دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم شهریور ۱۳۹۵ توسط جعفرکارگزار

فرق ميان همزه و الف‏

همزه قبول حركت ميكند// در اول و وسط و آخر كلمات واقع و بصور مختلفه نوشته   ميشود: اللَّهِ‏- أَنْبِئْهُمْ‏- يُؤْمِنَ‏- ساءَ.

ولى الف، قبول حركت ننموده هميشه ساكن و ما قبل آن مفتوح است و بسبب ممكن نبودن   ابتداى تكلم بحرف ساكن، هيچگاه در اول كلمه يافت نشده و در وسط يا آخر آن واقع   ميگردد و همواره بشكل الف نوشته ميشود مانند: عَلاماتٍ‏- نارٌ- مِمَّا- دَعا.

اقسام همزه‏

همزه وصل: در ابتداى جمله تلفظ شود و در ميان آن لفظا نگردد و دو حرف قبل و بعد خود   را بهم وصل كند مانند ادْخُلُوا كه همزه آن خوانده ميشود ولى در يا قَوْمِ ادْخُلُوا چون همزه در ميان جمله واقع شده تلفظ نميگردد. فارحم- قُلِ ادْعُوا- يا قَوْمِ اذْكُرُوا- رَبِّ اغْفِرْ- مَا اكْتَسَبَ‏- إِنِ امْرُؤٌ.

همزه‏هاى وصل 13تاست:

1-همزه در اول فعل امر مانند فاغفر-2- همزه در   اول فعل ماضى ثلاثى مزيد فيه (باستثناى همزه باب افعال) مانند و استغفر-3- همزه   در اول مصدر از چهار حرف ببالا (غير از همزه باب افعال) مانند اكتساب-

4- همزه‏هاى حرف تعريف (ال)، اسم، ابن (پسر)، ابنة   (دختر) اثنان و اثنتان (بمعنى دو در حال رفعى)، اثنين و اثنتين (بمعنى دو در حال   نصبى‏و جرى)، امرء (مرد)، امرئة (زن).

همزه قطع: در ابتداء يا در ميان جمله ساقط نشده بتلفظ در آيد.

همزه‏هاى قطع 11تاست:

همزه استفهام- همزه متكلم وحده- همزه باب افعال- همزه فعل تعجب «ما   أفعل» و «أفعل به» مانند: ما أحسن زيدا (چه چيز زيد را نيكو كرده)- أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ‏ (خدا چه بينا و شنوا است- آيه 26 سوره كهف).

توضيح آنكه فعل تعجب، جامد يعنى غير منصرف است و جز دو   صيغه مذكر صيغه ديگرى ندارد.

همزه اسم تفضيل مانند: أحسن- أكبر- أعلم- أوّل- اخر- أولى- أخرى.

همزه افعل وصفى مانند: أحمر (سرخ)- أصفر (زرد) كه بجاى صفت مشبّهه بكار   ميرود.

همزه منقلب از فعل مانند: أحمد (از حمد يحمد).همزه جمع قلّة مانند:   أفعل (أنفس)- أفعال (أبصار)- أفعلة (أبنية).           همزه اصليه خواه مفتوح يا مضموم يا مكسور   مانند: أخذ- ألم- أخذ- إمام.

همزه حروف غير از حرف تعريف مانند: أو- أم- أن- إن- إلى- أىّ- إلّا- إنّ- أنّ- إذا-   أمّا- ألا.

همزه ضمائر مانند: أنا- أنت- إنّا- إيّاه- إيّاك.

مثال همزه‏هاى قطع:

1- قُلْ أَتَّخَذْتُمْ‏ همزه استفهام است كه اصل آن «أاتّخذتم» بوده و همزه دوم كه همزه وصل است   حذف شده تا دو همزه مجتمع نشود.

2- بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ‏ (به دو دستم آيا تكبر كردى؟- آيه 75 سوره ص) همزه استفهام است.

3- وَ أَعْلَمُ‏ (و ميدانم) همزه متكلم وحده فعل مضارع است.

4- وَ أَعْتَزِلُكُمْ‏ (و از شما كناره ميگيرم) همزه متكلم وحده فعل مضارع از باب افتعال است.

5- وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي‏ (و هارون را در كار من شريك ساز- سوره طه) همزه فعل امر از باب افعال است.

6- قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا) بترتيب همزه‏هاى استفهام و متكلم وحده است.

7- أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً) بترتيب همزه‏هاى استفهام و متكلم وحده است.

تبصره- همزه‏هاى قطع غالبا مفتوح است و در رسم الخط قرآن نگاشته ميشود ولى   همزه‏هاى وصل هميشه مكسور يا مضموم است مگر همزه حرف تعريف كه همواره مفتوح است.

و نيز فتحه و كسره و ضمه همزه‏هاى وصل كه در وسط جمله   قرار گيرند در رسم الخط قرآن نوشته نميشود و در بعضى قرآنها روى آنها صاد اول   كوچك (ص) گذارده شده كه علامت همزه وصل است و چنانچه فتحه و كسره و ضمه همزه‏هاى   وصل در بعضى كلمات اعم از اول يا وسط جمله نوشته شود در بعضى قرآنها با رنگ سرخ   مشخص ميباشد.

تشديد: هر گاه دو حرف متماثل (مانند هم) در يك كلمه پهلوى يكديگر واقع شوند يك حرف   نويسند و روى آن تشديد () ميگذارند. حرف كه داراى تشديد باشد مشدّد نامند مانند:   مرّ- أوّل- يطهّر.

مشدّد كردن حروف را ادغام گويند و بعدا بطور مشروح بيان   خواهد شد.

تبصره- تشديد در موقع قرائت خصوصا نماز نبايد ترك شود و در   تلفظ آن نيز زياده‏روى نگردد تا از حد خود خارج شود.

حركات و سكون‏

حروف تهجّى، ساكن و يا متحرك است و حرفى كه داراى حركت   باشد متحرك و گويا نامند و چنانچه داراى حركت نباشد ساكن و بفارسى زده گويند.

براى تلفظ كردن حروف، سه حركت بكار ميرود و عبارتند از:   زبر- زير- پيش () كه بعربى فتحه، كسره، ضمّه نامند و فتحه اخفّ حركات است.

حرف فتحه دار را مفتوح و كسره دار را مكسور و ضمّه دار را   مضموم گويند مانند كتب كه كاف مضموم و تاء مكسور و باء مفتوح است.

سكون لازم و عارض‏

سكون بر دو قسم است: لازم- عارض سكون لازم- آنست كه جزء   هيئت و پيكره حرف است و در حال وقف و وصل ثابت و از كلمه منفك نميگردد مگر در   موقع ملاقات با ساكن ديگر كه در اينصورت براى رفع التقاء دو ساكن و امكان تلفظ،   حرف ساكن اول، حركت عارضى پيدا ميكند مانند: هل- من- كم كه سكون حروف لام و نون   و ميم لازم است و فتحه حرف نون در مِنَ الَّذِينَ‏ عارضى است و براى رفع التقاء دو ساكن آمده.

سكون عارضى- آنست كه جزء هيئت و پيكره حرف نبوده هنگام   وقف يا ادغام كبير عارض شود مانند: مِنَ اللَّهِ‏- خَبِيرٌ كه حركت حرف آخر آنها هنگام وقف لفظا حذف و ساكن ميگردد.

در حال ادغام كبير مانند: فَقالَ لَهُمُ‏ كه فتحه لام كلمه اول لفظا حذف و ساكن ميشود و سپس دو حرف لام در يكديگر   ادغام و يك لام مشدد (قالّهم) ادا ميگردد.

كسره لازم و عارض‏

كسره نيز مانند سكون بر دو قسم است: لازم- عارض.

كسره لازم- آنست كه جزء هيئت و پيكره حرف است مانند: أمس   (ديروز) به- بسم اللّه كه كسره سين و باء هميشه ثابت ميباشد.

كسره عارضى- آنست كه جزء هيئت و پيكره حرف نبوده عارض شود   بعبارت ديگر هنگامى كه دو حرف ساكن يكديگر را تلاقى نمايند براى رفع التقاء دو   ساكن و امكان تلفظ، حرف اول را مكسور كنند و آنرا كسره عارضى نامند مانند:

أَمِ ارْتابُوا- لِمَنِ ارْتَضى‏- إِنِ ارْتَبْتُمْ‏- رَبِّ ارْجِعُونِ‏- سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ (سوره قمر).

توضيح آنكه «أم ارتابوا» در اصل «أم ارتابوا» و ميم آن   ساكن بوده و همزه ارتابوا همزه وصل است و در ميان جمله تلفظ نميگردد و چون راء   ارتابوا هم ساكن است براى رفع التقاء دو ساكن (ميم و راء) حرف اول را كسره   ميدهند و بالنتيجه «أم ارتابوا» خوانده ميشود بنا بر اين كسره ميم كه قبلا وجود   نداشته و عارض شده كسره عارضى است.

تبصره- فتحه و ضمه هم مانند كسره گاهى عارضى است مانند: مِنَ اللَّهِ‏ كه فتحه نون عارضى است- فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ‏ كه ضمه واو عارضى است.

حروف منقوطه و غير منقوطه‏

حروف جمع حرف است و حرف صوتى است كه از شش (ريه) برخاسته   و با تكيه بيكى از مخارج كه بعدا گفته خواهد شد بكيفيت مخصوصى خارج شود.

حرف نقطه‏دار را منقوطه يا معجمه و حرف بى‏نقطه را غير   منقوطه يا مهمله نامند و حرفى كه داراى يك نقطه باشد موحدّه و دو نقطه را مثنّاة   و سه نقطه را مثلّثه گويند.

كلمه- جمله- كلام‏

چند حرف كه بيكديگر متصل و داراى معنى باشد كلمه نامند   مانند اصغر كه از چهار حرف تشكيل شده و چون دو يا چند كلمه بيكديگر پيوندند و   داراى اسناد و ربط باشند جمله است و جمله‏هاى مستقل كه معناى كامل داشته باشد و   مقصود گوينده را برساند كلام يا جمله مفيد گويند بنا بر اين هر كلامى جمله است و   هر جمله‏اى كلام نيست مانند «حسن آمد» كلام و «حسن فرزند تقى كه بنا بود بيايد»   جمله است.

الف- فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ‏ (پس اما آن كسانيكه بخدا گرويدند) جمله است.

ب- وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‏ (و كسيكه بر خدا توكل نمايد پس پروردگار او را كافى است و كارهايش را كفايت   كند) كلام ميباشد.

طريقه شناختن   مخارج حروف‏

مخارج جمع مخرج و مخرج بر وزن مفعل و در اصطلاح علم صرف،   اسم مكان است يعنى محل خروج.

مخرج حرف، مكانى است كه حرف از آن محل خارج و ادا شود مانند   لبها كه جاى اداى چهار حرف «ف، ب، م، و» ميباشد.

براى تعيين و شناختن مخرج هر يك از حروف:

 آنرا ساكن و همزه مفتوحى بر سر آن در آورده   تلفظ نمود، محلى كه حرف منظور بر آن تكيه كرده ادا شود مخرج آن حرف خواهد بود   (باستثناى حروف مد كه مجرد صوت بوده و تكيه گاهى ندارند و بعدا بطور مشروح بيان   خواهد شد).

مانند حرف «ب» كه هنگام   اداى كلمه «اب» مخرج حرف مزبور كه اندرون دو لب است معلوم ميشود.

تبصره- طريقه فوق مخصوص اعراب است كه حروف تهجى را   بالطبيعه از مخارج مربوطه ادا مينمايند ليكن براى فارسى زبانان و السنه ديگر،   تعيين مخارج هشت حرف «ث- ح- ذ- ص- ض- ط- ظ- ع» با روش نامبرده مشكل بوده و محتاج   شناسائى مخارج آنها و مدت كمى تمرين است و چون مخرج و تلفظ دو حرف «ك- و» در   زبان عرب با طرز تلفظ آنها در زبان فارسى متفاوت است و دانستن مخارج كليه حروف   تهجى نيز با اسلوب صحيح، لازم ميباشد لذا مخارج تمام حروف ذيلا بيان ميگردد.


برچسب‌ها: تجوید, سرالبیان, مخارج حروف, روخوانی
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک