دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۶ توسط جعفرکارگزار

پرداخت قصص قرآن و ائمه اطهار

موضوع ما پرداخت صحنه ها، چهره ها و حركات معصومين بود. ما حق نداريم از پيش خودمان

حتي يك كلمه ، حركت يا ... به فرمايشات و حركات مصومين و قرآن كم يا زياد بنماييم. بلكه مي

توان با پراخت صحنه هاي اطراف اين قصص را كمي مفصل تر ارائه نمود.هم چنين ميتوان با

بهرمندي از كلمات عامي كه به توصيف حالت خاص نپردازد نيز به شرح مطالب پرداخت.

دو راه براي پرداخت قصص قرآني وجود دارد:

١. مطالعه ودقت در تفاسير قرآن

٢. مطالعه تاريخ ، بررسي موقعيت جغرافيايي و جغرافياي تاريخي.

نكته : در قرآن كريم تمام قصص حتي قصه شيطان سخن پروردگارست از اين رو ما اجازه هيچ

نوع دخل و تصرفي را نداريم.قصص قرآني وجه امانت دارند.

جمع بندي

براي پرداخت قصص قرآن و ائمه اطهار راهكارهاي زير وجود دارد:

١. توصيف معصوم از زبان معصوم ديگر

٢. توصيف صحنه ها، حركت ها و قيافه هاي اطراف

٣. توصيف با كلمات عام

آيه ١٣ سوره لقمان

إِن الشِّرْك لَظُلْمٌ عَظِيم وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ

و (ياد كن( وقتي كه لقمان در مقام پند و موعظه به فرزندش گفت: اي پسر عزيزم، هرگز شرك به خدا نياور كه شرك بسيار

ظلم بزرگي است.

بحث اول- نكات صرف و نحو

فعل قَال ، ريشه قول، ماضي است واجوف واوي است.

فعل يَعِظُه ، ريشه وعظ است چون بر وزن يفعل آمده است و آن طبق قاعده اعلال به حذف ميشود. صيغه اول است.

فعل لَا تُشْرِكْ، فعل شرك به باب افعال رفته و انتهاي آن مجزوم است.لاي ان ناهيه است.

حرف إِذ ، ظرف زمان است و مفعول فيه است.

كلمه لُقْمَان ،فاعل براي قال است.

كلمه لِابْنِه ، جارو مجرور است.ابن مضاف و ه مضاف اليه است.

نكته: برخي از واو ها حاليه هستند امكان وقف پيش از آن وجود ندارد.بلكه وصل اتفاق مي افتد. همچون وَهُوَ يَعِظُه كه هُو مبتدي و يَعِظُه كه ه آن فاعل است خبر مي شود.

كلمه يَا بُنَيَّ ، مناداي مضاف و منصوب است.

حرف إِنَّ ، حروف مشبه بالفعل است. در اينجا بصورت اسم آمده است.

حرف لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ، ل تاكيد است. يعني مفهوم جمله را تاكيد مي نمايد. ظُلْمٌ اسم است و عَظ يمٌ صفت آن است.

بحث دوم - نكات بلاغي

ابتداي بخشي كه موعظه را آغاز فرموده اند با يَا بُنَي شروع شده است كه بُنَي منادا و يَا حرف ندا است.كلمه بُنَي اسم

مصغر است از كلمه ابن و نشانه اشفاق، عطوفت و مهرباني است.چرا منادا به شكل مصغر آمده است؟

چون در مقام پند و نصيحت است بدين معنا كه لقمان حكيم مشغول پند و اندرز پسرش مي باشد و به قصد افزايش

اثرگذاري جمله در يك قالب زيبا و لطيف مطرح مي نمايد.

به ظاهر نفي است اما هدف اين نهي ارشاد، راهنمايي وهدايت است. يعني نهي علاوه بر نهي ، ◌ۖ جمله لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ

به قصد ارشاد مطرح شده است.

بنظر مي رسد مخاطب پند و اندرز ها پسر لقمان است ليكن اين خطاب ها يك خطاب عمومي و عام است.

جمله إِن الشِّرْكَ لَظُلْم عَظِيم ، جمله تعليليه است و براي بيان علت مطرح شده است. حرف إِن تاكيد را مي رساند. هم

چنين لام در كلمه لَظُلْمٌ لام مذهلقه (لامي كه بر سر خبر ان مي آيد( است كه تاكيد بعدي است. ظُلْم را به شكل نكره

آورده است از اين رو افاده تاكيد مي نمايد.هم چنين صفت عَظِيمٌ تاكيد ديگري است.

همگي اين تاكيد ها دلالت بر عظمت و بزرگي شرك بر خداوند دارد.

بحث سوم – نكات معنايي

خداوند متعال در آيه ١٣ سوره لقمان نيز يكي ديگر از نكات تعليم و تربيت را مطرح مي فرمايند. مواعظ لقمان حكيم به فرزندش مي باشد.

نكته: رابطه معلم با متعلم همچون رابطه پدر و فرزند باشد. به كار بردن لغتي هم چون يَا بُنَيَّ يعني رابطه با محبت و صميمت را داشته باشند.

نكته: نصيحت، وعظ و اندرز از وظايف معلم مي باشد.تنها علم آموختن كافي نيست.

نكته: نخستين نصيحت وي دعوت به توحيد، خضوع و خشوع در برابر پروردگار است زيرا در ساير آيات آمده است كه خداوند ممكن است گناهاني را حتي بدون توبه ببخشد ليكن گناه شرك بدون توبه بخشوده نخواهد شد

يكي از مهم ترين مواردي كه در نحوه بيان قصه داراي اهميت است زاويه ديد است.

براي بيان قصه از هر زاويه اي كه بنگريد مي توانيد قصه را به نوعي متفاوت تعريف نماييد.

قرآن برخي از قصص را با اول شخص مفرد و برخي را با سوم شخص مفرد مطرح مي نمايد.

گاهي زاويه ديد اول شخص جمع است و اين ما گاهي راجع به يك و گاهي راجع به بيش از يك نفر

در معناي بزرگي و عظمت است.

داناي كل: همه شخصيت ها و اتفاقات در دست نويسنده است و داناي كل محدود و نا محدود داريم.

داناي كل نا محدود خداوند است، داناي كل محدود فردي بيروني و آگاه نسبت به جمع دروني است.

شخص مخاطب تو كه مي تواند با مكالمه يا مكاتبه باشد. في ما بين اشخاص مخاطب است.

نكته: هيچ وقت خودتان را محدود به يك زاويه ديد نكنيد و دست خود را باز بگذاريد.هم چنين مي

توانيد در يك قصه از چند زاويه ديد داستان را مطرح نماييد.

اگر قصه ما كوتاه بود بهترست از يك،حداكثر دو زاويه ديد استفاده كرد.

حديث نفس نيز يكي ديگر از زواياي ديد است كه در آن شخص با خودش و خداي خودش سخن

مي گويد.

بيان قصه

چند نوع ابزار و راه براي قصه و بيان آن داريم:

١. قصه خواني، گاه ما قصه اي را مي نويسيم ولي آن را حفظ نمي نماييم و آن را از روي متن براي بچه ها مي خوانيم.

اين قصه مي تواند از روي يك كتاب، خلاصه كتاب، دست نوشته خودمان يا ... باشد.براي هريك از موارد

راهكاري وجود دارد.

چنانچه قصه را از روي كتاب مي خوانيم مي توانيم با نمايش نقاشي ها مخاطب را درگير نماييم. 

براي نمايش نقاشي در كلاس سعي نماييد تا ترتيب نمايش را به نوعي رعايت نماييد كه تبعيض قائل نشده باشيد.

براي نمايش نقاشي هاي كوچك پيشنهاد مي شود نقاشي را بزرگ نموده و نمايش دهيد. به مداد روي نقاشي

اوليه يك جدول يك سانت در يك سانت ترسيم نماييد سپس بالايي ها را شماره و عمودي ها را الفبا بگذاريد.

سپس روي مقوا و شوميز جدول هاي يك سانتي را در اندازه مطلوب ترسيم مي نماييد.

علامت گذاري كتاب، مكث، آهسته و شمرده ، با عصبانيت و ... شما مي توانيد با فيلمبرداري از خودتان

صحت و زيبايي علامت گذاري ها را چك و تمرين نماييد.

صدا گذاري و تناسب شخصيت ها و نحوه بيان،در اينجا نيز علامت گذاري مي تواند از فراموشي صداها 

پيشگيري نمايد.

مطالعه از روي پاورپوينت بروي پرده كلاس

بحث اول- روش هاي حفظ قرآن كريم

روش هاي مرور حفظ خواني و روخواني را به عنوان روش هاي اصلي پيشنهاد نموده و روش هاي

تكميلي ديگري نيز وجود دارند هم چون استماع تلاوت قبل و بعد از حفظ ، روش مرور ذهني،

نوشتن محفوظات،روش مباحثه... .

روش مباحثه، بيشتر طلاب درحوزه علميه از اين روش استفاده مي نمايند در اين روش پس از

درس متعلمين گرد هم آمده و هريك درس را براي ديگري توضيح مي دهد.بدين ترتيب هم مرور

و هم تفهيم مطالب را مي آموزند.

همين روش اگر در حفظ باشد روش بسيار كار آمدي است.

مزاياي روش مباحثه

١.هردو نفر هم از مزاياي خواندن و هم شنيدن بهرمند ميشوند كه در هردو اين ها ثواب بسيار

است.

٢. هر دو نفر از اشتباهات هم درس گرفته و مشاركت مي نمايند.

٣. در تمام روش هاي گروهي و جمعي فرد نياز به تمركز بيشتري نسبت به حالت فردي دارد از

اين رو تمرين مغزي و فكري بيشتري خواهد داشت.

٤. افرادي كه قصد دارند بعدا در مسابقات شركت نموده و يا بازخواني نمايند در اين روش با حضور

در جمع هاي كوچكتر قدرت ذهني ايشان به مرور رشد نموده و آماده مي شوند.

نكاتي براي حفظ روان تر آيات ٢٩ و ٣٠ سوره ق

مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ

يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ

ديگر وعده عذاب من مبدّل نخواهد شد و هيچ (در كيفر( ستمي به بندگان نخواهم كرد.

روزي كه جهنّم را گوييم: آيا مملوّ (از وجود كافران( شدي؟ و او گويد: آيا (دوزخيان( بيش از اين

هم هستند؟

بحث اول- روش هاي حفظ قرآن كريم

روش هاي مرور حفظ خواني و روخواني را به عنوان روش هاي اصلي پيشنهاد نموده و روش هاي تكميلي

ديگري نيز وجود دارند هم چون استماع تلاوت قبل و بعد از حفظ ، روش مرور ذهني، نوشتن محفوظات و... .

نوشتن محفوظات، در يك جمله حكمت آميز آمده است كه علم را با نوشتن آن در قيد خويش قرار دهيد.

(حفظ نماييد.( در نوشتن تمركزي وجود دارد كه منجر به حضور جدي تر محفوظات در ذهن ما مي شود.

هشدار و مزاياي روش مرور نوشتن محفوظات

١. نوشتن و دست زدن به آيات قرآن داراي آداب و احكامي است.هم چنين حتي اگر كلمه اي به قصد قرآن نوشته شود نيز مشمول آداب و احكام نگهداري از قرآن است.از اين رو نگهداري آن دشوار خواهد بود.

٢. هم چنين همانندسازي آنچه كه مي نويسيم با همان خط و روشي است كه حفظ كرده ايم.در حين روش

هاي حفظ كردن صفحه حتي مكان دقيق آيات ،شيوه نگارش، اعراب و... در ذهن ما جاي ميگرد از اين رو درست آن است به همان ترتيب كه حفظ نموده ايم آيات را بنويسيم زيرا نا همساني مي تواند در ذهن حافظ منجر به اختشاش شود.

خيلي از حافظان قرآن گاهي به مرور زمان به برخي از اعراب علي الخصوص اعراب پاياني آيات كه داراي وقف

است دقت نمي نمايند يا حتي طريقه نوشتن آيات را دقت نمي نمايند كه در اين روش از مرور شما با نوشتن سطح تمركز خويش را تغيير مي دهيد.

نكاتي براي حفظ روان تر آيات ٢٧ و ٢٨ سوره ق

كِنْ كَانَ فِي ضَلَال بَعِيد  قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَل

قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيد آن گاه قرين او (شيطان( گويد: بار الها، من او را به طغيان و عصيان نكشيدم بلكه او خود در ضلالت دور (ازاطاعت و سعادت( افتاد.

آن گاه خدا به عتاب گويد: در حضور من خصومت مكنيد كه من قبلا وعده عذاب را به شما گوشزد كردم.

صحبت راجع به جهنميان و عذاب ايشان بود، جهنميان در روز قيامت در تلاش اند كه گناه خويش را به گردن

ديگران بياندازند ، اين موضوعي است كه قرآن به دفعات بدان اشاره مي نمايد.

شرك ما بخاطر بزرگان ما بود و ... بزرگان نيز مي گويند ما اورا به طغيان وا نداشتيم و ...

خداوند منان مي فرمايد در مقابل من به ستيزه بر نخيزيد كه هر دوي شما بابت اعمال خودتان مستحق عذاب ايد. ما پيش از اين هشدارها را براي شما تعيين نموديم.

. ما به آيات ٦٣ تا ٧٧ سوره فرقان باز مي گرديم.

و عباد الرحمن الّذين يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما( ٦٣

 و الّذينيبيتون لربهم سجدا و قياما( ٦٤

 و الّذين يقولون ربّنا اصرف عنا عذاب جهنم ان عذابها كان

غراما( ٦٥

 انها ساءت مستقرا و مقاما( ٦٦

 و الاذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك

قواما( ٦٧

 و الّذين لا يدعون مع اللّه الها ءاخر و لا يقتلون النفس التى حرم اللّه الا بالحق و لا يزنون

و من يفعل ذلك يلق اثاما( ٦٨

 يضاعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانا( ٦٩

 الا من تاب و ءامن و عمل عملا صالحا فاولئك يبدل اللّه سياتهم حسنات و كان اللّه غفورا رحيما( ٧٠

 و من تاب و عمل صالحا فانه يتوب الى اللّه متابا( ٧١ ( و الّذين لا يشهدون الزور و اذا مروا باللغو مروا كراما( ٧٢

و الاذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا( ٧٣ ( و الّذين يقولون ربّنا هب لنا من

ازوجنا و ذريتنا قرة اعين و اجعلنا للمتقين اماما( ٧٤ ( اولئك يجزون الغرفة بما صبروا و يلقون فيها

تحية و سلاما( ٧٥ (خالدين فيها حسنت مستقرا و مقاما( ٧٦ ( قل ما يعبوا بكم ربى لو لا دعاوكم فقد

( كذبتم فسوف يكون لزاما( ٧٧

در اين سوره پروردگار متعال عبادالرحمان را معرفي فرموده و هفت ويژگي را براي ايشان تا اينجا

مطرح مي نمايد:

٩. توبه از گناهان، به محض خطا جبران نماييم.

عمل هشتم كه منافي عفت است و زناست بعد از آن دعوت به توبه مي نمايد. به نوعي بعد از اين

عمل گويي ايمان زايل مي شود توصيه به تجديد ايمان مي نمايد.

كسي كه توبه نمايد و عمل صالحي انجام دهد به سوي خدا بازگشتي انجام داده است. بعد از

بسياري از گناهان توبه و عمل صالح كافي است.

كامل ترين توبه را قرآن در سوره طه بيان مي نمايد.چهار كار را مطرح مي فرمايد كه اگر انسان

انجام دهد خداوند به شدت غفار خواهد بود.مي فرمايد: من بسيار آمرزنده ام براي كسي كه توبه

كند، ايمان بياورد و عمل صالحي انجام دهد و در راه هدايت بماند.

چند روايت راجع به توبه:

خوشا برآن بنده اي كه در روز قيامت بدنبال هر خطايش يك استغفار ثبت شده باشد.

اگر كسي صدبار استغفار نمايد گناهان او همچون برگي كه از درختان مي ريزد فرو مي ريزد.

١٠ . شهادت به ناحق نمي دهند حتي به نفع مسلمان

١١ . سرگرم لغو نمي شوند و از لغو دوري مي نمايند. در برخورد با لغو متانت به خرج مي دهند.

١٢ . اگر به آيات پروردگارشان متذكر شوند به حالت كري و كوري نمي افتند بلكه با گوش شنوا

بدان دل مي سپارند.

در سوره انفال درياره مومنان حقيقي مي فرمايد: ياد خدا دلشان را به شور مي اندازد و وقتي آيات

خدا براي ايشان تلاوت مي شود بر ايمانشان افزوده مي شود.

١٣ . براي امور زندگي شان نيز دعا مي نمايند.بهترين و خير را از خداوند مي خواهد.

خدايا ما را امام متقين قرار بده بدين معنا كه فرزنداني به ما عطا كن كه ما كه ايشان را امامت

مي نماييم ايشان را امامت متقين نماييم.يه ما توفيق تربيتي بده كه ما نيز عباد المتقين باشيم.

عباد الرحمن به حيات طيب مي رسند از اين رو رستگار مي شوند و اينانند كه به عنوان پاداش

غرفه هاي بهشت را بر ايشان ارزني مي دارند و ايشان اند كه در آن غرفه هاي عظيم به آن ها

القاي تهيت و سلام مي شود.

در سوره رعد مي فرمايد: ملائكه از هر دري بر ايشان وارد مي شوند به ايشان سلام مي كنند به

خاطر صبري كه در دنيا كردند.چه خوب سرايي است سراي پاياني.

در سوره ياسين درباره بهشت مي فرمايند: سلاما قولا من رب الرحيم ...خداوند بر ايشان سلام مي

نمايد.

در ادامه داريم:

در آنجا جاودانه خواهند بود و قرار گاهي نيكو و اقا مت گاهي حسن است.بگو اگر دعاي شما

نباشد پروردگار من به شما ارجي ننهد.( ارزش شما به هدايت ايست كه خدا با ارسال پيامبران

براي شما قرار داده است.(

بحث اول- روش هاي حفظ قرآن كريم

علاوه بر توجه و دقت به معاني آيات، توجه به ظاهر آيات نيز بسيار حائز اهميت است.در احاديث

بسياري حتي نگاه به آيات قرآن مي تواند بسيار حائز اهميت باشد. قرآن كتابي است كه كمترين

ارتباط با آن نيز به شرط مومنانه بودن مثمر ثمر خواهد بود.

مراحل حفظ قرآن:

١. خواندن صحيح و روان آيات قرآن كريم، (بدون تكلف،مكث هاي طولاني و....(كه يكي ار مهم

ترين ريشه هاي حفظ قرآن بوده كه مي تواند از طريق استماع اتفاق افتد.

٢. تقطيع و تقسيم كردن،اين بخش براي حفظ كردن بسياري از موضوعات كاربردي است.

٣. توجه به معاني آيات قرآن كريم

٤. نگاه كردن دقيق به ظاهر آيات از مراحل حفظ است، آنان كه با دقت مي نگرند پس از مدتي

تصويري از آيات را در ذهن خواهند داشت.از اين رو توصيه مي شود براي حفظ از يك قرآن

استفاده نماييد.

٥. تكرار در خواندن، به نسبت افراد مختلف و حالات متفاوت هر فرد متفاوت است.

پس از اين مراحل حفظ اتفاق مي افتد بدين معنا كه فرد بدون مطالع رسم الخط قرآن امكان از بر

خواندن قرآن را دارد. كه اين حفظ به دو صورت صحيح يا ناقص اتفاق مي افتد.چنانچه حفظ

ناصحيح اتفاق افتاده باشد ممكن است به خاطر عدم تكرار كافي، عدم تمركز و ... اتفاق افتد.

توصيه مي شود چنانچه اين اتفاق افتاد آيه را مجددا از ابتدا بازخواني و تكرار كافي داشته باشيد.

اين مرحله ورود آيات قرآن به حافظه كوتاه مدت ما است كه يك نقطه شروع براي حفظ طولاني

مدت ما است.

نكته: چنانچه تقطيع انجام گرفت پيشنهاد مي شود، پس از مطالعه قطعه اول و حفظ به سراغ

قطعه دوم و حفظ و سپس بازخواني و حفظ و تكرار ١و ٢ مي رويم در ادامه نيز همين رويه را

ادامه مي دهيم.

با توجه به مرور كمتر آيات انتهايي قرآن كريم چه پيشنهادي به منظور اصلاح داريد؟

نكاتي براي حفظ روان تر آيات ١٥ و ١٦ سوره ق

أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ  ١٥

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَ بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

آن هنگام كه ما شما را از هيچ خلق نموديم آيا به زحمت افتاديم و درمانده شديم و آيا تمايل به

خلق دوباره شما نداريم.(خلق دوم كه قطعا از خلق نخست ساده تر است

بلكه مشركان و كفار درباره خلق دوم در شك اند.

و ما انسان را آفريده ايم و مى دانيم كه نفس او چه وسوسه اى به او مى كند و ما از شاهرگ [او]

به او نزديكتريم.

خداوند با اين تمثيل مي فرمايد ما انسان را خودمان خلق نموده ايم و چيزي از او بر ما پنهان

نيست.

آيه ٥١ سوره قصص

وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون و همانا ما براي (هدايت( اين مردم (آيات قرآن را( سخن پيوسته (يعني مرتب و مربوط به سعادت دنيا

و آخرت خلق( آورديم تا مگر متذكر (حقايق آن( شوند.

بحث اول- نكات صرف و نحو

قصص اسم و مفرد است.

فعل وَصَّلْنَا، ريشه وصل، حرف اول آن مثال واوي، فعل معتل است كه در مضارع واو آن حذف

مي شود.باب تفعيل است و فعل ماضي است كه به ضمير متصل فاعلينَا وصل شده است.

فعل يَتَذَكَّرُونَ ، مضارع و باب تفعل است.جمع است.خبر براي لَعَلَّ است.

حرف وَ، استينافيه و براي آغاز است.

كلمه لَقَدْ، ل آن حرف تحقيق است و قد حرف قسم است براي قسم مقدر يعني اقسم. اگر قد بر

سر فعل ماضي بيايد در اينجا معناي تحقيق مي دهد و حرف تحقيق است.

كلمه لَهُمُ ، جارو مجرور است.

كلمه الْقَوْلَ، مفعول براي وصل و مفعول به براي ضمير متصل فاعلينَا است.

كلمه لَعَلَّهُمْ ،هم اسم لعل است و محلا منصوب است.

بحث دوم - نكات بلاغي

كلمه لَقَدْ ، لام قسم است. ولي فعل قسم در جمله مقدر و به اصطلاح در فرض گرفته و ذكر نشده

است. قد حرف تحقيق است. لازم بذكر است هردو براي تاكيد حرفي كه در ادامه است آمده است.

قَدْ وَصَّلْنَا، جواب قسم مقدر ذكر شده است. جواب قسم محلي از اعراب ندارد.

جمله لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ كه با لعل شروع شده كه نياز يه اسم و خبر دارد يك جمله استيناف بياني

است و تعليلي بر جمله قبل است.

استيناف بياني، يعني اين جمله در جواب يك سوال مقدر آمده است.سوالي كه وجود ندارد ولي در

فرض و تقدير است.گويي چنين پرسيده شده است كه چرا قَدْ وَصَّلْنَا و در جواب آمده است به

اين دليل كه لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ شايد انديشه نمايند. به نوعي اين جمله هم جواب و هم تاكيدي بر

جمله قبل است.

فعل وَصَّلْنَا،ماضي، متكلم مع الغير از ريشه وصل كه به باب تفعيل رفته است. باب تفعيل در اين

فعل و اينجا كسرت را افاده مي نمايد براي دلالت برتكرار فعل،تكرار عمل، مبالغه در وصل كه

معناي اصلي و ريشه فعل است. تكثير فعل و فراواني آن را دلالت مي نمايد.چرا از باب تفعيل

بجاي ثلاثي مجرد آن استفاده شده است؟ زيرا ميخواستند به طور موجز و كوتاه نشان دهند كه

اين عمل يعني پيوند دادن قول به تعداد زياد و با تكرار انجام شده است.

همه اين تاكيد ها دلالت دارد بر آنكه، بطور مختصر و مفيد مطرح مي نمايد كه اين عمل به

دفعات انجام شده است. بصورت كوتاه و مختصر معاني و مطالب بسياري را به قصد اثر گذاري

بيشتر مطرح نموده است.

كلمه لَعَلَّ، به معناي شايد كه، به اميد انكه است.

كلمه لَهُمُ ، مي توانست ذكر نشود.ليكن به علت اختصاص عمل به ايشان مطرح شده است.يعني

منتي از سوي خداوند بر اين افراد است تا شكر گذار نعمت خداوند باشند براي اين عمل كه بطور

اختصار براي ايشان است.ل ملكيت است.

بحث سوم – نكات معنايي

تكرار و استمرار در آموزش و تذكر نكته ويژه اين آيه است.تذكر علي الخصوص در موضوعات

تربيتي بسيار حائز اهميت است.

معلم اگر مقام و منزلت خويش و جايگاه پاسخ گويي به سوالات در نگاه پروردگار متعال را بداند از

پاسخ گويي، تكرار، پيگيري و بيان مستمر پاسخ گويي خسته نخواهد شد.

حضرت زهرا(س(: كسي كه پاسخ سوالي را مي دهد همچون كسي است كه سنگي از طلا را براي

خويش جابجا مي نمايد. وي از آنچه براي خويش نفع دارد خسته نخواهد شد

بحث اول- روش هاي حفظ قرآن كريم

روش هاي مرور حفظ خواني و روخواني را پيشنهاد نموده و روش هاي تكميلي ديگري نيز وجود

دارند هم چون استماع تلاوت قبل و بعد از حفظ و ....

نكته: با توجه به بين المللي بودن اساتيد قرآني ، نظر به اين كه متقن ترين واصيل ترين روايت

هاي ترتيل در جهان اسلام تلاوت استاد محمد صديق منشاوي و هم چنين استاد محمود خليل

الحصري كه هر دو از اساتيد مصري هستند.

تلاوت قرآن به لحاظ سرعت به طور كلي به سه دسته تقسيم مي شود:

١.تلاوت تحقيق،تلاوت مجلسي با قرائت قرآن(تلاوتي كه معمولا پيش از نماز يا در مجالس شنيده

مي شود.( دور اين تلاوت بطور كلي كند است و هنرمندي قاري درتلاوت آرام و هم چنين آمادگي

هاي صوتي بسيار مهم است. هم چنين داراي مسابقات ويژه اي مي باشد.

٢.تلاوت ترتيل يا تدوير، روشي تندتر از تلاوت تحقيق(معمولا در ماه مبارك رمضان براي ختم

قرآن از آن استفاده مي شود.(

٣. تلاوت حدر،تلاوت اي تندتر از دو تلاوت فوق است( ٠معمولادر نماز هاي مستحبي برادران اهل

تسنن به منظور تلاوت بيشتر آيات از آن استفاده مي نمايند.(

براي حفظ قرآن تلاوت ترتيل توصيه مي شود.

نكاتي براي حفظ روان تر آيات ٢٣ و ٢٤ سوره ق

قال قرینه هذامالدی عتید

القیافی جهنم کل کفارعنید

 

منظور از قرين همان نامه اعمال شخص مي باشد. در روز قيامت سوق دهنده وگواه هر كس همراه

اوست از اين رو شخص امكان فرار ندارد.

عنيد در فارسي معاند است به معناي شخصي كه از روي عمد و لجبازي كار خلافي را انجام مي

دهد.

كَفَّارٍ در فارسي كسي است كه در كفر شدت مي ورزد.

اين آيات راجع به مرگ و وضعيت انسان ها در روز جزاست.

كلمات آشنا و پر كاربردي هم چون قرين،كل، قال،هذا

اركان و عناصر قصه

گره، گفتگو، توصيف و .... تا تبادل حادثه و كشمكش همگي از عناصر و اركان قصه مي باشند.

تبادل حادثه و كشمكش: هنگامي كه دو حادثه في مابين دو شخصيت قصه تبادل مي شود را

گويند.

مثل: سوره كافرون،تبادل حادثه في مابين دو عقيده يا دو گروه شخصيتي اتفاق مي افتد.

از ويژگي هاي اين تبادل آنست كه:

١. مخالف موازين اخلاقي نباشد. ٢. يكنواخت نباشد. متنوع باشد حتي اگر بازخواني يك حادثه

است.

٣. اصل تبادل نيز نبايد طولاني و كسالت بار باشد.

نكته: هر قصه اي نياز به تبادل حادثه ندارد. در صورت لزوم اتفاق يك حادثه في مابين دو

شخصيت با يك حالت خاص از اين عنصر استفاده مي نماييم.در غير آن از مابقي اركان استفاده

مي نماييم.

نكته: هنگام نتيجه گيري دقت نماييم كه ما نبايد نتيجه را مطرح و از بيرون نتيجه را به وي

تحميل نماييم بلكه نتيجه گيري به عهده مخاطب است.هدف رشد فكر و انديشه مخاطب متناسب

با روحيات و شرايط زندگي فردي اش مي باشد.

سعي نماييم نتيجه گيري بلافاصله اتفاق نمايد، اندكي صبر نماييد تا قصه در ذهن جايگاهش را

بيايد سپس از ايشان بخواهيم نتيجه را مطرح نمايند.

اگر نتيجه گيري ناصحيحي داشتند، ما مي بايست با راهنمايي ايشان را هدايت نماييم.از وي مي

پرسيم و با سوالات وي را جهت مي دهيم و پيشنهاداتي را ارائه دهيد.در پايان فراموش نفرماييد

انسان ها با يكديگر متفاوت اند.

نكته: قصه بايد طوري مطرح شود كه مخاطب بتواند خود را با آن تطبيق بدهد تا نتيجه متناسب

دريافت شود.

فراموش نكنيم كه كودكان امروز بزرگسالان فردا هستند از اين رو لغات و زندگي ايشان متناسب با

آينده است. وظيفه ما اينست كه در او اصالت ها و حقيقت هايي را ايجاد نماييم كه به عنوان داده

هاي مثبت متناسب با شرايط خودش نتيجه گرفته و پردازش داشته باشد.

روايت

هنگامي كه سخني كه قبلا توسط فرد يا افرادي گفته شده باشد را بازگو مي نماييم آن را

روايت گوييم.(نقل كردن آنچه قبلا گفته شده است(

نكته:از نظر اخلاقي اجازه روايت هر چيزي را نداريم.

روايت چند نوع است:

١.روايتي كه ما كلام كسي را در قصه تكرار مي نماييم.كلام خدا، قصص قرآن

٢. روايتي كه ما از معصومين مطرح مي نماييم.

نكته: كلام بايد نسبت خود با كل قصه را نگه دارد.

نكته: از صد در صد قصه منطقي است كه تنها ده درصد آن روايات باشد مابقي بايد حركت

و ... باشد.

٣. كلام دانشمندان در رشته هاي مختلف، عرفا، شعرا و... .

نكته: به عنوان راوي دقت به صحت كلام بسيار حائز اهميت است.علي الخصوص امروزه با

حضور گسترده شبكه هاي مجازي اين دقت بايد افزايش پيدا كند.

از امام علي(ع( پرسيده شد:فاصله بين حق و باطل چقدر است؟فاصله چهار انگشت است

آنچنان كه فاصله في مابين چشم و گوش است.

آدمي آنچه را كه ديده است را مي تواند بگوي ليك آنچه را شنيده است را پس از اثبات

حقانيت مي تواند مطرح بنمايد.

٤. خاطرات فردي، خاطره بايد حتما دقيق باشد نقل خاطره بايد صحيح و بجا بوده از يك

كلاغ و چهل كلاغ و تخيل پرهيز شده باشد.

نكته: حفظ اصالت ها در روايت بسيار حائز اهميت است.علي الخصوص آن زمان كه قصص

قرآن و داستان اوليا ا... شرط صداقت و اصالت بسيار حائز اهميت است.

نكته: پرداخت و توصيف را بايد به گونه اي راجع به روايت ها انجام دهيم كه ضمن حفظ

اصالت آن زيبايي ها و جاذبه آن افزون شود.

سه راه براي پرداخت قصص قرآني و انبياء پيشنهاد مي شود:

١.توصيف معصوم يا قصه قرآن از زبان معصوم ديگر، همچون قصه اصحاب راس كه در نهج

البلاغه توسط امام علي(ع( مطرح شده است.

٢. توصيف صحنه ها و حركات افراد و اطراف و پس از آن ورود معصوم و پرداخت قصه

٣.توصيف معصوم با كلمات عام

روايت

هنگامي كه سخني كه قبلا توسط فرد يا افرادي گفته شده باشد را بازگو مي نماييم آن را

روايت گوييم.(نقل كردن آنچه قبلا گفته شده است(

نكته:از نظر اخلاقي اجازه روايت هر چيزي را نداريم.

روايت چند نوع است:

١.روايتي كه ما كلام كسي را در قصه تكرار مي نماييم.كلام خدا، قصص قرآن

٢. روايتي كه ما از معصومين مطرح مي نماييم.

نكته: كلام بايد نسبت خود با كل قصه را نگه دارد.

نكته: از صد در صد قصه منطقي است كه تنها ده درصد آن روايات باشد مابقي بايد حركت

و ... باشد.

٣. كلام دانشمندان در رشته هاي مختلف، عرفا، شعرا و... .

نكته: به عنوان راوي دقت به صحت كلام بسيار حائز اهميت است.علي الخصوص امروزه با

حضور گسترده شبكه هاي مجازي اين دقت بايد افزايش پيدا كند.

از امام علي(ع( پرسيده شد:فاصله بين حق و باطل چقدر است؟فاصله چهار انگشت است

آنچنان كه فاصله في مابين چشم و گوش است.

آدمي آنچه را كه ديده است را مي تواند بگوي ليك آنچه را شنيده است را پس از اثبات

حقانيت مي تواند مطرح بنمايد.

٤. خاطرات فردي، خاطره بايد حتما دقيق باشد نقل خاطره بايد صحيح و بجا بوده از يك

كلاغ و چهل كلاغ و تخيل پرهيز شده باشد.

نكته: حفظ اصالت ها در روايت بسيار حائز اهميت است.علي الخصوص آن زمان كه قصص

قرآن و داستان اوليا ا... شرط صداقت و اصالت بسيار حائز اهميت است.

نكته: پرداخت و توصيف را بايد به گونه اي راجع به روايت ها انجام دهيم كه ضمن حفظ

اصالت آن زيبايي ها و جاذبه آن افزون شود.

سه راه براي پرداخت قصص قرآني و انبياء پيشنهاد مي شود:

١.توصيف معصوم يا قصه قرآن از زبان معصوم ديگر، همچون قصه اصحاب راس كه در نهج

البلاغه توسط امام علي(ع( مطرح شده است.

٢. توصيف صحنه ها و حركات افراد و اطراف و پس از آن ورود معصوم و پرداخت قصه

٣.توصيف معصوم با كلمات عام

يكي از مواردي كه در بيان قصه داراي اهميت است فضاسازي براي بيان قصه است.

فضا متناسب با قصه و موضوع آن كه در اين راستا چند پيشنهاد به عنوان ابزاري براي پرداخت

قصه مطرح مي شود:

١. آماده سازي اتاق قصه، فضايي اثرگذار و جذاب براي مخاطبان طوري كه موجب نشاط و رقبت

گردد.

يكي از عناصر اين اتاق مي تواند دكور سازي متناسب با قصه باشد. از عناصر ديگر اين اتاق مي

توان به نور، صدا، لباس، گريم و كارگرداني اشاره كرد كه متناسب با قصه مي توان آن را تنظيم

نمود.

نكته: يكي از نكات مهم در مورد شخصيت هاي قصه راجع به پيامبران و ائمه اطهار آن است كه

بهتر است شخصيت اي به عنوان پيامبران الهي نبوده و راوي در مقام ايشان سخن گويد تا ابهت و

جايگاه ايشان حفظ شود.

يكي ديگر از نكات بسيار كاربردي و اثر بخش در قصه گويي استفاده از خود مخاطبان علي

الخصوص كودكان است.(نمايش خلاق(

٢. استفاده از يك فرد به عنوان راوي و قصه گو با شرايط متناسب با قصه به منظور افزايش دقت و

جذابيت قصه گويي براي دانش آموزان عزيز كه به نوعي با حضور متفاوت يا حضور هماهنگ در

كلاس به قصه بپردازند.

٣. خود معلم در مقام راوي با خلاقيت و پويايي قصه را مطرح نموده و دانش آموزان را با خويش

همراه نمايد.

هم چنين استفاده از شرايطي هم چون اردو ها و غير ه به خلاقيت و اثر بخشي قصه مي افزايد.

پرداخت قصص قرآن و ائمه اطهار

اصول ديگر قصه يكي بحران و حادثه است.

حادثه: هر اتفاق يا كاري كه توسط شخصيت درقصه ايجاد مي شود.

يادآوري: شخصيت در قصه فقط به معناي مسولان نيست.بلكه هر فرد با شي اي كه بوسيله آن

اتفاقي در قصه بيفتد را گوييم.

سه نوع حادثه داريم:

١. حادثه توسط انسان ها

١,١ . خوب، گوارا

١,٢ . بد، ناگوار

٢. حادثه توسط اشياء يا حيوانات

٣. حادثه غير مترقبه و غير طبيعي( حادثه هاي طبيعي هم داريم همچون طلوع، غروب و ... (

بحران: لحظات حساس پيش از وقوع حادثه است.

اگر نتوانيم بحران را در قصه ايجاد نماييم به نوعي قصه ما خبر است.

نكته: حادثه بايد متناسب با ظرفيت مخاطب مطرح شود.


برچسب‌ها: ضمن خدمت, شمیم دانش, ضمن خدمت شمیم دانش, آموزه ها ومعارف قرآنی
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک