افسردگی چیست و علل و عوامل آن کدامند؟
افسردگی یکی از ده علت مهم ناتوانی انسان ها به حساب می آید. افسردگی علل و عوامل بسیار زیادی دارد و یک بیماری روانی بسیار شایع در جوامع امروزی است.
بیماری افسردگی (اختلال افسردگی) چیست؟
پیش بینی ها حاکی از آن است که در سال 2020، افسردگی به عنوان اولین عامل ناتوان کننده جامعه بشری مطرح گردد. اختلال افسردگی اساسی (Major depressive disorder) از مهمترین انواع اختلالات خلقی به شمار رفته و میزان وقوع آن در طول عمر، 155% است (ممکن است در زنان به 25% نیز برسد). در افراد سالم، غم و اندوه یک واکنش طبیعی نسبت به ناملایمات زندگی است که می تواند با درجاتی از اضطراب، بی حالی عمومی، اختلال خواب و فقدان انرژی همراه باشد. ولی اختلال افسردگی، سندرمی ناخوشایند، مزمن و ناتوان کننده بوده و خلق و رفتار بیمار را نسبت به شخصیت معمولی وی، کاملاً متفاوت می سازد.
تفکر افسردگی، نوعی تفکر خاص بدبینانه است که افکار مربوط به حال، گذشته و آینده بیمار را تحت تأثیر قرار می دهد. بیمار، اعتماد به نفس خود را از دست داده و همیشه جنبه های منفی هر حادثه را مد نظر قرار می دهد. عقاید وی همواره همراه با ناامیدی و یاس است. پیوسته انتظار بدترین وضع ممکن را داشته و بدبختی، شکست و تباهی پیش بینی می کند. حتی به تدریج دچار این اشتغال ذهنی می شود که مرگ باعث رهایی و آرامش است و بدین ترتیب به سمت اندیشۀ خودکشی و نقشه کشیدن برای آن متمایل می شود. بیمار در رابطه با گذشته غالباً حس گناهکاری داشته و خود را مقصر می داند. بیش از حد به مسائل بی اهمیت گذشته و نیز به حوادثی که سال ها بدان ها رجوع نکرده است، می اندیشد. هر چه افسردگی عمیق تر شود، این خاطرات تلخ نیز شایع تر می گردند.
علائم افسردگی چیست؟
علائم کلیدی افسردگی، خلق افسرده و از دست دادن علاقه یا لذت هستند. احساس غم، یأس، پوچی و بی ارزشی، کاهش انرژی (در 97% موارد)، اختلال در الگوی طبیعی خواب به خصوص بی خوابی در انتهای شب (در 80% موارد)، بیداری های مکرر شبانه، بی اشتهایی، کاهش وزن، اختلال قاعدگی، کاهش میل و عملکرد جنسی، اضطراب، سوء مصرف الکل، شکایات جسمی (سردرد، یبوست،...)، اشکال در تمرکز ( در 94% موارد) و اختلال در تفکر (در 67% موارد) دیده می شود. در بعضی از بیماران اختلال افسردگی با افزایش اشتها، افزایش وزن و پر خوابی همراه است که در غالب گروه «آتیپیک» جای می گیرند. دو سوم بیماران افکار خودکشی داشته و 15-100% نیز اقدام به خودکشی می نمایند. گاهی به دلیل عدم وجود انرژی کافی جهت خودکشی، بیماران پس از شروع درمان و کسب انرژی، دست به این عمل می زنند که خودکشی متناقض نام دارد.
با شدت گرفتن اختلالات افسردگی، تمام تظاهرات شدت یافته و علایمی مانند هذیان ها و توهّمات بروز می کنند. هذیان های شایع افسردگی عبارتند از هذیان بیهودگی، گناه، شکست، بیماری و فقر. در موارد شدید بیماری، بیمار دچار هذیان های نیست انگارانه ( احساس نیستی و پوچی ) و یا گزند و آسیب ( مثل اینکه دیگران راجع به او توهین آمیز صحبت کرده و یا درصدد گرفتن انتقام هستند ) می شود. این تفکر و ادراک آمیخته به هذیان، در معاینه وضعیت روانی بیمار قابل تشخیص است. همچنین در اختلالات شدید، آشفتگی های ادراکی نیز دیده می شوند که گاهی حتی تا حد توهم می رسند، اما در عمل تعداد اندکی از بیماران، دچار توهمات واقعی (به صورت شنوایی و یا در موارد کمی به صورت بینایی) می گردند. این توهمات شامل شنیدن صداهایی که عقاید مربوط به بیهودگی بیمار را تائید می کنند و یا دیدن صحنه های مرگ و نابودی است. ممکن است بیمار دچار انواع ترس های غیر طبیعی و علایم وسواسی شود.
اضطراب و تحریک پذیری نیز شایع هستند. کاهش انرژی و احساس کسالت بیمار بسیار بارز است. وی برای انجام فعالیت ها و سرگرمی های سابق خود، اشتیاق نشان نمی دهد، رغبتی به زندگی نداشته و از مسائل روزمره لذت نمی برد. این بیماران از برخوردهای اجتماعی دوری نموده و همه چیز را به صورت نیمه رها می کنند. حجم صحبت نیز در آنها کاهش یافته و به کندی تکلم می کنند و اغلب پاسخ های کوتاه به سؤال ها می دهند. شروع صحبت شان با تأخیر است. اکثراً از فراموشی شکایت دارند که البته بیشتر اختلال در تمرکز است تا حافظه. این افراد بر حداقل ابراز سلامتی و بهبودی، تاکید مفرط دارند و باید در مورد بهبودی علایم آنها از سایرین سؤال نمود. تفکر این بیماران توأم با اندوه و انتقاد از خود است که سبب وخامت و طولانی شدن تغییرات اولیۀ خلق می گردد. این بیماران، وقایع ناخوشایند را ساده تر از حوادث خوشحال کننده به خاطر می آورند و افکار اندوه بار و مزاحم و باورهای غیر منطقی و غیر واقع گرایانه دارند.
علائم تشخیص افسردگی کدامند؟
- خلق افسرده در بیشتر طول روز و تقریباً هر روز (بنابر گزارش خود فرد یا مشاهده دیگران)
- کاهش قابل توجه احساس لذت یا علاقه فرد تقریباً نسبت به همۀ فعالیت ها.
- کاهش اشتها و وزن به طور مشخص ( بدون رژیم غذایی ) و یا افزایش وزن و اشتها.
- بی خوابی یا پرخوابی تقریباً هر روز
- بی قراری و یا کندی روانی – حرکتی، تقریباً هر روز ( قابل مشاهده توسط دیگران )
- خستگی و کاهش قوای بدنی برای فعالیت تقریباً هر روز
- احساس بی ارزش بودن و یا احساس گناه مفرط و بی مورد، تقریباً هر روز
- کاهش قدرت تفکر یا تمرکز یا بلا تصمیمی، تقریباً هر روز
- افکار تکرار شونده مرگ و خودکشی و یا طرح و اقدام به آن
همانطور که ذکر گردید، علائم کلیدی افسردگی اساسی، دو مورد اول هستند. نکتۀ مهم در تعیین این معیارها این است که سبب درماندگی بالینی واضح یا اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی و یا سایر زمینه های اصلی شده باشند. ضمن اینکه این علایم، نتیجه اثرات مستقیم مصرف مواد یا داروها و یا بیماری طبی نباشد. همچنین این معیارها نباید به نحو بهتری با داغدیدگی و سوگ توجیه شوند. یعنی در صورتی که به دنبال از دست دادن فرد محبوب، علایم به مدت بیش از 2 ماه ادامه یافته و با اختلال واضح عملکرد و اشتغال ذهنی مرضی و سایر مشخصات یاد شده همراه باشند، دیگر تنها با داغدیدگی و واکنش طبیعی ناشی از آن، قابل توجیه نیست.
برای تشخیص اختلال افسردگی اساسی، باید حداقل 5 مورد از موارد ذکر شده به مدت لااقل 2 هفته، وجود داشته و عملکرد بیمار را مختل نموده باشند. افسردگی در بچه ها و نوجوانان، خود را به صورت ترس از مدرسه، وابستگی شدید به والدین، افت سطح تحصیلی، سوء مصرف مواد، رفتارهای ضد اجتماعی، انحرافات جنسی و فرار از مدرسه و خانه نشان می دهد. در سالمندان نیز علایم افسردگی بسیار شایع بوده و به میزان25-20% دیده می شود. در این گروه علایم جسمی افسردگی بیشتر قابل مشاهده است. همچنین افسردگی در این بیماران ممکن است به صورت اختلالات شناختی و فراموشی تظاهر پیدا کند.
اختلالات افسردگی اساسی بر حسب علایم و نشانه های خاص خود در گروه های مختلفی طبقه بندی می شود. بـه عنوان مـثال، اختلالافسردگی سایکوتیک کـه علایم سایکوز در همراهی با علایم افسردگی دیده شده و نشانۀ شدت بیماری و پیش آگهی بد آن می باشد،اختلال افسردگی ملانکولیک که شدت افسردگی صبح ها بیشتر بوده و بیماران صبح زود از خواب بیدار می شوند. در این گروه، فعالیتسایکوموتور به شدت کند شده و همچنین بهتر از سایرین به درمان پاسخ می دهند، اختلال افسردگی با الگوی فصلی، اختلال افسردگی با شروع پس از زایمان و...
یک دوره افسردگی در صورت عدم درمان، 13-6 ماه و در صورت درمان، حداقل 3 ماه به طول می انجامد. بیماران افسرده در مدت 20 سال، به طور متوسط 6-5 دورۀ افسردگی را تجربه می کنند. با گذشت زمان، طول دوره ها بیشتر، فواصل دوره ها کمتر و علایم شدیدتر می گردند. میزان وقوع اختلال افسردگی اساسی در زنان 2 برابر مردان است. سن شایع ابتلا، 50-20 سالگی و به طور متوسط 40 سالگی است. نیمی از بیماران، اولین حمله را پیش از 40 سالگی تجربه می کنند.
مجله اینترنتی ستاره
برچسبها: افسردگی, افسرده, اختلال


