دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۵ توسط جعفرکارگزار

وظایف زنان2

شکایت و درد دل

هیچکس نیست که ناراحتی و گرفتاری و درد دل نداشته باشد.
هر کسی دوست دارد غمخوار و محرم رازی پیدا کند،گرفتاریهای خویش‌را برایش شرح بدهد.حس ترحمش را تحریک نموده دلش را کباب کند.
و بدینوسیله غمی از دل خودش برداشته آرامش خاطری بدست آورد.لیکن هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد.برای درد دل نیز موقعیت مناسب لازم‌است.در هر جا و هر زمان و با هر شرایطی نباید شکایت را شروع کرد.
خانمهاییکه نادان و خودخواهند و از رموز معاشرت و آداب شوهرداری‌بی‌اطلاعند آنقدر ظرفیت و حوصله ندارند که مشکلات را تحمل نمایند ودرد دلها را تا موقع مناسب به تاخیر بیاندازند.هنگامی که شوهر بیچاره باتن خسته و اعصاب ناراحت وارد منزل میشود تا دمی بیاساید از همان‌ساعت اول با شکایتها و درد دلهای همسر نادانش مواجه میشود و از خانه وکاشانه بیزار میگردد:
مرا با این بچه‌های جوانمرگ شده رها کردی و رفتی،احمدجوانمرگ شده شیشه درب اتاق را شکست.منیژه با پروین دعوا کردند.ازسر و صدای بچه‌ها و مردم،ضعف اعصاب گرفتم،دیوانه شدم.تکلیف مرابا این بچه‌های شیطان معلوم کن.آخ از دست‌بهرام.جوان مرگ شده اصلادرس نمیخواند.امروز کارنامه‌اش را از مدرسه فرستادند چند نمره تک‌داشت.حیف از من که برای اینها زحمت میکشم.از صبح تا حال بقدری‌کار کردم که از حال و کار افتادم.کسی بفریادم نمیرسد.
این بچه‌ها هم که دست‌به سیاه و سفید نمیگذارند.کاش اصلا بچه‌نداشتم.راستی امروز خواهرت آمد اینجا.نمیدانم چرا با من سر دعواداشت،خیال میکرد ارث پدرش را خورده‌ام. امان از دست مادرت،رفته‌اینطرف و آنطرف پشت‌سرم بدگویی کرده.من از دست اینها به تنگ‌آمده‌ام.حیف از من که در یک چنین خانه‌ای زندگی میکنم.وای دستم راببین رفتم غذا بپزم کارد آشپزخانه دستم را برید.راستی دیروز رفتم مجلس‌عروسی سهراب.کاش اصلا نرفته بودم.آبرویم پاک رفت.خانم حسن آقا آمده بود با چه سر و وضع و لباسهایی!!خدا بخت و شانس بدهد.مردم‌چقدر زنهایشان را دوست دارند.چه لباسهایی برایش خریده بود.
اینها را میگویند شوهر.وقتی وارد مجلس شد همه باو احترام‌کردند.بله مردم فقط به لباس نگاه میکنند.آخر چی چی من از او کمتره که‌باید اینقدر افاده کند.بله بخت و اقبال داره شوهرش دوستش میداره،مثل‌تو نیست.من که دیگر نمیتوانم در خانه خراب شده برای تو و بچه‌هایت‌جان بکنم هر فکری داری بکن.
خانم محترم،این رسم شوهرداری نیست.تو خیال میکنی شوهرت‌برای تفریح و خوشگذرانی از خانه بیرون رفته است.برای کسب و کار وتهیه روزی خارج شده است.از صبح تا حال با صدها گرفتاری مواجه بوده‌که تو تاب تحمل یکی از آنها را نداری.از گرفتاریهای اداری یا کسبی اواطلاع نداری.نمیدانی با چه اشخاص بدجنس و حیله باز و موذی برخوردنموده و چه عقده‌هایی در روحش گذاشته‌اند.از روح پژمرده واعصاب‌خسته او خبر نداری.اکنون که از گرفتاریهای خارج فرار کرده و به خانه‌پناه آورده شاید دمی استراحت کند،به جای آنکه غمی از دلش بر داری‌هنوز نرسیده در شکایت و نق نق را باز میکنی.
آخر این بدبخت چکند که‌مرد شده،در خارج منزل با آن همه گرفتاریها مواجه است در خانه هم باشکایتها و ایرادها و بهانه‌جوئی‌های تو مواجه میشود.انصاف خوب است
قدری هم به فکر او باش.در این حال جز این چاره‌ای ندارد که یا داد وفریاد راه بیندازد تا از شکایتهای بیجا و زخم زبانهای تو نجات پیدا کند یااز خانه فرار کند و به یک قهوه‌خانه یا مهمانخانه یا سینما یا جای دیگرپناهنده شود.یا واله و سرگردان در خیابانها پرسه بزند. خانم گرامی،برای رضای خدا و برای حفظ شوهر و خانواده‌ات‌از این شکایتها و نق و نق‌های بیجا دست‌بردار،زیرک و دانا باش‌وقت‌شناس باش.اگر هم واقعا درد دل داری قدری صبر کن تا شوهرت‌استراحت کند،اعصابش راحت‌شود.آنگاه که سر حال آمد.و موقعیت‌مناسبی پیدا شد میتوانی مطالب لازم و ضروری را به عنوان مشورت نه‌اعتراض،با او در میان بگذاری و در صدد چاره جویی بر آیید.اما اگر به‌شوهر و خانواده‌ات علاقه داری از ذکر وقایع و حوادث جزئی و غیرضروری بهر حال خودداری کن.و با نق نق‌های دائمی اعصاب شوهرت راخسته نکن.بگذار به کار خود برسد.او هم به قدر کافی گرفتاری دارد.به‌داستان زیر توجه فرمایید:
خانمی به نام...میگوید:من از اول زن نق نقویی بودم.هر روزنق نق‌های من بیشتر و شدیدتر می‌شد.تا آنجا که پس از هشت‌سال زندگی‌مشترک با...چند جمله بود که تقریبا هر شب با اندکی تغییر بین ما رد وبدل می‌شد.آن هم از وقتی که شوهرم وارد خانه می‌شد تا وقتی شام بخوردو توی رختخواب برود:وای خسته شدم.پدرم در آمد.چرا؟از بس کارکردم.کارهای این خانه بی‌صاحب مانده هم که تمام نمی‌شود.هر طرفش رابگیری باز یک طرفش روی زمین است.
-آخر این کارهای تو چیست که تمام نمی‌شود؟
-آه چه میدانم همین کارهای لعنتی است.آب،جارو،ظرفشویی،رختشویی،غذا پختن،راست و ریس کردن اوضاع خانه،تر و خشک کردن‌بچه‌ها.
-عزیزم این کارها که تو میگویی همه جا هست توی همه خانه‌ها همه زنها این کارها را میکنند.تو چرا سر من منت میگذاری؟
-وای منت،چه منتی؟جانم به لب رسیده پدرم در آمده تو چه‌می‌فهمی؟همین میروی و پشت میز اداره می‌نشینی و پول میگیری و می‌آیی‌خانه.دیگر چه میدانی خانه چطور مرتب شده چطور نظافت‌شده؟
-ای وای خانم جان بس کن.
-خوب بله آقا حوصله شنیدنش را هم نداری.من پدرم در آمده‌مریض شده‌ام دارم می‌میرم.
-عزیزم مریض شده‌ای برو دکتر.
-با کدام پول؟
-ای ناشکر این همه پول از من میگیری باز هم...
-کدام پول،چه پولی؟همه‌اش خرج زندگیت میشود.آن هم چه‌زندگی همه‌اش پر از بدهکاری، قسطهای عقب افتاده.امروز مجبور شدم‌از کسبه سر محله نسیه کنم.
و بعد شوهر بیچاره‌ام وقتی از این همه نق نق جانش به لب می‌آمدلحاف را روی سرش می‌کشید و می‌خوابید.مادرم غالبا در جریان زندگی مابود و بارها مرا نصیحت میکرد که دست از این نق نق‌ها بردارم.و من گوش‌نمیدادم تا یک روز وقتی شوهرم سر کار رفته بود به من گفت:هر چه‌نصیحت کردم گوش ندادی حالا بکش که سزایت همین است.شوهرت...
من مثل دیوانه از جا پریدم.نه باور نمی‌کنم.
بسیار خوب حالا که باور نمی‌کنی تحقیق کن تا بدانی.تا ساعت‌دو بعد از ظهر که شوهرم...از سر کار بیاید خونم خونم را می‌خورد.وقتی‌آمد اول با عصبانیت‌بعدا با گریه موضوع را در میان گذاشتم.گفت:میدانی تو زندگی را برای من کوفت میکردی.هیچوقت فکر نمی‌کردی که من‌روزی دو سرویس کار میکنم تا چرخ زندگیمان بگردد.شب خسته و کوفته‌به خانه می‌آیم، حوصله نق نق ندارم،آن قدر خسته هستم که تو دیگر حق‌نداری با حرف زدن از کارهای خانه مرا از زندگی بیزار کنی.ولی تو این‌کار را میکردی و هنوز هم میکنی.واقعا مرا از زندگی بیزار کرده‌ای.گاهی‌فکر کرده‌ام که اگر صاحب بچه نبودیم بهتر بود از هم جدا شویم.از این‌جهت تصمیم گرفته‌ام در جایی آرامش پیدا کنم و پیدا کردم.
-من درست‌شش ماه زحمت کشیدم تا مجددا شوهرم را به زندگی‌علاقه‌مند کنم ولی این برایم تجربه‌ای شد که دیگر شوهرم را که در خارج‌به اندازه کافی خسته می‌شود در خانه با شرح ملال خودم خسته‌تر نکنم.
حالا فهمیده‌ام که خانه جای استراحت مرد است نه جای عذاب
پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:هر زنیکه به وسیله زبان‌شوهرش را اذیت کند نمازها و سایر اعمالش قبول نمیشود،و لو هر روزروزه باشد و شبها را برای تهجد و عبادت برخیزد،و بنده‌هایی آزاد کند وثروتش را در راه خدا انفاق نماید.زنیکه بد زبان باشد و بدینوسیله‌شوهرش را بیازارد نخستین کسی است که داخل دوزخ میشود.
رسول خدا فرمود:هر زنیکه شوهرش را در دنیا اذیت کندحور العین به او میگویند:خدا ترا بکشد.شوهرت را اذیت نکن.این مرد ازشما نیست و لیاقت او را ندارید بزودی از شما مفارقت نموده به سوی مامیآید.
نمیدانم منظور خانمها از این غرغرها چیست؟اگر میخواهند توجه‌شوهر را جلب نموده خودشان را محبوب و زحمتکش و خیرخواه جلوه‌دهند،مطمئن باشند که نتیجه معکوس خواهند گرفت.نه تنها محبوبیتی پیدانمیکنند بلکه مبغوض شوهر واقع خواهند شد.و اگر منظورشان اینست که‌اعصاب شوهرشان را ناراحت کنند تا از کار و زندگی سیر شود و به‌بیماریهای اعصاب مبتلا گردد و از خانه فرار کند و برای تخدیر اعصاب به‌اعتیادهای خطرناک گرفتار شود و به مراکز فساد قدم بگذارد و بالاخره‌دق کش شود البته بدانند که موفقیت و پیروزی آنها حتمی است.
خانم محترم،اگر به شوهر و زندگی علاقه داری از این رفتار زشت‌و غیر عقلائی دست‌بردار.آیا احتمال نمیدهی که شکایتهای بیجای توباعث قتل و جنایتی شود یا کانون خانوادگی شما را متلاشی سازد؟به‌داستان زیر توجه کن:
«وقتی...به خانه آمد همسرش در حالیکه دختر سه ساله‌اش را دربغل داشت‌به شوهرش گفت: دو نفر از همکاران او به منزل آمده ناسزاگفتند.مرد سخت ناراحت‌شد و در اثر جنون آنی چاقویش را در شکم‌فرزند خردسالش فرو کرد و به قتل رسید.مرد به چهار سال زندان محکوم‌شد.
یک پزشک در دادگاه میگوید:«در تمام مدت زندگی ما،همسرم‌حتی یکبار رفتاری که شایسته یک زن خوب و کدبانو است نداشت.خانه‌ما همیشه نامرتب و درهم است.فریادها و بهانه‌جوئیها و دشنامهای زننده‌او مرا بستوه آورده است.آنگاه حاضر میشود با پرداخت پنجاه هزار تومان پول از شر او خلاص شود.و با خوشحالی میگوید راستش را بخواهید اگرتمام ثروت و حتی مدرک پزشکی‌ام را میخواست میدادم تا زودتر خلاص‌شوم.»

خوش اخلاق باش

کسیکه خوش اخلاق باشد،با مردم خوشرفتاری کند،با لب خندان‌سخن بگوید،در مقابل حوادث و مشکلات بردبار باشد،محبوب همه است،دوستانش زیادند،همه دوست دارند با او معاشرت و رفت و آمد کنند،عزیزو محترم است،به ضعف اعصاب و بیماریهای روانی مبتلا نمیشود،برمشکلات و دشواریهای زندگی پیروز میگردد،از زندگی لذت میبرد،و برمعاشرانش خوش میگذرد.
امام صادق علیه السلام فرمود:«هیچ زندگانی گواراتر از خوش‌اخلاقی نیست.»
اما کسیکه بد اخلاق باشد،با صورت درهم کشیده با مردم ملاقات‌کند،در مقابل حوادث و ناملایمات داد و فریادش بلند شود،بیخود داد وقال راه بیندازد،تند خو و بد زبان باشد زندگی تلخ و ناگواری خواهدداشت،خودش همیشه ناراحت و معاشرینش در عذابند،مردم از او متنفر واز معاشرتش گریزانند،آب خوش از گلوی خودش و معاشرانش پائین‌نمیرود،خواب و خوراک درستی ندارد.برای انواع بیماریها مخصوصاضعف اعصاب کاملا آمادگی دارد،همیشه اوقاتش تلخ و آه و ناله‌اش بلند است،دوستانش کم‌اند،محبوب کسی نیست.
پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:«آدم بد اخلاق نفس خودش‌را در رنج و عذاب دائم قرار میدهد.»
خوش اخلاقی برای همه لازم است مخصوصا برای زن و شوهرضرورت دارد،زیرا همیشه با هم هستند و ناچارند با هم زندگی کنند.
خانم محترم،اگر میخواهی به خودت و شوهر و بچه‌هایت‌خوش‌بگذرد اخلاقت را اصلاح کن، همیشه شاد و خندان باش،اوقات تلخی ودعوا نکن،خوش برخورد و شیرین زبان باش،با اخلاق خوش میتوانی‌خانه‌ات را بصورت بهشت‌برین درآوری،حیف نیست‌با بداخلاقی آنرا به‌صورت جهنم سوزانی تبدیل کنی و خودت و شوهر و فرزندانت در آن‌معذب باشید؟تو میتوانی فرشته رحمت‌باشی،محیط خانه را با صفا ونورانی گردانی،چرا آنرا به صورت زندان تاریکی در میآوری؟لب خندان وشیرین زبانی تو دل شوهر و فرزندانت را غرق سرور و شادمانی میگرداند،غم و اندوه را از دلشان بر طرف میسازد.آیا میدانی:بامداد که رزندانت‌به‌مدرسه یا سر کار میروند اگر با تبسم و گرمی از آنها بدرقه کنی چه تاثیرنیکوئی در روح و اعصابشان خواهی گذاشت.
اگر به زندگی و شوهرت علاقه داری بد اخلاقی نکن،زیرا اخلاق‌خوب بهترین پشتوانه پیمان زناشویی است.
اکثر طلاقها در اثر بد رفتاری زن و شوهر و عدم توافق اخلاقی پیدامیشود.آمار طلاقها این مطلب را تایید میکند.عدم توافق اخلاقی نخستین‌علت‌بروز اختلافات خانوادگی است.
به عنوان نمونه به آمار سالهای 47 و 48 و 49 اشاره میکنیم:«درسال 1347 از 16039 پرونده شکایت که به دادگاه خانواده رسیده است،12760 پرونده بر اساس عدم توافق اخلاقی بوده است.در سال 1348 ازمیان 16058 پرونده اختلافات زناشویی 11246 پرونده به عدم توافق‌میان زن و شوهر اختصاص داده شده است.یعنی با یک آمار خیلی ساده‌می‌بینیم که بیش از هفتاد درصد اختلافات زناشویی به واسطه عدم توافق‌اخلاقی بروز میکند.
خانم محترم،با خوش اخلاقی عشق و محبت‌شوهرت را جلب کن‌تا به زندگی و خانواده علاقه‌مند شود،با شوق و ذوق کار کند و اسباب رفاه‌شما را فراهم سازد،اگر خوش اخلاقی کردی دنبال شب نشینی و عیاشی‌نمی‌رود و زودتر به خانه میآید.
زنی به شورای داوری شکایت کرد که:«شوهرم همیشه ناهار و شام‌را بیرون خانه میخورد.
شوهر جواب داد:علت اینست که زنم اصلا سازگاری ندارد وبد اخلاق‌ترین زن دنیاست.
زن ناگهان خیز برداشت و در حضور اعضای داوری شوهرش راکتک زد.
این خانم نادان خیال میکرد با شکایت و فحش و کتک میتوان‌شوهر را به خانه جلب کرد،در صورتی که یک راه عقلی و ساده داشت وآن خوشرفتاری و خوش اخلاقی بود.
زنی در شورای داوری گفت:شوهرم 15 ماه است که با من حرف‌نمیزند و مخارج ما را به وسیله مادرش می‌فرستد.
مرد در جواب گفت:چون از دست‌بد اخلاقیهای زنم بتنگ آمده‌بودم تصمیم گرفتم صحبت نکنم و مدت 15 ماه است‌باینکار ادامه‌میدهم.
اکثر مشکلات زناشویی را با هوشیاری و اخلاق خوش میتوان حل‌کرد.اگر شوهرت کم محبت است،اگر به خانه و زندگی علاقه ندارد،اگردنبال عیاشی میرود،اگر دیر به خانه میآید، اگر شام و ناهار را بیرون صرف‌میکند،اگر بد رفتاری میکند،اگر تندخویی و دعوا میکند،اگر ثروتش رابباد میدهد،اگر دم از طلاق و جدایی میزند همه اینها و صدها مانند اینها رابوسیله خوشرفتاری و اخلاق خوش میتوان حل کرد.تو اخلاق و رفتارت‌را عوض کن و نتیجه اعجاز آمیز اخلاق خوب را تماشا کن.
امام صادق علیه السلام فرمود:«خدا به آدم خوش اخلاق ثواب‌جهاد میدهد،صبح و شب برایش ثواب نازل میشود.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:هر زنیکه شوهرش را اذیت کندو اندوهگینش سازد و از رحمت‌خدا دور است.و هر زنیکه به شوهرش‌احترام بگذارد و آزارش نرساند و فرمانبردارش باشد خوشبخت ورستگار است .
به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض شد:«فلان شخص زن خوبی است.روزها روزه دارد و شبها عبادت میکند.لیکن بد اخلاق است‌همسایگانش را آزار میرساند».
فرمود:«هیچ خیر و خوبی ندارد.و از اهل دوزخ میباشد

توقعات بیجا

امکانات مالی و درآمد همه افراد یکسان نیست.همه نمیتوانند دریک سطح زندگی کنند.هر خانواده‌ای باید حساب دخل و خرج خودشان‌را بکنند و بر طبق درآمدشان خرج کنند.انسان همه طور میتواند زندگی‌کند.عاقلانه نیست که برای تهیه امور غیر ضروری دست‌به قرض و نسیه‌بزند.
خانم محترم،تو کدبانوی خانه هستی،عاقل و فهمیده باش،حساب‌خرج و دخلتان را بکن. ببین چطور میتوانید خرج کنید که آبرویتان محفوظبماند و همیشه پولدار باشید، عاقبت‌اندیش باش،چشم و همچشمیهای‌بیجا را کنار بگذار،اگر فلان مد لباس را در تن خانمی دیدی و وضع‌اقتصادی شما اقتضای خرید آنرا ندارد،شوهرت را به تهیه آن وادار نکن، اگر چیز لوکس و قشنگی را در منزل همسایه مشاهده نمودی به شوهرت‌اصرار نکن که باید آنرا تهیه کنی،اگر فلان دوست‌یا خویش و قوم شماخانه‌اش را با فرشهای زیبا و گرانقیمت و اسباب لوکس زینت کرده لازم‌نیست‌خودتان را بسختی بیندازید تا از او تقلید کنید،تو که میدانی وضع‌اقتصادی و در آمد شما ایجاب نمیکند چرا شوهرت را به وام گرفتن و نسیه‌گرفتن و قسطی خریدن و کارهای غیر مشروع وادار میکنی؟
آیا عقلائی است که برای رقابت‌با دیگران از بانک وام بگیرید وفلان جنس غیر ضروری و لوکس را بخرید و در خانه بگذارید،آیا صلاح‌است که زندگی خودتان را بر وام گرفتن و نسیه کردن و قسطی خریدن‌پایه‌گذاری کنید و یک سری اشیاء غیر ضروری را در خانه جمع‌آوری‌نمائید.
آیا بهتر نیست قدری صبر کنید تا اوضاع مالی شما بهتر شود؟هرماه مقداری از درآمدتان را پس‌انداز کنید،وقتی وضع اقتصادی شما خوب‌شد و توانستید جنس مورد نظرتان را تهیه نمائید با پول نقد آنرا خریداری‌کنید.
بیشتر این رقابتها و ولخرجیها از خانمهای نادان و خودخواه‌سرچشمه میگیرد.با دیدن یک چیز لوکس فورا بهوس افتاده و سر به جان‌شوهر بیچاره گرفته که باید آنرا تهیه کنی.به قدری نق نق و پافشاری نموده‌که ناچار میشود وام بگیرد یا قسطی بخرد و خودش را بیچاره کند و همیشه‌قرضدار باشد.
گاهی ناچار میشود زندگی زناشویی را بر هم بزند و زن‌خودخواهش را طلاق بدهد تا از شر تقاضاهای بیجا و سرزنشها وزخمزبانهای او خلاص شود یا خودکشی کند تا از این زندگی پر از ایراد وبهانه نجات پیدا کند.به داستانهای زیر توجه فرمائید:
«مردی در دادگاه میگفت:مدتی است زنم به واسطه القاآت زن‌همسایه پایش را توی یک کفش کرده که باید یا برایش تلویزیون بخرم یاطلاقش بدهم.در ماه فقط 300 تومان حقوق میگیرم،صد تومانش اجاره‌خانه است‌با دویست تومان دیگر باید یکماه تمام مخارج خانواده سه نفریمان را تامین کنم،کجا میتوانم تلویزیون بخرم؟
مردی در دادگاه میگوید:«خانم دلش لباسهای آخرین مدل‌میخواهد.خانم میخواهد خودش را عین یک زن مرد پولدار در بیاورد،آخربه خدا به دین به مذهب تمام حقوق من 900 تومان است،300 تومان آنراکرایه خانه میدهم.شما بگوئید من با 600 تومان شام و ناهار تهیه کنم یابرای خانم پوستیژ و کفش و کلاه بخرم؟»در آخر به مادر زنش میگوید:دختر مال شما.چشم، طلاقش میدهم ودور هر چه زن است‌خط میکشم
مردی که خودکشی کرده بود وقتی بهوش آمد گفت:«من شاگردراننده‌ام،سه سال است ازدواج کرده‌ام،زنم توقعات خارج از حد دارد،چون نمیتوانم توقعاتش را برآورده کنم مرتبا مرا سرزنش میکند،سرزنشهای او بالاخره مرا بستوه آورد و تصمیم بخودکشی گرفتم
زنی به شوهرش میگوید:«یا سیگار خارجی بکش یا طلاقم بده
اینگونه زنها اصلا معنا و هدف ازدواج را درک نکرده‌اند.
زناشویی را یک نوع برده‌گیری تصور نموده‌اند.بدین منظور شوهرکرده‌اند که به خواسته‌ها و هوسهای کودکانه خویش جامه عمل بپوشند.
شوهری را میخواهند که مانند یک نوکر بی‌اجر و مزد بلکه یک اسیربرایشان زحمت‌بکشد و حاصل دسترنج‌خویش را دو دستی تقدیم خانم کند تا در راه بلند پروازیها و هوسهای خام خویش به مصرف برساند.
کاش باین مقدار قناعت میکردند و توقعات بیش از حد نداشتند.
گاهی توقعاتشان به قدری زیاد است که مجموع درآمد شوهر کفایت‌نمیکند،اصولا کاری با درآمد شوهر ندارند،چیزی را که هوس کردندحتما باید تهیه شود،هر چه بشود بشود،گر چه شوهر ورشکست‌شود یادست‌بکارهای غیر مشروع بزند،خانم خواسته و باید تهیه شود.
یکی از عوامل بزرگ ورشکست مردها همین توقعات بیجای‌خانمها و چشم و همچشمیهاست، سرزنشها و نق نق‌های زن است که مردرا به کارهای غیر مشروع وادار میکند،اینگونه زنهای از خود راضی وخودخواه ننگ بانوان بشمار میروند.گیرم با این توقعات و ایرادها طلاق‌گرفتی آنوقت کارت اصلاح میشود،نه،مطمئن باش هرگز بآرزوهایت‌نخواهی رسید،میروی در خانه سر بار پدر و مادرت خواهی شد و تا آخرعمر باید از نعمت انس و محبت و بچه‌داری محروم شوی،خیال میکنی‌مردها برای خواستگاری تو صف کشیده‌اند،نه،چنین نیست، زنهائیکه‌طلاق میگیرند کمتر شانس ازدواج دارند،بر فرض اینکه شوهر دیگری‌پیدا کردی از کجا که بهتر از شوهر اولت‌باشد؟
آیا بهتر نیست عاقبت‌اندیش باشی؟حساب دخل و خرجتان رابکنید و به مقدار درآمدتان خرج کنید؟مگر خوشی و آسایش فقط با کفش‌و لباس و تلویزیون و یخچال فراهم میشود؟به جای این بلند پروازیها وهوسهای خام به زندگی و خانه‌داری و شوهرداری بکوش.با اظهار مهر ومحبت محیط خانه را با صفا و نورانی کن.با زندگی دیگران کاری نداشته‌باش.بر طبق درآمدتان خرج کنید.و از نعمت انس و محبت لذت ببر،با شوهر و فرزندانت‌بگویید و بخندید، در مخارج روزانه صرفه‌جویی کن،تااوضاع مالی شما بهتر شود و زندگی آبرومندی پیدا کنید، شاید در آینده‌بتوانی به خواسته‌های خودت برسی،حتی اگر شوهرت ولخرج است وبیش از توانایی خویش خرج میکند جلوش را بگیر،نگذار برای خریداشیاء غیر ضروری وام بگیرد یا قسطی بخرد،زندگی شما مشترک است،هر چه او داشته باشد در واقع مال شما است،نترس نه ثروتش را بدیگری‌میدهد نه در خانه دیگری صرف میکند،به جای خرید اشیاء تجملی و غیرلازم وسائل ضروری منزل را تهیه کنید،برای حوادث و پیش‌آمدها که‌خواه ناخواه برای همه کس اتفاق میافتد پس‌انداز داشته باشید.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:«هر زنیکه با شوهرش‌سازگار نباشد و او را بر چیزهائیکه فوق توانایی اوست وادار کند اعمالش‌مورد قبول خدا واقع نمیشود و در قیامت مورد غضب پروردگار جهان قرارمیگیرد
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:هر زنیکه با شوهرش‌ناسازگاری کند و به آنچه از جانب خدا رسیده قناعت ننماید و بر شوهرش‌سختگیری کند و بیش از حد توانایی خواهش کند اعمالش قبول نمیشود وخدا بر او خشمناک خواهد بود
پیغمبر اسلام فرمود:«بعد از ایمان به خدا نعمتی بالاتر از همسرموافق و سازگار نیست

شوهرت را دلداری بده

دشواری زندگی بر دوش مرد است.مخارج خانواده را بهر طورشده باید تامین کند،در خارج منزل با صدها مشکل مواجه میشود،ممکن‌است مورد توهین یا توبیخ رئیس قرار بگیرد، ممکن است‌با اذیت وکارشکنی همکارانش برخورد کند،ممکن است مطالباتش را نتواند وصول‌کند،ممکن است محل چک و سفته‌هایش را نتواند تامین کند،ممکن است‌به کسادی بازار و عدم درآمد برخورد نموده باشد،ممکن است‌شغل‌مناسبی پیدا نکند،گرفتاریهای مرد یکی دو تا نیست،در زندگی روزمره باصدها از این قبیل حوادث برخورد میکند،آنهم نه یک مرتبه و دو مرتبه‌بلکه دائما و پیوسته،کمتر اتفاق میافتد روزیکه ناراحتی تازه‌ای نداشته‌باشد، بیخود نیست که عمر مردها غالبا کوتاهتر از زنهاست.آخر اعصاب‌یکنفر چقدر میتواند حوادث و ناراحتی‌ها را تحمل کند!
انسان در اینگونه مواقع احتیاج شدیدی دارد به شخص دلسوزمهربانیکه دلداریش بدهد و روح و اعصابش را تقویت کند.
خانم گرامی،شوهر شما دلسوز ندارد،احساس غربت و تنهایی‌میکند،از مشکلات فرار نموده به محیط خانه و شما پناه میآورد،به‌دلجوییهای تو نیازمند است،اگر با روی درهم کشیده و اوقات تلخ واردمنزل شد و آثار ناراحتی را در چهره‌اش مشاهده نمودی سلام و تعارف تواز همه روزه گرمتر باشد،اسباب استراحت و غذا و چای او را زود فراهم‌کن،درباره موضوعات دیگر اصلا صحبت نکن،ایراد نگیر،تقاضا نکن،از گرفتاریهای خودت شکایت و درد دل نکن، بگذار خوب استراحت کند، اگر گرسنه است‌سیر شود،اگر سرما خورده گرم شود،اگر گرما خورده‌خنک شود،آنگاه که از خستگی در آمد و اعصابش راحت‌شد با زبان‌خوش سبب ناراحتی‌اش را بپرس اگر دیدی باز هم میل نداردصحبت کند اصرار نکن،اما اگر شروع به درد دل کرد خوب گوش‌بده،تمام حواست پیش او باشد،از خنده بیجا جدا اجتناب کن،بلکه از شنیدن عوامل ناراحتی او اظهار تاسف کن،طوری وانمودکن که بیش از خودش از عوامل گرفتاری او اندوهگین هستی،با اظهار محبت و دلسوزی زخمهای دلش را مرهم‌بگذار،با نرمی و ملایمت دلداریش بده،موضوع را در نظرش کوچک وبی‌اهمیت جلوه بده،او را در قبال حل مشکل تشجیع کن.بگو:اینگونه‌حوادث از لوازم لا ینفک زندگی است و برای همه کس اتفاق میافتد،چندان مهم نیست،انسان میتواند با نیروی صبر و استقامت‌بر مشکلات‌پیروز گردد،اما به شرط اینکه خودش را نبازد،اصولا مردانگی وشخصیت انسان در اینگونه موارد ظاهر میشود،غصه نخور،صبر و کوشش‌کن تا مشکل حل شود،اگر احتیاجی به راهنمایی دارد و راهی به نظرت‌میرسد پیش پایش بگذار و اگر راه صحیحی به نظرت نرسید پیشنهاد کن‌با یکی از دوستان یا خویشان عاقل و خیر خواه مشورت کند.
خانم محترم،شوهرت در مواقع گرفتاری به مهربانیها و دلجوییهای‌تو نیازمند است.باید بداد او برسی و مانند یک پرستار مهربان بلکه یک‌روانپزشک دلسوز از او دلجویی کنی،از این بالاتر بگویم،باید شخصیت‌خویش را باثبات رسانی و شوهرداری کنی،آری پرستار و روانپزشک‌کجا میتوانند مانند یک بانوی فداکار شوهرداری کنند؟غافلی که مهربانیهاو دلداریهای تو چه اثر معجز نمایی در روح شوهرت میگذارد!دل واعصابش را آرام میکند،به زندگی دلگرم میشود، برای مبارزه با مشکلات‌آماده میگردد،می‌فهمد که در این جهان تنها و بیکس نیست،به وفا وصمیمیت تو اطمینان پیدا میکند،دوستدار و عاشق تو و اخلاقت میشود،پیمان زناشویی شما استوار و محکم میگردد.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:«در دنیا چیزی بهتر از همسرشایسته وجود ندارد.زنیکه شوهرش از دیدار او مسرور و شاد گردد
حضرت رضا علیه السلام فرمود:«یک دسته زنها آنهایی هستند که‌زیاد بچه‌دار میشوند، مهربان و با عاطفه هستند،در سختیها و پیش آمدهای‌روزگار،در امور دنیا و آخرت پشتیبان شوهرشان هستند،بزیان او کارنمیکنند و گرفتاریهایش را زیاده نمیگردانند

سپاسگزار باش

پول پیدا کردن کار آسانی نیست،هزاران زحمت و دردسر دارد،انسان مال را برای رفاه و آسایش خویش میخواهد و ذاتا بدان علاقه‌منداست،اگر به کسی احسان کرد و مالی را که به ریشه جانش بسته است دراختیار او قرار داد انتظار دارد قدردانی کند،اگر مورد سپاسگزاری قرارگرفت تشویق میشود،به احسان و نیکوکاری راغب میگردد،نه تنها نسبت‌باین شخص احسان بیشتری خواهد کرد بلکه به مطلق نیکی علاقه‌مندمیگردد،به حدیکه ممکن است کم کم به صورت یک عادت ثانوی و یک خوی طبیعی تبدیل شود و مشتاق احسان و کار خیر گردد،اما اگر قدرش رانشناختند و احسانش را نادیده گرفتند به کار خیر بی‌رغبت میشود، پیش‌خود میگوید:حیف نیست که به این مردم نمک نشناس احسان کنم و اموالم‌را در اختیارشان بگذارم؟حق شناسی و شکرگزاری یکی از اخلاق‌پسندیده است،و بزرگترین رمز جلب احسان میباشد،حتی خداوند بزرگ‌هم که نیازی به دیگران ندارد سپاسگزاری از نعمتهایش را شرط ادامه‌نعمت‌شمرده میفرماید:«اگر سپاسگزاری کنید نعمتهایم را افزون میکنم
خانم محترم،شوهر شما نیز یک بشر عادی است،از قدردانی‌خوشش میآید،هزینه زندگی را تامین میکند،حاصل دسترنج‌خویش را درطبق اخلاص نهاده رایگان تقدیم شما میکند،این عمل را یک وظیفه‌اخلاقی و شرعی محسوب میدارد،و از انجام دادن آن لذت می‌برد،لیکن ازشما انتظار دارد که وجودش را مغتنم شمرده از کارهایش قدردانی کنید،هر گاه اسباب و لوازم زندگی را خریداری نموده به منزل آورد اظهار سرورو خوشحالی نمایید،و سپاسگزاری کنید،هر گاه برای تو یا فرزندانت‌کفش و لباس یا چیز دیگری آورد فورا از دستش بگیر و اظهار خورسندی‌کن،چه مانع دارد بگویی:متشکرم؟اگر میوه و شیرینی یا چیز دیگری به‌خانه آورد زود از دستش بگیر و در جای خود بگذار،اگر بیمار شدی وبرای معالجه‌ات کوشش کرد تا شفا یافتی تشکر کن،اگر ترا به تفریح ومسافرت برد سپاسگزاری کن.اگر پول توجیبی گرفتی قدردانی کن،مواظب باش کارهایش را کوچک مشماری،بی‌اعتنائی و مذمت نکنی،نادیده نگیری،اگر کارهایش را مورد توجه قرار داده تشکر کردی احساس غرور و شخصیت میکند،به زندگی و خرج کردن تشویق میشود،باز هم‌سعی میکند توجه شما را بسوی خویش جلب کند و به وسیله احسان دلتان‌را بدست آورد،اما اگر کارهایش را کوچک شمردی و به نظر بی‌اعتنائی‌نگاه کردی دلسرد میشود،پیش خود میگوید:حیف نیست زحمت‌بکشم وحاصل دسترنجم را خرج افراد نمک نشناسی کنم که قدرم را نمیدانند واحسانهایم را کوچک میشمارند،رفته رفته به خانه و زندگی بی‌علاقه‌میگردد،تا بتواند از زیر بار خرج کردن شانه خالی میکند،به کسب و کاربی‌رغبت میشود،ممکن است‌به فکر خوشگذرانی بیفتد،اموالش را خرج‌دیگران کند،مرد بیچاره بیک تعریف خالی و تشکر مفت و مجانی دلخوش‌است از این هم دریغ دارید؟!
اگر یکی از خویشان یا دوستان یک جفت جوراب بی‌ارزش یادسته گل بی‌قابلیت‌بشما تقدیم نمود صدها مرسی متشکرم را نثارش میکنیدلیکن احسانهای دائمی شوهرتان را به روی مبارک نیاورده از یک اظهارتشکر بی‌مایه هم دریغ میکنید؟!
راه و رسم شوهرداری چنین نیست.اصلا منافع شخصی خودتان‌را تشخیص نمیدهید،تکبر و خودخواهی بلای بزرگی است،گمان میکنیداگر تشکر کنید کوچک میشوید در صورتی که بر محبوبیت‌شما افزوده‌میشود،حق شناس و با ادب شناخته میشود.
امام صادق علیه السلام فرمود:«بهترین زنهای شما زنی است که‌وقتی شوهرش چیزی آورد سپاسگزاری کند و اگر نیاورد راضی باشد

حضرت صادق علیه السلام فرمود:«هر زنی که به شوهرش بگوید:
از تو خیری ندیدم تمام اعمالش باطل و از درجه اعتبار ساقط میگردد
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:«کسی که از احسان مردم‌قدردانی نکند شکر خدای را نیز بجای نمیآورد

  ازکتاب همسرداری// ابراهیم امینی


برچسب‌ها: وظائف زنان, شوهرداری, شکایت, درددل
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک