دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ توسط جعفرکارگزار

انواع‏ تفسير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله‏

1. شرح اصطلاحات قرآنى‏

پيامبر اسلام گاهى براى شرح و تفسير آيه‏اى به توضيح اصطلاحات خاص قرآن كريم مى‏پرداختند كه اين نوع تفسير، داراى دو قسم است:

الف) شرح اصطلاحات مربوط به احكام: زراره از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه عمار ياسر خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و گفت: يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله من (در شب) جنب شدم و آب هم نداشتم. حضرت كيفيت تيمم را از وى مى‏پرسيد. عمار گفت:

لباسهايم را كندم و خود را بر روى خاك غلطاندم.

حضرت فرمود:

الاغ اين چنين خود را مى‏غلطاند. خداوند عزّ و جلّ فرموده است: فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً سپس براى روشن شدن تيمم شرعى چنين كرد: ضرب بيديه على الارض ثم ضرب احداهما على الاخرى، ثم مسح بجبينه ثم مسح كفّيه كلّ واحدة على الاخرى فمسح اليسرى على اليمنى و اليمنى على اليسرى؛  دو دست خود را بر زمين زدند، سپس يكى را به ديگرى زد، بعد پيشانى را مسح‏كرد، پس از آن با دست چپ، دست راست و با دست راست، دست چپ را مسح نمود.

طبرى در تفسير خود روايتى را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در تفسير «صلوة وسطى» در آيه‏ حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ ... « بقره، 238» نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمود: «انّها صلاة العصر».

ب) شرح اصطلاحات غير احكام: پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله اصطلاحات فراوانى از قرآن را كه در مورد احكام نيست، شرح و توضيح داده‏اند؛ از جمله اينكه فرمود: «انّ المغضوب عليهم هم اليهود و انّ الضالّين النّصارى»؛  منظور از مغضوب عليهم (در سوره حمد)، يهود، و مراد از ضالّين، نصارى هستند. و اين نظر، ديدگاه قريب به اتفاق مفسّران عامّه و خاصّه است. «4»

و نيز آن حضرت در تفسير «مقام محمود» در آيه شريفه‏ ... عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً « اسراء، 79» فرمود: «هو المقام الذى اشفع فيه لأمّتى» (و في لفظ «هى الشّفاعة»)  و با اين بيان «مقام محمود» را به «مقام شفاعت» تفسير كردند.

2. شرح واژگان‏

گاهى معناى برخى مفردات و الفاظ قرآنى بر صحابه روشن نبود؛ بدين جهت از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال مى‏كردند كه معناى فلان لفظ چيست؟ حضرت آن را شرح مى‏دادند.

ابن عباس مى‏گويد: سأل رجل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال: ارأيت قول اللّه ... الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ‏ « حجر، 91» ما عضين؟ قال صلّى اللّه عليه و آله: آمنوا ببعض و كفروا ببعض. «8» از معناى «عضين»سؤال شد و حضرت آن را معنا كردند. در روايتى ديگر سيوطى چنين نقل مى‏كند:قيل يا رسول اللّه ما العدل؟ قال صلّى اللّه عليه و آله العدل، الفدية؛  از معناى عدل در آيه شريفه (و لا يؤخذ منها عدل) سؤال شد، حضرت فرمود: يعنى فديه و عوض دادن.

3. تقييد مطلق‏

سنت صحيح مى‏تواند هم مطلقات قرآن را تقييد و هم عمومات آن را تخصيص بزند. مشهور دانشمندان عامه و خاصه اين امر را پذيرفته‏اند. از جمله مواردى كه كلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مى‏تواند مطلق قرآن را مقيد كند، تحريم خريد و فروش اسلحه به دشمنان حربى است. خداوند متعال در قرآن كريم بيع را حلال كرده: أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ‏ اما پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله اين حليت فراگير را تقييد زده‏اند؛ چنان كه در وصيت آن حضرت به على عليه السلام مى‏خوانيم:

يا علىّ! كفر باللّه العظيم من هذه الامّة عشرة ... الى ان قال: و بايع السلاح من اهل الحرب؛  اى على! ده گروه از اين امت به خداوند بزرگ كافر شده است ...

تا اينكه فرمود: فروشنده اسلحه به كافر حربى، يكى از آنهاست.

از ديگر مواردى كه حكم آن به صورت مطلق در قرآن كريم آمده، اجراى وصيت است. خداوند متعال مى‏فرمايد: ... مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ .... « نساء، 12» وصيت در اين آيه مطلق است؛ در نتيجه اگر كسى به تمام اموالش وصيت كرد، جايز و صحيح مى‏باشد؛ حال آنكه در فقه اين حكم قيد خورده است. از امام صادق عليه السلام نقل شده:كان البراء بن معرور الانصارى بالمدينة و كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بمكة و انّه حضره الموت و كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و اصحابه و المسلمون يصلّون الى بيت المقدس، و اوصى البراء اذا دفن ان يجعل وجهه تلقاء النبى صلّى اللّه عليه و آله الى القبلة و اوصى بثلث ماله فجرت به السنّه؛

امام صادق عليه السلام فرمود: براء بن معرور، صحابى رسول خدا، در مدينه بود كه زمان مرگش فرا رسيد؛ در حالى كه رسول خدا هنوز در مكه بود و به سمت بيت المقدس نماز مى‏خواند. او دو سفارش كرد:

1. او را به سوى كعبه دفن كنند؛ (زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مكه بود و) براء دوست داشت او را به سويى كه آن حضرت بوده، دفن كنند.

2. براء به تصرف در ثلث اموالش وصيت نمود. هر دو سنت «براء» سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قرار گرفت.

در برخى نسخه‏ها تعبير «نزل به الكتاب» (در قرآن چنين آمده) نيز به چشم مى‏خورد. «1»

4. تخصيص عام‏

از انواع تفسير رسول خدا تخصيص برخى عمومات قرآنى است- چنان كه گفته شد- مشهور علما اين نكته را پذيرفته‏اند كه هم خبر متواتر و هم خبر واحد مى‏تواند مخصّص عمومات قرآن باشد.

از احكام عام قرآنى كه با سنت تخصيص خورده، ارث فرزند است. خداوند متعال مى‏فرمايد: يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ...؛ « نساء، 11» فرزندان پسر دو برابر دختر ارث مى‏برند. سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين حكم عام را تخصيص زده:

«قال رسول اللّه: لا ميراث للقاتل» اگر فرزند، قاتل پدر خود باشد، ارث نمى‏برد.

5. تفسير قرآن به قرآن‏

ابن مسعود مى‏گويد: وقتى آيه شريفه‏ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ‏؛ « انعام، 82» كسانى كه ايمان آوردند و ايمان خود را با شرك و ستم‏نيالودند، ايمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدايت يافتگانند نازل شد، مردم احساس نگرانى و سختى كردند، به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفتند: يا رسول اللّه! كدام يك از ما به نفس خود ظلم نكرده‏ايم؟ حضرت فرمود: اين‏گونه نيست كه شما فهميده‏ايد؛ آيا گفتار عبد صالح خدا (لقمان حكيم) به فرزندش را نشنيده‏ايد كه گفت: ... إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ‏ « لقمان، 13.»؟ شرك ظلم بزرگ است و منظور از ظلم در آيه، شرك است، نه هر ظلمى.

در روايتى، ابن كثير از پيامبر در تفسير آيه شريفه‏ وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ ... « انعام، 59.» (با استفاده از آيه 34 سوره لقمان) نقل كرده كه فرمود:مفاتيح الغيب خمسة: ان اللّه عنده علم الساعة و ينزل الغيث و يعلم ما في الارحام و ما تدرى نفس ماذا تكسب غدا و ما تدرى نفس باىّ ارض تموت ان اللّه عليم خبير؛  مفاتيح غيب پنج چيز است: 1. علم به قيامت؛ 2. فرو فرستادن باران؛ 3. فرزند در رحم؛ 4. كسب و روزى فردا؛ 5. زمان مرگ ...

6. نكات اخلاقى‏

پيامبر اسلام در روز فتح مكه فرمودند:يا ايها الناس ان اللّه قد اذهب عنكم بالاسلام نخوة الجاهلية و تفاخرها بآبائها ان العربية ليست باب والدة و انما هو لسان ناطق فمن تكلم به فهو عربى الا و انكم من آدم و آدم من تراب و ... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ‏ ...)؛ « حجرات، 13.» اى مردم! خداوند به بركت اسلام تكبر زمان جاهليت و فخر فروشى به آبا را از بين برده است. عربى بودن به اين نيست كه شما از يك پدر و مادر هستيد؛ بلكه عربى يك زبان است، هر كسى به آن زبان سخن گويد عرب است (و مايه مباهات و فخر فروشى نيست). آگاه باشيد كه همه شما از حضرت آدم هستيد و آدم ازخاك آفريده شده، و گرامى‏ترين شما نزد خداوند، پرهيزكارترين شماست.

بزرگ‏ترين توصيه اخلاقى رسول خدا اين است كه عرب نبايد به پدران و اجداد خود فخر فروشى كند و خويش را برتر از ديگران بداند؛ بلكه معيار برترى به پرهيزگارى است.

در روايتى پيامبر اسلام در يك روز گرم در شرح آيه شريفه: وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَةٍ ... « بقره، 280.» فرمودند:

من سرّه ان يظلّه في ظلّ عرشه يوم لا ظلّ الّا ظلّه فلينظر غريما او ليدع معسرا؛  كسى كه خشنود مى‏شود از اينكه خداوند از سايه عرشش در قيامت بر او بيندازد، بر بدهكار خود صبر كند و به او مهلت دهد و انسانى كه در تنگدستى است، رها نمايد.

در ذيل آيه شريفه‏ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً ... « زمر، 53.» روايتى بدين مضمون نقل شده: پير مردى كه بر عصا تكيه مى‏كرد، خدمت رسول خدا آمد و گفت: يا رسول اللّه! فريبكاريها، گناهان و زشتيهايى انجام داده‏ام؛ آيا خداوند مرا مى‏آمرزد؟ حضرت فرمود: آيا شهادت به يگانگى خدا نمى‏دهى؟ گفت: آرى! و شهادت مى‏دهم كه تو فرستاده خدا هستى.

پيامبر فرمود: خداوند زشتيها و گناهان تو را آمرزيد. «5» نا اميدى از رحمت خداوند يكى از صفات زشتى است كه با اخلاق اسلامى سازگارى ندارد. انسان بايد در زندگى با اميد و نشاط تلاش كند و به سوى سعادت گام بردارد.

7. امامت و ولايت‏

در مورد ولايت و بيعت با ائمه معصوم در حديثى از پيامبر اسلام در ذيل آيه‏شريفه‏ ... وَ مَنْ أَوْفى‏ بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً « فتح، 10.» نقل شده كه فرمود:

كسى كه بيعت كند، با خدا بيعت كرده است: يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ‏؛ دست خدا بالاترين دستهاست. «معاشر الناس! فاتقوا اللّه و بايعوا عليا امير المؤمنين و الحسن و الحسين و الائمه كلمة طيبة باقية يهلك اللّه بها من غدر و يرحم بها من و في‏ ... فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ اى مردم! از خدا بترسيد و با على امير المؤمنين و حسن و حسين و پيشوايان (پس از آنان) كه كلمه پاكيزه و ماندگار هستند، بيعت كنيد. كسى كه در اين بيعت مكر كند، خداوند او را هلاك نموده و كسى كه وفا نمايد، خداوند به او رحم مى‏كند. سپس آيه شريفه (كسى كه پيمان شكنى كند تنها به زيان خود پيمان مى‏شكند) را تلاوت نمود.

در ذيل آيه شريفه‏ ... إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‏ « بقره، 124.» از پيامبر اسلام نقل شده كه فرمود: دعوت از حضرت ابراهيم به من و على عليه السلام ادامه يافته است؛ زيرا هيچ يك از ما براى بتى سجده نكرده‏ايم و «فاتخذنى نبيا و اتخذ عليا، وصيا»؛ «4» و خداوند متعال مرا به پيامبرى برگزيد و على را وصى و جانشين من قرارداد.

8. ويژگيهاى جهنم‏

در تفسير آيه شريفه‏ إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ؛ « مرسلات، 32.» دوزخ چون كاخى بلند شراره مى‏افكند، از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمود: «تزفر النار بمثل الجبال شررا»؛  دهانه‏هاى آتش جهنم مانند كوهها شراره مى‏افكند.پيامبر اسلام درباره‏ لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً؛  روزگارى طولانى در جهنم درنگ‏مى‏كنند، چنين مى‏فرمايد: كسى كه در آتش وارد شود، بيرون نمى‏آيد، مگر اينكه مدت طولانى درنگ كند؛ سپس فرمود:

«حقب» بضع و ستون سنة و السنة ثلاثمأة و ستون يوما و كل يوم كالف سنة ممّا تعدّون ...؛ «1» احقاب، جمع حقب و حقب، شصت سال و اندى است و سال سيصد و شصت روز است و هر روز در قيامت، يك هزار سال اين دنيا مى‏باشد.

برگرفته ازکتاب:آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران، ص: 51 -43

حسين علوى مهر//ناشر: مركزجهانى علوم اسلامى‏//قم‏//1384//اوّل‏

 


.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک