روش ابن میثم بحرانی در شرح و تفسیر نهج البلاغه
موضوع بحث ما «ابعاد تقوی در نهج البلاغه» است. مساله ی تقوی یکی از واژه های است که تقریبا بیش از کلمه های دیگر در نهج البلاغه بکار رفته است. اگر نهج البلاغه را به ده قسمت تقسیم کنیم، حداقل یک قسمت آن درباره ی تقوی، مفهوم تقوی، اوصاف تقوی و صفات متقین بحث شده است. ولی در فرصتی که در اختیار داریم تنها به بخش کوتاهی از آن می توانیم بپردازیم، امید است بقیه ی این مبحث در رساله ای مستقل تقدیم علاقه مندان شود.
آنچه از شنیدن کلمه ی تقوی در برخورد اول به نظر می آید و یا لا اقل بعضی به نظرشان می آید انزوا و گوشه گیری و ترک دنیا و بریدن از فعالیت های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است. البته در تداعی این مفهوم، فرهنگ استعماری و طاغوتی نقش بسزا داشته و حیانا اسلام ناشناسان نادان نیز به این انحراف فکری دامن زده اند و برای این که روح حرکت و عصیان علیه طاغوتها در جوامع اسلامی را بکشند، مفاهیم و عبارات سازنده و حرکت آفرین را تحریف کرده و به گونه ای ناصحیح معرفی می کردند. در حالی که وقتی به متون اصیل اسلام
و من جمله نهج البلاغه باز می گردیم، می بینیم که چه سرشار از مفاهیم زنده و سازنده است و در همه ی ابعاد زندگی مردم، نقش آفرین است و می تواند آنها را بسازد. موضوع تقوی نیز از این قبیل است.
اینک در چند قسمت به بررسی ابعاد تقوی می پردازیم تا گسترش این مفهوم و صفحه : 2
اثر عملی آن را در جامعه، سیاست و اجتماع ببینیم. مقدمه ی قسمتی از خطبه ی بیست و چهار را می آوریم و باید توجه کنیم که در این خطبه، امیرالمومنین علی (ع) در موقعیت خاصی از تقوی سخن به میان آورده است که خود، نکته مهمی است. درست بر خلاف تصور آنهایی که مفاهیم اسلامی را جدا از یکدیگر مطالعه می کنند و مخصوصا مساله ی تقوی را مثلا از سیاست و جنگ جدا می دانند، در این جا ببینیم امیرالمومنین چه کسانی را در چه موقعیتی وصیت به تقوی می کند، آیا احیانا آن دسته از اصحاب و افرادی را که در گوشه ی مسجد و جدا از امر سیاست و سایر شوون جامعه بودند، سفارش به تقوی می کند یا خیر؟ این امر نشان دهنده ی وجود یک رابطه ی ارگانیک بین همه ی مفاهیم اسلامی است و تقوی، جنگ، اقتصاد و اخلاق و مانند آنها حلقه های زنجیری هستند که در مجموع، یک جامعه ی ایده آل انسانی را می سازند. در این خطبه می خوانیم:
و لعمری ما علی من قتال من خالف الحق و خابط الغی من اذهان و لا ایهان فاتقوا الله عباد الله و فروا الی الله من الله.
امام (ع) در جبهه ی جنگ داخلی علیه منافقین، و نیز در مبارزه و نبرد با دشمنان خارجی می فرماید:
به جان خودم سوگند، در نبرد با
مخالفین حق و کسانی که راه باطل و انحراف را می روند و نصیحت و ارشاد در آنان موثر نمی افتد و آهن سرد وجودشان را نرم نمی کند، و با آنهایی که علیه حکومت اسلامی تصمیم به مبارزه گرفته اند و مبارزه ی مسلحانه و قهر آمیز را برنامه ی خویش قرار داده اند، هیچ گونه مسامحه و سستی نشان نمی دهم.
ملاحظه کنید که امام در چنین موقعیت حساسی، خطاب به مسلمانان می فرماید رسالتی که به دوش شما رزمندگان گذارده شده، تقوا و پرهیزگاری است، که مفهوم تقوی را خود امام علیه السلام در سخنانش بیان می فرماید.
منظور از این مقدمه، آن است که تا آن جا که میسر است مفهوم تقوی را روشن کنیم و خاطر نشان سازیم که امام، تقوی را در میدان جنگ و در هنگام رویارویی با دشمن داخلی و خارجی مطرح می کند از این میان رابطه ی تقوی با زنده ترین و حساس ترین مسائل سیاسی و اجتماعی در این موقعیت خاص بخوبی معلوم می شود. صفحه : 3
تقوی از نظر فعل خارجی و خصلت و خوی
در این جا سوال این است که آیا تقوی، تنها ترک گناه است، یعنی فقط به عنوان یک عمل خارجی مورد مطالعه قرار می گیرد، یا یک مشخصه ی ورحی است و اعمال خیر، نشات گرفته از آن حالت متعالی روحی است؟ امام (ع) می فرماید تقوی یک خصلت روحی و یک تربیت معنوی است که در پرتو آن، جان انسان، ساخته و پرداخته می شود و او نه تنها در برابر گناه و معصیت، حالت ترک و نفی به خود می گیرد، بلکه آزرده خاطر هم می شود و از اطاعت و پاکی و عمل خیر، احساس رضایت و آرامش خاطر می کند. شخص متقی کسی است که
در اثر یک سلسله برنامه ها، روح خود را آن چنان بسازد که در برابر گناه مصونیت بیابد و روحا از مخالفت با احکام الهی متنفر و منزجر باشد و ندای پرهیز و اجتناب از گناه از درون او فریاد کند و به تعبیر دیگر، قتوی، روح او را چنان عالی و لطیف بگرداند که از تصور گناه نیز رنج برد و گریزان باشد. لذا امام علیه السلام در خطبه ی 156، تقوی را به خانه ای تشبیه کرده است که انسان را از هر خطری حفظ می کند، یعنی همانگونه که وقتی انسان در خانه ای وارد بشود، از دشمن در امان است و با خیال راحت در آن محل امن زندگی می کند، تقوی نیز حصار محکم و نگهدارنده ای است که اگر در وجود کسی پیدا بشود، دیگر از خطر انحراف و مفاسد اخلاقی در امان است.
اعلموا عباد الله ان التقوی دار حصن عزیز، و الفجور دار حصن ذلیل.
ای بندگان خدا! بدانید که تقوی، خانه ی مکم و امنی است که از نظر حفاظت کاملا حساب شده است، کسی که در این خانه زندگی کند از هیچ دشمنی نگرانی ندارد. خانه ی تقوی انسان را از شر نفس اماره و کلیه ی اغواگران انسی و جنی حفظ می کند در مقابل تقوی، فجور است، یعنی کسی که آن حالت دفاعی روحی را در خود ایجاد نکرده و در خانه ی دل را به روی اغیار باز گذارده باشد و هر کس و ناکسی را به درون آن راه بدها، بدیهی است که چه بر سر او می آید و چه نشانی از انسانیت و پاکی در او باقی خواهد ماند!
باز در خطبه ی 221 از تقوی به عنوان کلید رمز نام برده شده است، یعنی شما اگر بخواهید وارد خانه ای بشوید که در آهنی محکمی داشته باشد، هر چه تلاش کیند، آن در به رویتان باز نمی شود. اما با یک کلید کوچک به راحتی قفل های قوی و رمزدار باز می گردد. تقوی چنین است. انسانی که در جستجوی سعادت و کمال صفحه : 4
است و راه مستقیم هدایت را می جوید، باید از راه تقوی وارد شود:
فان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیره معاد و عتق من کل ملکه و نجاه من کل هلکه
عنایت روی شمول و گسترش مفهوم تقوی است. یعنی کسی که این جنبه ی دفاعی را در روح و جان خود بوجود آورد، نسبت به همه ی انحراف ها و لغزش ها مصونیت پیدا می کند، چون حالت دفاعی کلی الهی بر جان او حکمفرما شده، همه ی منفذها و کانال های ارتباطی به دست محافظین نیرومند معنوی قرار خواهد گرفت. تقوی کلید هدایت، ذخیره ی معاد و وسیله ی آزادی انسان از هر بندگی است کسی که دارای تقوی است در برابر شهوات به زانو در نمی آید، در برابر مقام و دیگر تمایلات نفسانی تسلیم نمی شود، از هر هلاکتی در امان است.
تقوی با تفکر و جهان بینی صحیح
مساله ی تقوی با تفکر و جهان بینی صحیح، معنی تمام و کامل خود را پیدا می کند. این طور نیست که انسان بتواند در پرتو تنها یک سلسله اعمال بریده از تفکر و جهان بینی صحیح، دارای آن پوشش دفاعی معنوی (تقوی) باشد، بلکه افراد متقی در مرحله ی نخست، تفکر صحیح و جهان بینی عمیقی دارند که پوشش دفاعی معین را در آنان بوجود می آورد.
در خطبه ی «همام» می خوانیم:عظم الخالق فی انفسهم، فصغر ما دونه فی اعینهم.
این خطبه که درباره ی صفات متقین است، نشان می دهد که یکی از ریشه های تقوی، این اصل است که: «آفریدگار در دیده ی آنان عظیم است». چه کسی می تواند در برابر امواج خروشان شهوت و غضب و حب جاه، ماندن کوه بایستد؟ روشن است، کسی که به عظمتی متصل و مربوط باشد، که دل را مطمئن گرداند در غیر این صورت، نمی تواند مقاومت کند. چه کسی می تواند در برابر هزاران تمنا و هوس دلفریب، دینش را نبازد؟ آن کسی که به عمظت الهی متصل باشد. مصداق اتم آن در زمان ما، امام بزرگوارمان می باشد. ایشان وقتی رئیس جمهوری معزول و فراری را نصیحت می کرد، گفت: آقای فلانی، ریاست جمهوری چیست؟ مثل پدری که بچه اش را نصیحت می کند و او را از خاک بازی می دارد. چه کسی می تواند این گونه قاطع حرف بزند؟ کسی که بستگی به عظمت خدا داشته و عظمت الهی، وجودش را پر صفحه : 5
کرده باشد، در غیر این صورت، انسان سقوط خواهد کرد. فرد با تقوی، این عظمت را می بیند و متصل بدان می گردد و چون نور این عظمت را که والاتر و روح بخش تر از هر نوری است می بیند، نورهای ضعیف در مقابل او ارزش و بهای خود را از دست می دهند، همانطور که یک شمع در برابر خورشید چیزی به حساب نمی آید.
باز در خطبه ی 182 می فرماید:
فاتقوا الله الذی انتم بعینه و نواصیکم بیده و تقلبکم فی قبضته.
ببینید امیرالمومنین علی علیه السلام، انسان را به کجا می برد و چگونه اورا تربیت می کند و چه دیدگاههای عظیم و وسیعی را به او نشان می دهد:
تقوی پیشه کنید و از خدا پروا کنید، آن خدای یکه شما زیر
نظر او و در پرتو عنایت او زنده هستید و موی پیشانی و مرکز حرکت شما به دست اوست.
بنابر سخن دیگر آن حضرت در دعای کمیل:
و لا یمکن الفرار من حکومتک.
کجا می روید که زیر پوشش عنایت ازلی نباشید؟ آیا ممکن است انسان از حکومت و حاکمیت خدا فرار کند؟ گردش حرکت شما در قبضه ی قدرت و اراده ی اوست. شما فکر می کنید آنها که از ایران گریختند، از زیر قدرت و حکومت خدا فرار کردند؟ آیا می توانند از خشم و قهر الهی در امان باشند و سرانجام کیفر کار خود را نبینند؟
امام با این دیدگاه وسیع، انسان را متصل به ابدیت و قدرت بی نهایت خدا می کند و می فرماید: ای انسان تو وابسته به خدا هستی. به کوچکی و ضعف خود نگاه مکن و از کوه مشکلات و انبوه دشمنان و فراوانی امکانات مخالفین نهراس، چرا؟ چون هر کس تقوی پیشه کند، بمانند آن نهر کوچکی است که به دریا مصتل شده و دریا می شود. ای مردم با تقوی، هنگامی که همه ی دریچه های مادی به سوی شما بسته شده و همه ی دشمنان با هم علیه شما متحد شده اند، خداوند راه نجات و خروج برایتان قرار می دهد و در هنگامه ی تاریکی ها برای شما نور می آفریند.
شما نگاه کنید، در این مدت کم که از انقلاب اسلامی ایران می گذرد و با این همه توطئه ها و مشکلاتی که هر یک از آنها برای نابودی هر انقلابی کافی است، هر کدام از مسئولین مملکتی که هیچ گونه تجبه قبلی در این گونه امور نداشته ان د، چگونه موفق شده اند جامعه را اداره کنند. مملکتی که هزارها مستشار خارجی داشت و صفحه :6
همه ی کارها زیر نظر و فرمان آنان انجام می گرفت، این ملت پس از انقلاب، همه را بیرون ریخت و این جوانان و افرادی که از متن جامعه اسلامی برخاسته اند، تمام کارها را بدست گرفتند و در سخت ترین شرایط توانستند چرخ مملکت را به گردش در آورند. در حالی که یک جنگ چند روزه، امور هر کشوری را به اختلال می کشاند و اوضاع آن را نابسامان می کند. با این جنگی که نزدیک دو سال است ادامه دارد، همه ی شما شاهدید که ارزاق و وسایل زندگی، شاید بیش از گذشته در خانه ها پیدا شود. علت چیست؟ امیرالمومنین ( ع) می فرماید:
و اعلموا انه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن و نورا من الظلم
این نور از کجاست؟ این ارشادات و اشراقات الهی است که بر این مردم می تابد و آنها از ماین این کوره راهها و معضلات، راه مستقیم را پیدا می کنند
بعد اجتماعی و سیاسی تقوا
بخش دوم، بعد اجتماعی و سیاسی تقوی و در واقع پذیرفتن مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی است که از تقوی برمی خیزد و فرد متقی در حالی که در اوج تقوی و در اوج خود سازی است، باید در اوج فعالیتهای سیاسی و اجتماعی باشد. آنها که به بهانه ی تقوی و زهد از جامعه کنار می کشند و در فعالیتهای عمومی شرکت نمی کنند، باید جواب امام امیرالمومنین (ع) را بدهند.
باز در خطبه ی همام که از تقوی و متقین سخن می گوید و نشانه های آنها را بر می شمارد، می فرماید:
فمن علامه احدهم انک تری له قوه فی دین و حزما فی لین و ایمانا فی یقین و حرصا فی علم و علما فی حلم و صبرا فی شده.
فرد با تقوا
کسی است که علاوه بر جنبه های عبادی و شب زنده داریها و خود سازیها، نیرومندی در دین و صبر در شدائد دارد. آیا کسی که کنج عزلت گزیده و در گوشه ای به عبادت نشسته و دور از سیاست به مطالعه پرداخته، شدتی برای او هست و صبری لازم دارد؟ هرگز ابر قدرتها و توطئه گران با کسانی که تنها مطالعه می کنند کاری ندارند. شما ده سال در گوشه ی کتابخانه ای در یک زمینه ی علمی تحقیق کنید، هیچ کس با شما کاری ندارد، اما اگر بخواهید که نتیجه ی این تحقیق در جامعه صفحه : 7
پیاده شود، آن وقت، مشکلات، خود را نشان می دهند و باید با سر پنجه ی صبر و تدبیر آن را به پیش برید.
فرد با تقوی از زیر بار مسئولیتها و کارهای حساس، شانه خالی نمی کند، او مشتاقانه می پذیرد و سختیها و مشکلاتش را هموار می کنید. شما ببینید اسوه و نمونه کامل عصر خودمان، امام امت را که در سن هشتاد و چند سالگی که باید فقط استراحت کند، چگونه مملکت، بلکه دنیا را زیر نظر دارد و برنامه می دها و دنبال می کند و با همه ی سختیها و فشارها، ذره ای یاس و ضعف به خود راه نمی دهد. این نمونه ی فرد با تقوی است پس هر کس تقوایش بیشتر است، باید در برابر مشکلات اجتماعی، صبورتر باشد: «فی الزلازل وقور»: در سختی ها و مشکلات جانکاه، چون کوه استوار است. و با استقامتی که از پایگاه تقوی الهام می گیرد، بر مشکلات پیروز می گردد.
مگر امام و ملت نمی دانستند که این انقلاب بنیادین به سادگی به هدف نمی رسد؟ آری با توجه به عظمت هدف، کوه توطئه ها و دشمنی ها را
هم می دیدند. امام بزرگوار در همان سال 42 که در مسجد اعظم قم سخنرانی فرمود، درست به خاطر دارم و طنین صدای او در گوشم هست که می فرمود:
اگر این انقلاب، صد هزار کشته هم بدهد، جا دارد تا از اسلام دفاع شود.
قسمت دیگر بحثم در رابطه با عبادت و تقوی است. فرد با تقوی، علاوه بر مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی و ابعاد مختلفی که بدان اشاره شد، بعد مهم دیگری را نیز دارد و آن حالت نیایش و عرفانی است که او را به ملکوت اعلی می برد و احساس محبت الهی را به او می دهد. بعد خاص انسان، بعد عبادی او است. فرد با تقوی، علاوه بر خود سازی و ترک گناه، یک جنبه دیگری باید داشته باشد که راز و نیاز با خداست. جمله ای از استاد شهید «آیت الله مطهری» نقل می کنم که با بیان این مطلب، بحثم را تمام می کنم. ایشان در جلسه تفسیر قرآن می فرمود که مسلمان واقعی، بدون عبادت و نیایش، مخصوص شب زنده داری و نماز شب، تحقق نمی یابد. اگر مسلمان، چند دقیقه پیش از اذان صبح از خواب برنخیزد و با خدا راز و نیاز نکند و نماز شب نخواند و از خوف و خشیت الهی، اشک بر گونه هایش جاری نشود، او نمی تواند یک مسلمان کامل باشد این حالت عبادی و عرفانی به اندازه ای ضرورت دارد که جا داشت از واجبات باشد، اما خداوند برای این که تکلیفی شاق بر امت اضافه نشود و آنها صفحه : 8
به زحمت نیفتند، واجب نکرد. به تعبیر علمی، اقتصادی و... ولی مانعی هم در کار بود. فرد با تقوی در کنار کلیه ی
مسئولیتها اعم از اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، باید بیداری شب و راز و نیاز با خدا را فراموش نکند.
امام (ع) در همان خطبه همام می فرماید:
اما اللیل فصافون اقدامهم تالین لاجزاء القرآن...
پروا پیشگان هنگامی که شب فرا می رسد آماده عبادت و ورود به دریای نور و جهان وجد و سرور معنوی می گردند. مگر می شود فرد با تقوی در خواب فرود رود و از حضور در محضر محبوب، بهانه آورد؟ مگر می شود عاشق شیدای دلخسته خوابش ببرد و از صول معشوق غفلت کند؟ آری، متقین، شب را در برابر خدا به نماز می ایستند، قرآن را باز می کنند، آیات نورانی قرآن را با عشق و شور می خوانند، گویا همه ی وجودشان، آیات خدا را زمزمه می کند و از هر سلولی، ندای انا العبد به گوش اهل دل می رسد.
فاذا مروا بآیه فیها تشویق رکنوا الیها طمعا.
وقتی آیات تشویق را می خوانند یا می شنوند گویا دارند حقایق و وعده های الهی را می بینند و آن گاه که به آیه عذاب می رسند گوش های دلشان باز می شود:
اصغوا الیها مسامع قلوبهم
نمی گویند آن حضرت خوب گفته است، نه، این حقایق و علوم را با جانشان لمس می کنند، گویا دارند این عذابها را می بینند و احساس می کنند. این قدر برایشان یقینی شده است:
فهم حانون علی اوساطهم مفترشون لجباههم و اکفهم و رکبهم و اطراف اقدامهم یطلبون الی الله تعالی فی فکاک رقابهم
ببینید چگونه دارند راز و نیاز می کنند: این افراد با تقوی قامتشان را خم می کنند، چهره های خود را بر خاک می سایند و دستها و زانوهای خود را در برابر خدا بر خاک می گذارند. از خدا چه می خواهند؟ از خدا می خواهند که جانهایشان را آزاد کند. این را
علی می گوید، همان علی که در نخلستانهای کوفه هنوز صدای گریه و مناجاتش به گوش هوش می رسد، هنوز شهر کوفه آن صدای ملکوتی را چون زنگ در گوش دارد.
و این چنین است که رزمندگان ما و شاگردان مکتب علی علیه السلام، دعای صفحه : 9
کمیل علی (ع) را می خوانند و زمزمه می کنند و صدای موحش خمپاره ها آنها را از این وجد و حال باز نمی دارد.
برگرفته از:روش ابن میثم بحرانی در شرح و تفسیر نهج البلاغه : گفتگو با آیت الله سید جمال الدین دین پرور، مسئول بنیاد نهج البلاغه به مناسبت کنگره بزرگداشت ابن میثم بحرانی
برچسبها: نهج البلاغه, تقوا


