلامى كه با ياد خدا آغاز نشود، ابتر گويند

ابن منظور هم گفتارى نزديك به اين دو نظر دارد.

 به روايت ابن‏ عبّاس و سُدّى، قريش، به مردى كه پسرانش مى‏ مردند نيز ابتر مى‏ گفت.

ابتر كيست؟

اين واژه فقط يك بار در سوره كوثر* به كار رفته و در آن، دشمنِ پيامبر خدا ابتر معرّفى شده است: «إنّ شانِئَكَ هُو الأَبتَرُ/ همانا دشمن تو ابتر است». (كوثر/ 108، 3) ابن ‏عبّاس مى‏گويد: فرزند بزرگ پيامبر خدا قاسم و پس از او زينب، عبدالله، ام‏ كلثوم، فاطمه  و رقيّه است.

پس از وفات قاسم و عبدالله در مكّه، عاص‏بن وائل‏سهمى گفت: نسل محمد* قطع شد و او ابتر است و خداوند فرمود: «إنّ شانِئَك هُوَ الأبتَر».

 درسبب نزول سوره گفته‏ اند:

رسول‏ خدا از مسجدالحرام خارج و عاص ‏بن وائل داخل مى ‏شد. آن دو يك‏ديگر را ملاقات كردند و به گفت‏وگو پرداختند؛ در حالى كه بزرگان قريش در مسجد نشسته بودند. وقتى عاص بر آنان وارد شد، پرسيدند: با چه كسى سخن مى‏ گفتى؟ گفت: با آن ابتر.

 در برخى منابع نيز آمده كه بعضى از مشركان، پس از وفات ابراهيم درمدينه به پيامبر ابتر مى ‏گفتند.

 روايت شده كه چون كعب ‏بن ‏اشرف به مكّه آمد، بزرگان قريش به او گفتند: ما آب‏ رسان و كليددار كعبه ‏ايم و تو بزرگ مدينه ‏اى. بگو ما بهتريم يا اين تنهاى بريده از قومش كه گمان مى‏كند از ما بهتر است؟ گفت:

شما بهتر از اوييد؛ پس آيه «إنّ شانِئَكَ هُوَ الأَبتَر» نازل شد.

برخى گفته‏ اند: شخصى كه به پيامبر نسبت ابتر داد، عقبة بن ابى‏ معيط، ابوجهل، ابولهب و ياعمرو بن عاص بود.

 و بر پايه روايتى از امام مجتبى عليه السلام مقصود از دشمن در اين آيه، بنى ‏اميّه است؛

 البتّه مشهور همان است كه وى عاص بن وائل بوده و پس از وفات قاسم و عبداللّه در مكّه اين سخن را گفته است. ابن‏عبّاس، سعيدبن‏جبير، مجاهد و قتاده روايت كرده‏اند كه وى عاص‏بن‏وائل بوده است.

به گفته فخررازى؛ ابن‏ عبّاس، مقاتل، كلبى و عموم مفسّران، گوينده اين سخن را عاص‏بن‏وائل دانسته ‏اند. او هم‏چنين در جمع بين روايات گوناگون احتمال داده كه گوينده، همه اين‏ها بوده‏ ا ند و علّت شهرت عاص ‏بن ‏وائل در روايات اين است كه بيش‏تر از ديگران اين نسبت را مى‏ داده است.

 طبرى مى ‏گويد: آيه درباره شخص معيّنى نازل شده؛ ولى ابتر، صفت هر كسى است كه با رسول ‏خدا صلى الله عليه و آله دشمنى كند.

دشمن پيامبر صلى الله عليه و آله بريده ازچيست؟

در پاسخ به اين پرسش، مفسّران آراى گوناگونى دارند:

1. بعضى چون شيخ طوسى برآنند كه دشمن پيامبر صلى الله عليه و آله از همه خوبى‏ها بريده است.

برخى در تفصيل اين رأى گفته‏ اند: استفاده از كلمه «ابتر» براى مبالغه است و خداوند اين دشمن را از اهل و مال، زندگى دنيايى، [روشنى‏] قلب، اعمال [خير]، يار و ياور و ... بى‏ بهره كرده و اين كيفر كسى است كه به پيروى از هواى نفس با آن‏چه رسول ‏خدا صلى الله عليه و آله آورده، دشمنى كند.

2. دشمن از جهت فرزند و نسل، بريده است و فرزندى كه به او نسبت داده مى‏ شود، به واقع فرزند او نيست  و گفته امام ‏مجتبى عليه السلام به عمروبن عاص كه تو در فراش مشترك به دنيا آمده ‏اى، اين نظر را تقويت مى‏كند.

علّامه طباطبايى به قرينه روايات مستفيض (فراوان) كه بيان‏گر نزول سوره كوثر پس از وفات قاسم و عبدالله و پس از سرزنش عاص ‏بن‏ وائل است، مى‏گويد: ابتر به معناى مقطوع‏ النسل و بدون دنباله است و «بريده از خير يا بريده از قوم» با روايات شأن نزول سازگار نيست. وى هم‏چنين به قرينه مقابله، كوثر را به‏ معناى كثرت ذرّيّه و نسل دانسته است.

 3. دشمن تو كم‏ترين و پست‏ترين است؛ چرا كه از همه خيرات بريده است.

4. او بريده از كوثر (خير كثيرى) است كه به تو داديم.

 5. او بريده از ايمان و دين است.

6. او بريده از هرچيزى است كه مى‏ پندارد تو از آن بريده ‏اى.

از كلام فخررازى استفاده مى‏شود: هر معنايى را كه دشمنان از گفتن «ابتر» اراده كرده باشند، درباره خودشان صادق است و اگر گمان مى‏كردند كه او بدون فرزند است، مى ‏بينيم كه نسل آن كافران نابود شده، نسل حضرت هر روز افزون‏تر مى‏شود و تا قيامت اين گونه خواهد بود.

 اگر قصدشان اين بود كه پيامبر به هدف و مقصود نمى ‏رسد، مى‏بينيم كه پرچم اسلام در همه جا برافراشته شد و آن‏ها مغلوب و مقهور شدند.

اگر مقصودشان نبود مددكار و ياور براى پيامبر بود، دروغ گفتند؛ چرا كه خدا، جبرئيل و مؤمنان، ياور او بودند و كافران ياورى نداشتند و اگر قصدشان حقارت و ذلّت رسول خدا صلى الله عليه و آله بود، خود، حقير و ذليل شدند.

به نظر طبرسى، آيه «إنّ شانِئَكَ هُوَ الأبترُ» هم از اسرار مشركان كه در خلوت خود به پيامبر ابتر مى‏گفتند، پرده برداشت و هم از آينده تاريك آنان خبر داد؛ پس از دو جهت از غيب خبر داده و اين خود از معجزه‏ هاى قرآن است.

 دایرة المعارف قرآن1


برچسب‌ها: ابتر
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک