منصوب به نزع خافض چیست؟
منصوب به نزع خافض چیست؟
نزع به معنای در آوردن یا جدا کردن است ...
1-ونزعنا ما فی صدورهم من غلّ اخوانا علی سرر متقابلین
2-ینزع عنهما لباسهما...
این دو مثال قرآنی را صرفا برای درک بهتر مفهوم کلمه آوردم.
و خافض به معنای مجرور است
منصوب به نزع خافض یعنی اسم به دلیل حرف جری که در تقدیر بوده و به دلیل بلاغت در کلام یا هر دلیلی آن حرف جر حذف شده منصوب می شود پس آن اسم منصوب می شود که در اصل نقش اسم را منصوب به نزع خافض نمی گویند و مفعول می گویند. در مثالی که آورده اید "جاء هم نصرنا": می شود گفت این طور بوده: جاء لهم نصرنا و "ل" که حرف جر است تقدیرا حذف شده و جاء مفعول نگرفته است.
- حتی اذا جاءنا قال یالیت بینی و بینک بعد المشرقین فبئس القرین!
ترجمه => هنگامی که نزد ما ( به سوی ما) بیاید می گوید ای کاش بین من و تو فاصله ای به اندازه ی فاصله ی مشرق و مغرب می بود! پس چه بد همنشینی است...( سوره ی زخرف)
در مثال بالا [جاء] فعل لازم است و مفعول نیاز ندارد.پس ضمیر [نا] در حکم مفعول نبوده و منصوب بنزع الخافض است.هم می توانیم بگوییم ظرف در تقدیر است و هم می توان گفت حرف جری محذوف شده است بنابراین [جاء عندنا] و [جاء الینا] هر دو درست است.
- یا ایها الذین آمنو لا تدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها....
ترجمه => ای مومنان! وارد خانه ای نشوید مگر این که اجازه بگیرید و بر اهلش سلام کنید ...( سوره ی نور)
در این جا تدخلو فعل لازم است و بیوتاً منصوب به نزع خافض است و در اصل الی بیوتٍ بوده.
- البته منصوب بنزع الخافض صرفا مخصوص فعل لازم نیست.گاهی فعلی یک مفعولی است ولی منصوب بنزع خافض دارد...
مثلا جاءتهم بالبینات...
در این جا , [جاءت] فعل لازم است که به وسیله ی "باء تعدیه" متعدی شده => بینات (مفعولٌ به) / هم= منصوب بنزع الخافض ( در اصل لهم ) بوده.
*****
منصوب بنزع خافض از زبان شیخ بهایی در کتاب صمدیه:
نزع خافض یکی از منصوبات است و کلمه ای است که با برداشتن حرف جر از سر آن منصوب می شود. به دو قسم تعبیه می شود:
اسم صریح است مانند ذهبت الشام یعنی ذهبت الی الشام
غیر صریح... غیر صریح یعنی اسمی است که به تاویل مصدر برده باشند که اصطلاحا اسم موول می گویند مانند: علمتُ قیامَ زیدا در اصل بوده=> علمتُ باَن یَقوم زید که در این جمله, "اَن یقومَ" به مصدر تاویل شده است
توضیح: دو کلمه ی { اَن و اَنَّ } به همراه فعل بعدشان حالت مصدری می گیرند که حرف جر آن حذف شده است مانند اَوَعجتم اَن جاء ربکم => که در اصل بوده "بِاَن جاءَکم" و همین طور مثال های دیگر.و... اما شیخ بهایی اشاره کرده اند که تنها این قسم [یعنی اَن موول] قاعده ای قیاسی است و در غیر این صورت قاعده ی صحیحی در دسترس نیست و بقیه ی منصوب بنزع خافض ها که جزو قاعده ی قیاسی نباشند سماعی هستند مانند ذهبت الشام که در اصل الی الشام بوده! و ما از معنا و قرینه های جمله به آن می رسیم....
- استاد شیخ بهایی فقط به همین حد اکتفا کردند که باز هم چیزی مخالف و ضد صحبت های بنده نمی باشد.اما در مورد افعال دو بعدی مانند جاء! که پیش تر مورد بحث بود، شیخ بهایی در کل صمدیه به چنین چیزی اشاره نکرده اند حتی در هنگام شرح مبحث لازم و متعدی بودن فعل ها....
*****
نظر جلال الدین سیوطی بر الفیه ی ابن مالک در کتاب بهجة المرضیة صفحه ی 198-200 => مبحث فعل لازم و متعدی:
سخنان ایشان چنین است: فعل لازم را می توان به صورت متعدی درآورد =>
1) به کمک حرف جر: عجبت من انّک قادم / جاء بکم...
2) با بردن به باب تفعیل و مشدد کردن عین الفعل : قرَّحته
3) به کمک همزه ی باب اِفعال :اَذهبت زیدا
ولی اگر حرف جر حذف شود آن اسم,منصوب می شود که به آن منصوب بنزع خافض می گویند و قیاسی نبوده بلکه از عرب شنیده شده است ولی اگر حذف حرف جر بر سر {اَن و اَنَّ مصدری} باشد قیاسی است و این که این جمله در چه محلی است میان علماء به اختلاف است و عده ای مانند سیببوه آن را منصوب می دانند و عده ای مجرور مانند خلیل و کسائی ولی نظر سیوطی مجرور بودن را تایید می کند.
برچسبها: نزع خافض, منصوب به نزع خافض, مبادی العربیه, صرف ونحو


