ابتر:
بى تبار، نافرجام، بريده از خير و نيكى
لغويان واژه ابتر را برگرفته از «بَتْر» به معناى قطع و بريدن مىدانند.
جوهرى «بَتَرتُ الشيء» را به معناى قطع چيزى پيش از پايان يافتن آن و «انبتار» را انقطاع و «سيف باتر» را شمشير برنده، و «ابتر» را دم بريده و چيز بدون دنباله دانسته است
به گفته راغب، ابتر به حيوان دم بريده، سپس به مناسبت، به كسى كه نسلى نداشته باشد تا جانشينش شود، مىگويند؛
همچنين بر اساس روايتى از پيامبر اكرم به كلامى كه با ياد خدا آغاز نشود، ابتر گويند
ابن منظور هم گفتارى نزديك به اين دو نظر دارد.
به روايت ابن عبّاس و سُدّى، قريش، به مردى كه پسرانش مى مردند نيز ابتر مى گفت.
ابتر كيست؟
اين واژه فقط يك بار در سوره كوثر* به كار رفته و در آن، دشمنِ پيامبر خدا ابتر معرّفى شده است: «إنّ شانِئَكَ هُو الأَبتَرُ/ همانا دشمن تو ابتر است». (كوثر/ 108، 3) ابن عبّاس مىگويد: فرزند بزرگ پيامبر خدا قاسم و پس از او زينب، عبدالله، ام كلثوم، فاطمه و رقيّه است.
پس از وفات قاسم و عبدالله در مكّه، عاصبن وائلسهمى گفت: نسل محمد* قطع شد و او ابتر است و خداوند فرمود: «إنّ شانِئَك هُوَ الأبتَر».
درسبب نزول سوره گفته اند:
رسول خدا از مسجدالحرام خارج و عاص بن وائل داخل مى شد. آن دو يكديگر را ملاقات كردند و به گفتوگو پرداختند؛ در حالى كه بزرگان قريش در مسجد نشسته بودند. وقتى عاص بر آنان وارد شد، پرسيدند: با چه كسى سخن مى گفتى؟ گفت: با آن ابتر.
در برخى منابع نيز آمده كه بعضى از مشركان، پس از وفات ابراهيم درمدينه به پيامبر ابتر مى گفتند.
روايت شده كه چون كعب بن اشرف به مكّه آمد، بزرگان قريش به او گفتند: ما آب رسان و كليددار كعبه ايم و تو بزرگ مدينه اى. بگو ما بهتريم يا اين تنهاى بريده از قومش كه گمان مىكند از ما بهتر است؟ گفت:
شما بهتر از اوييد؛ پس آيه «إنّ شانِئَكَ هُوَ الأَبتَر» نازل شد.
برخى گفته اند: شخصى كه به پيامبر نسبت ابتر داد، عقبة بن ابى معيط، ابوجهل، ابولهب و ياعمرو بن عاص بود.
و بر پايه روايتى از امام مجتبى عليه السلام مقصود از دشمن در اين آيه، بنى اميّه است؛
البتّه مشهور همان است كه وى عاص بن وائل بوده و پس از وفات قاسم و عبداللّه در مكّه اين سخن را گفته است. ابنعبّاس، سعيدبنجبير، مجاهد و قتاده روايت كردهاند كه وى عاصبنوائل بوده است.
به گفته فخررازى؛ ابن عبّاس، مقاتل، كلبى و عموم مفسّران، گوينده اين سخن را عاصبنوائل دانسته اند. او همچنين در جمع بين روايات گوناگون احتمال داده كه گوينده، همه اينها بوده ا ند و علّت شهرت عاص بن وائل در روايات اين است كه بيشتر از ديگران اين نسبت را مى داده است.
طبرى مى گويد: آيه درباره شخص معيّنى نازل شده؛ ولى ابتر، صفت هر كسى است كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله دشمنى كند.
دشمن پيامبر صلى الله عليه و آله بريده ازچيست؟
در پاسخ به اين پرسش، مفسّران آراى گوناگونى دارند:
1. بعضى چون شيخ طوسى برآنند كه دشمن پيامبر صلى الله عليه و آله از همه خوبىها بريده است.
برخى در تفصيل اين رأى گفته اند: استفاده از كلمه «ابتر» براى مبالغه است و خداوند اين دشمن را از اهل و مال، زندگى دنيايى، [روشنى] قلب، اعمال [خير]، يار و ياور و ... بى بهره كرده و اين كيفر كسى است كه به پيروى از هواى نفس با آنچه رسول خدا صلى الله عليه و آله آورده، دشمنى كند.
2. دشمن از جهت فرزند و نسل، بريده است و فرزندى كه به او نسبت داده مى شود، به واقع فرزند او نيست و گفته امام مجتبى عليه السلام به عمروبن عاص كه تو در فراش مشترك به دنيا آمده اى، اين نظر را تقويت مىكند.
علّامه طباطبايى به قرينه روايات مستفيض (فراوان) كه بيانگر نزول سوره كوثر پس از وفات قاسم و عبدالله و پس از سرزنش عاص بن وائل است، مىگويد: ابتر به معناى مقطوع النسل و بدون دنباله است و «بريده از خير يا بريده از قوم» با روايات شأن نزول سازگار نيست. وى همچنين به قرينه مقابله، كوثر را به معناى كثرت ذرّيّه و نسل دانسته است.
3. دشمن تو كمترين و پستترين است؛ چرا كه از همه خيرات بريده است.
4. او بريده از كوثر (خير كثيرى) است كه به تو داديم.
5. او بريده از ايمان و دين است.
6. او بريده از هرچيزى است كه مى پندارد تو از آن بريده اى.
از كلام فخررازى استفاده مىشود: هر معنايى را كه دشمنان از گفتن «ابتر» اراده كرده باشند، درباره خودشان صادق است و اگر گمان مىكردند كه او بدون فرزند است، مى بينيم كه نسل آن كافران نابود شده، نسل حضرت هر روز افزونتر مىشود و تا قيامت اين گونه خواهد بود.
اگر قصدشان اين بود كه پيامبر به هدف و مقصود نمى رسد، مىبينيم كه پرچم اسلام در همه جا برافراشته شد و آنها مغلوب و مقهور شدند.
اگر مقصودشان نبود مددكار و ياور براى پيامبر بود، دروغ گفتند؛ چرا كه خدا، جبرئيل و مؤمنان، ياور او بودند و كافران ياورى نداشتند و اگر قصدشان حقارت و ذلّت رسول خدا صلى الله عليه و آله بود، خود، حقير و ذليل شدند.
به نظر طبرسى، آيه «إنّ شانِئَكَ هُوَ الأبترُ» هم از اسرار مشركان كه در خلوت خود به پيامبر ابتر مىگفتند، پرده برداشت و هم از آينده تاريك آنان خبر داد؛ پس از دو جهت از غيب خبر داده و اين خود از معجزه هاى قرآن است.
دایرة المعارف قرآن1
برچسبها: ابتر


