توجه به شيوه عزادارى در ايام محرم
20 رقم مىشود عزادارى كرد. سينه زدن داريم. دستهجات داريم. شعارهاى كربلا داريم. اين 20 رقم عزادارى كن كه اتفاقاً ما از اين عزادارىها مىتوانيم بهانه داشته باشيم. دانماركى كه در روزنامههايش كاريكاتور پيغمبر را كشيدند، مىگفت: روز عاشورا چهل هزار تا شيعه براى عزاى امام حسين جمع مىشوند. در خيابانهاى وسط دانمارك پايتخت مىروند، مىگفت: جمعيتهاى اروپا هم نگاه مىكند. مىگويد: اينها چيست؟ گفتم: خوب چه؟ گفتند: خوب ما عزادارى مىكنيم، به اينها نمىگوييم: چيست؟ گفتم: خوب يك نامه بنويسيد. كه ما يك امام حسينى داشتيم. ايشان خواستند از ايشان بيعت بگيرند. ايشان گفت: سر به نى مىدهم، سر جلوى ظالم خم نمىكنم. زير سم اسب مىروم، زير بار زور نمىروم. بگوييد: امام حسين چه كسى بود، به زبان دانماركى ترجمه كنيد، همينطور كه مىرويد اين را به تماشاچيان بدهيد. مكتبتان را معرفى كنيد. ما بايد مكتب خودمان را به عاشورا معرفى كنيم. عاشورا اهرم خوبى است. عاشورا انرژى هستهاى است. كدام كشور يك كسى را دارد كه بگويد: يا حسين! هفتاد ميليون سياه پوش در خيابان بريزند؟ بدون اضافهكار، بدون مأموريت، بدون مرخصى، با عشق، يك يا حسين بگو هفتاد ميليون نفر آدم در خيابان مىريزد. خوب از اين انرژى بايد استفاده كرد. حالا ما اين را به چه تبديل مىكنيم؟ به علمات آهن سنگين بىمعنا! بله يكوقت شما يك تابلوهايى درست مىكنى.
حالا اينكه مىگويم چون نزديك محرم هستيم چند هفتهى ديگر، چه اشكال دارد رييس، اين رييسهاى هيئتها آدمهاى خوب و با عرضهاى هستند. از خودشان عرضه نشان بدهند. آقا عوض آهن آلومينيم باشد كه سبك باشد. عوض اردك و كفتر و پر طاووس هم كلمات امام حسين باشد. آخر كلمات امام حسين از اردك بهتر نيست. از كفتر بهتر نيست. يعنى اين هم عقل مىخواهد؟ امام حسين روز عاشورا چه گفت؟ فرمود: «هيهات من الذله» زير بار ذلت نمىروم. اين را به آلومينيم كن دست جوان بده راه برود. يك جوان هم بگويد: حسين فرمود زير بار ذلت نمىروم. اين را در اروپا هم نشان بدهند مىگويند: احسنتم چه دينى دارند! ما كلمات امام حسين را محو مىكنيم و جاى آن كفتر درست مىكنيم. روى آهن درست مىكنيم. سنگين درست مىكنيم. به پرهاى علامات هم افتخار مىكنيم كه علمات هيئت ما چند تا پر دارد؟ ببينيد اين انحراف است، بصيرت نيست.
بصيرت در دين، امكان ندارد كسى دينها را با هم مقايسه كند جز اينكه مسلمان باشد. مسيحىها بالا بروند، پايين بروند محكوم هستند. چون در كتاب مذهبىشان نوشتند عيسى عروسى رفت، شراب كم آمد. صاحبخانه خجالت كشيد. حضرت عيسى گفت: خجالت نكش. ظرفها را پر از آب كن من با معجزه همه را شراب مىكنم. يعنى پيغمبر شراب ساز! آخر اصلًا امكان دارد يك مسلمانى اين دين را بخواند و گرايش پيدا كند؟ اصلًا يهوديت بالا برود، پايين برود امكان ندارد كسى ... بله ممكن است چهار نفر بىبصيرت، خوب بىبصيرت را يك سيخ جگر بدهى هرجا بخواهى او را مىبرى. بىبصيرت! بله اين تورات وقتى نوشته، خدا از آسمان پايين آمد با يعقوب كشتى گرفت. تازه يعقوب خدا را زمين مىزند. شست پايش را دندان گرفت. گفت: تا مرا بركت ندهى رها نمىكنم. خداى كشتىگير! بعد خدا گفت: چه اشتباهى كردم آدم را خلق كردم. بعد داد مىزند كجايى! آدم پنهان شده بود و او را پيدا نمىكرد. آخر اصلًا مىشود كسى يهودى شود؟ مىشود كسى مسيحى شود؟ بهايىها كه ديگر هيچ! بهايىها ديگر از دستمال كاغذى هم پستتر هستند. چون هيچى هيچى هيچى يك ساختگى بافتگى استعمارى است. حالا آنها مبناى دينى دارد تحريف شده است. يا از اول مبنايش كلك بوده است. امكان ندارد كسى اسلام را بشناسد و عاشق نشود. اينهايى كه نسبت به اسلام سنگين هستند نفهميدند. مثل كسى كه كنار علامه طباطبايى راه مىرود، نمىداند اين چه كسى است و مىگذرد. كسى بداند علامه طباطبايى چه كسى است، هركس باشد سلام عليكم! مىگويد: سلامعليكم. نمىداند اين بوعلى سينا است. كسى بفهمد اسلام چيست مگر مىشود. ما بصيرت در دين، بصيرت در رهبر، بصيرت در مرجع ...
يكوقتى بحث تقليد بود. گفتم: شما از چه كسى تقليد مىكنى؟ اسم يك نفر را برد. گفتم: چطور؟ گفت: ايشان خيلى دقيق است. خيلى دقيق است. خيلى دقيق است. گفتم: دقت يك ارزش است. ولى غير از دقت آيات ديگر هم در قرآن هست. قرآن مىفرمايد كه: «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّه» (انفال/ 60) اين آيهى قرآن است. «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّه» يعنى دشمن خدا بايد از شما بترسند. اين آقاى دقيق يك پليس سر كوچه را مىتواند بترساند؟ گفت: نه! گفتم: پس اين آيه سقوط مىكند. به خاطر اينكه شما گفتى: دقيق است. قرآن مىگويد: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّار» (فتح/ 29) نسبت به كفار بايد شديد و خشن باشد. اين آقا تا آخر عمرش يك تشر مىتواند به فلانى بزند؟ گفت: نه! گفتم: پس اين آيه هم سقوط مىكند. قرآن مىگويد: «لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّار» (فتح/ 29) كفار را بايد به غيظ درآورد. اين آقا تا آخر عمرش يك مرتبه يك عكسالعملى خواهد داشت كه يك مرتبه كافر غيظ كند؟ گفت: نه! گفتم: پس اين آيه هم حذف مىشود. ما مىآييم همهى قرآن را پامال مىكنيم، به خاطر اينكه بگوييم فلانى آدم دقيقى است. پيرمرد اولاد پيغمبر پيشنماز مسجد است. ما مخلص اين پيرمرد هستيم. اما اين در سن 85 سالگى نمىتواند با جوانهاى محله ارتباط برقرار كند. مسجدمان دست يك مشت پيرهايى است، آدمهاى خوبى هستند. منتهى همين پير پسر جوان ندارد. داماد طلبه ندارد. شاگرد طلبه ندارد. اين پير نماز مىخواند، مسجد را به يك جوان بدهيم. ما گاهى وقتها مىگوييم: سيد اولاد پيغمبر است. پير است. پدر و در پدر پيشنماز بوده است.
عرض كردم ما به خاطر اينكه آن بصيرت را نداريم يكبار در مرجعيت مىگوييم: دقيق است. يك مرتبه در پيشنماز مىگوييم: پير است. يك مرتبه مثلًا در آن كار مىگوييم: خوب حالا به او رحم كنيد. آخر به چه كسى رحم كنيم؟ اين خلاف كرده است. يك جاهايى بايد رحم كرد. ولى يكجاهايى هم بايد خشونت داشت. بصيرت، گاهى آدم شكنجه مىشود ولى به صليب سرخ بگويد: من شكنجه نمىشوم. «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ» اين بصيرت مىخواهد. بايد مواظب باشيم. سطحى نگر نباشيم. چه رقمعزادارى كنيم؟ بصيرت مىخواهد. چه شغلى، چه همسرى، بصيرت مىخواهد. صرف اينكه شكلش خوب است عاشقش شدم. پدر آمده به من مىگويد: الله اكبر! مىگويد: پسرم به من مىگويد: آقاجان! من عاشق اين دختر شدم، تو مىخواهى مرا عاق كنى، بكن. من بايد با اين ازدواج كنم. ببينيد اين بچه، اين جوان حساب نمىكند كه حالا اين لذتى كه از خانم در پارك او را ديده يا در سينما يا در دانشگاه، يا در دبيرستان، اين ازدواج از روى بصيرت نيست. از روى هوس است. آن كسى كه به خاطر شكلش عاشق اين شده است، فردا يك شكل خوشگلتر ببيند اين خانم را رها مىكند. الآن پدر و مادرش را به خاطر اين رها كرد. خوب از اين خانم خوشگلتر نيست. خوب يك خوشگلتر پيدا مىشود اين را رها مىكند. ازدواجهاى بدون بصيرت. شغلهاى بدون بصيرت! رفاقتهاى بدون بصيرت. فيلمهاى بدون بصيرت، و الى آخر ...
برنامه درسهايى از قرآن سال 88، بصيرتدردين، ص: 7
برچسبها: محرم, عزاداری, امام حسین, کربلا


