دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۷ توسط جعفرکارگزار

فصل دوّم: واجبات احرام‌

«نیّت»

مسأله 175- واجبات در وقت احرام سه چیز است:
1- نیت 2- تلبیه 3- پوشیدن جامه احرام
«نیّت»
در نیت چهار امر معتبر است:
اوّل: قصد قربت.
دوّم: همزمان بودن نیت با شروع در احرام.
سوّم: تعیین عملی که برای آن محرم می‌شود که حج است یا عمره و نوع آنها و قصد نیابت اگر احرامش نیابی است.
چهارم: باید قصد انجام چیزی که احرام را باطل می‌کند نداشته باشد. (1)
مسأله 176- لازم نیست نیت احرام را بر زبان جاری کند یا در ذهن خود بگذراند.
مسأله 177- عمره و حج و تمام اجزای آنها از عبادات است و باید با نیت خالص برای خداوند تعالی بجاآورد.
مسأله 178- اگر حج را به نیت خالص به جا نیاورد و به ریا و غیر آن باطل کند باید


1- 1. آیات عظام گلپایگانی، بهجت، مکارم، صافی: بلکه قصد ترک جمیع محرمات احرام لازم است.

ص: 72
سال دیگر عمره و حج را اعاده کند.
مسأله 179- اگر بعضی از ارکان عمره یا حج را به نیت خالص نیاورد و به ریا و غیر آن باطل کند و نتواند آن را جبران کند، پس در عمره حکم بطلان عمره را دارد و در حج حکم بطلان حج را، ولی اگر محل جبران باقی است و جبران کرد، عملش صحیح می‌شود، گرچه معصیت‌کار است.
مسأله 180- اگر به واسطه ندانستن مسأله یا جهت دیگر، به جای نیت عمره تمتع، حج تمتع را قصد کرد، پس اگر در نظرش آن است که همین عمل را که همه بجا می‌آورند او هم به جا آورد و گمان کرده جزء اول از دو جزء حج، اسمش، حج تمتع است ظاهراً عمل او صحیح است و عمره او تمتع است و بهتر آن است که نیت را تجدید کند.
مسأله 181- اگر بواسطه ندانستن مسأله یا عذر دیگر گمان کند که حج تمتع بر عمره تمتع مقدم است و نیت حج تمتع کند با این قصد که بعد از احرام به عرفات و مشعر برود و اعمال حج را انجام دهد و بعد از آن عمره انجام دهد احرامش باطل است و باید در میقات تجدید احرام کند و اگر از میقات گذشته بر اساس آنچه در مسأله 166 و 167 گذشت عمل کند.
مسأله 182- کسی که با وجود استطاعت خیال می‌کرده مستطیع نیست و به نیت استحباب محرم شده چنانچه قصدش امتثال امری بوده که فعلًا متوجه به اوست، احرامش صحیح و برای حجةالاسلام واقع می‌شود. (1)
مسأله 183- غیرمستطیع اگر به تصوّر این که مستطیع است به نیت انجام حجةالاسلام محرم شود احرامش صحیح نیست مگر این که قصدش امتثال امری باشد که فعلًا متوجّه اوست که در این صورت احرام او برای حج استحبابی واقع می‌شود.
مسأله 184- کسی که وظیفه‌اش عمره تمتع بوده و ندانسته به نیت عمره مفرده محرم شده چنانچه قصد انجام وظیفه فعلی را داشته و اشتباهاً آن را بر عمره مفرده تطبیق کرده احرامش برای عمره تمتع واقع می‌شود و الا احرام عمره مفرده محسوب می‌شود.


1- 1. آیةاللَّه سیستانی: بلکه مطلقاً حج او از حجّةالاسلام کفایت می‌کند.

مسأله 185- کسی که قبلًا حج واجب خود را انجام داده یا بدلیل نداشتن شرائط استطاعت حج بر او واجب نیست و می‌خواهد حج استحبابی انجام دهد اگر از روی ناآگاهی یا فراموشی در نیت احرام عمره، احرام عمره تمتع از حجةالاسلام را نیت نماید احرامش صحیح است و برای حج مستحبی واقع می‌شود.
مسأله 186- کسی که احتمال می‌دهد حجی که در سالهای قبل انجام داده صحیح نبوده یا مستطیع نبوده و فعلًا شرایط استطاعت را دارد و بخواهد احتیاط کند می‌تواند قصد امتثال مطلق امر متوجه به خود را کند و یا قصد حجة الاسلام احتیاطی نماید.
مسأله 187- خدمه‌ای که بواسطه وظائفی که دارند نمی‌توانند در عرفات و منی در حالت احرام باشند می‌توانند برای ورود به مکه عمره مفرده انجام دهند و برای حج محرم نشوند ولی کسی که مستطیع است نباید این کار را قبول کند و باید عمره و حج تمتع بجاآورد.
مسأله 188- پس از این که شخص به طور صحیح برای حج یا عمره محرم شد نمی‌تواند احرام خود را به هم بزند و اگر لباس احرام را هم از تن درآورد و قصد بیرون آمدن از احرام را نیز بکند باز در احرام خود باقی است و محرمات احرام بر او حلال نمی‌شود و اگر کاری که موجب کفاره است انجام دهد باید کفاره بدهد.
مسأله 189- قصد ابطال عمره یا حج یا بعض اجزاء آن مبطل نمی‌باشد.

«تلبیه»

مسأله 190- دوم تلبیه: یعنی لبیک گفتن به این صورت که بگوید:
«لَبَّیْکَ، اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ» با گفتن این جملات شخص محرم می‌شود و مستحب است پس از آن بگوید: «انَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَکَ وَ الْمُلْکَ، لا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْک» بلکه موافق احتیاط است و نیز مستحب است بعد از آن بگوید: «لَبَّیْکَ ذَا الْمَعارِج لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ داعیاً إلی دارِ السَّلامِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ أهْلَ التَّلْبِیَةِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ ذَا الجَلالِ وَ الْاکْرامِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إلَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تَسْتَغنِی ویُفْتَقَرُ إلَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ إلهَ الْحَقِّ لَبَّیْکَ،

ص: 74
لَبَّیْکَ ذَا النَّعْماءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِیلِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ کَشَّافَ الْکُرَبِ الْعِظامِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ یا کَرِیمُ لَبَّیْکَ».
مسأله 191- واجب در لبیک بیش از یک مرتبه نیست ولی مستحب است تکرار آن و زیاد گفتن آن هر چه می‌تواند و برای هفتاد مرتبه گفتن ثواب زیادی ذکر شده است و لازم نیست آنچه را در حال احرام بستن گفته شد تکرار کند بلکه کافی است بگوید «لبّیک اللّهمّ لبّیک» یا تکرار کند «لبیک» را فقط.
مسأله 192- واجب است صحیح گفتن قدر واجب از لبیک را که گذشت، همان طور که صحیح گفتن تکبیرة الاحرام در نماز واجب است.
مسأله 193- اگر تلبیه را به قدر واجب که ذکر شد، نداند باید آن را یاد بگیرد و یا کسی او را در وقت گفتن تلقین کند، یعنی کلمه‌کلمه آن شخص بگوید و شخصی که می‌خواهد احرام ببندد دنبال او به طور صحیح بگوید.
مسأله 194- کسی که لال است باید با انگشت به تلبیه اشاره کند و زبانش را هم حرکت دهد (1) و بهتر است نائب هم بگیرد.
مسأله 195- کسی که به هر دلیلی نمی‌تواند تلبیه را صحیح بگوید اگرچه با تلقین باید به هر نحوی که می‌تواند بگوید و کفایت می‌کند اگر عرفاً تلبیه بر آن صدق کند، و الّا بنابر احتیاط علاوه بر آنچه می‌تواند، ترجمه تلبیه را بگوید و اگر اصلًا نمی‌تواند بگوید اکتفا به ترجمه، خالی از وجه نیست.
مسأله 196- اگر نتواند یاد بگیرد یا وقت یاد گرفتن نداشته باشد و با تلقین هم نتواند


1- 1. آیة اللَّه سیستانی: اگر در اثر عارضه‌ای لال شده و الفاظ تلبیه را می‌داند. به مقداری که می‌تواند تلفظ کند و اگر نتواند زبان و لب را به آن حرکت دهد و همراه با آن در قلب اخطار نماید و با انگشت به آن اشاره کند و اگر لال و کر مادرزاد است و مانند آن، پس زبان و لب را مانند کسانی که تلفظ می‌کنند حرکت دهد و با انگشت اشاره کند.
آیة اللَّه صافی، آیة اللَّه گلپایگانی: اگرچه به گفتن ترجمه آن باشد و نائب هم بگیرد رجاءً که ازطرف او به‌طور صحیح بگوید.

بگوید حکم مسأله قبل را دارد.
مسأله 197- تأخیر تلبیه واجب از میقات جایز نیست و اگر تأخیر انداخت محرم نشده که حکم آن در مسأله 166 و 167 گذشت.
مسأله 198- اگر کسی لبیک واجب را نگفت، چه به واسطه عذری و چه بدون عذر، چیزهایی که بر محرم حرام است بر او حرام نمی‌شود و اگر آنچه در احرام موجب کفاره می‌شود به جا آورد کفّاره ندارد و همچنین اگر لبیک را به ریا باطل کند.
مسأله 199- اگر بعد از گفتن لبیک واجب در میقات، شک کند که نیّت عمره تمتع کرده یا نیت حج تمتع، بنا بگذارد که نیت عمره تمتع کرده و عمره او صحیح است و همچنین اگر بعد از لبیک گفتن در روز هشتم که باید برای حج تمتع بگوید شک کرد که لبیک را برای حج گفت یا برای عمره، بنا بگذارد که برای حج تمتع گفته و حج او صحیح است. (1)
مسأله 200- ترجمه تلبیه واجب این است که بگوید: «اجابت می‌کنم دعوت تو را خدایا. خدایا! اجابت می‌کنم دعوت تو را، اجابت می‌کنم دعوت تو را، شریکی نیست مر تو را، اجابت می‌کنم دعوت تو را» و اگر کلمه «دعوت» را هم نگوید کفایت می‌کند درمواردی که باید ترجمه را بگوید.

«قطع تلبیه»

مسأله 201- کسی که برای عمره تمتع محرم شده باید وقتی که خانه‌های مکه پیدا می‌شود لبیک را ترک کند و دیگر لبیک نگوید و مراد از خانه‌های مکه خانه‌هایی است که در زمانی که عمره به جا می‌آورد جزو مکه باشد هرچند مکه بزرگ شود (2) و کسی که احرام حج بسته لبیک را تا ظهر روز عرفه بیشتر نگوید.


1- 1. آیة اللَّه تبریزی، آیة اللَّه خوئی: در هر دو صورت اگر داخل در عمل مترتب مثل طواف عمره تمتع یا وقوف به عرفات شده، حکم به صحت می‌شود و در غیر این صورت باید اعاده نماید.
2- 2 آیات عظام: بهجت، تبریزی، خوئی، سیستانی: بلکه مراد خانه‌های مکه قدیم است.

مسأله 202- کسی که برای عمره مفرده محرم شده اگر از خارج مکه به سوی آن می‌آید هنگام داخل شدن به حرم لبیک را قطع نماید و اگر از مکه برای احرام به خارج حرم رفته است هنگام مشاهده کعبه لبیک را قطع کند.

«پوشیدن جامه احرام»

مسأله 203- سوّم پوشیدن دو جامه احرام برای مردان که یکی «لنگ» است و دیگری «رداء» که باید آن را بر دوش بیندازد و لازم است که این دو جامه را قبل از نیّت احرام و لبیک گفتن بپوشد و اگر بعد از لبیک پوشید احتیاط مستحب آن است که لبیک را دوباره بگوید.
مسأله 204- لنگ باید به اندازه‌ای باشد که از ناف تا زانو را بپوشاند و رداء نیز باید به قدری باشد که شانه‌ها را بپوشاند به گونه‌ای که رداء صدق نماید.
مسأله 205- در پوشیدن دو جامه احرام ترتیب معتبر نیست همانطور که کیفیت خاصی نیز معتبر نمی‌باشد بلی باید یکی را بهر کیفیتی که می‌خواهد لنگ قرار دهد و دیگری را به هر کیفیتی که می‌خواهد رداء قرار دهد.
مسأله 206- لباس احرام باید دو جامه جدا باشد و در حال اختیار نمی‌توان به یک جامه بلند که مقداری از آن لنگ و مقداری رداء قرار داده شده اکتفا نمود.
مسأله 207- پوشیدن‌جامه احرام، عملی عبادی است و در آن نیت و قصد قربت لازم است واحتیاطمستحب آن‌است که‌در کندن‌جامه دوخته‌هم‌نیت و قصد قربت داشته باشد.
مسأله 208- شرائط لباس نمازگزار در دو جامه احرام معتبر است بنابراین جامه حریر و جامه نجس به نجاستی که در نماز از آن عفو نشده کفایت نمی‌کند.
مسأله 209- جامه‌ای را که لنگ قرار می‌دهد نباید به قدری نازک باشد که بدن‌نما باشد ولی در رداء این شرط معتبر نیست. گرچه موافق احتیاط است.
مسأله 210- در حال احرام هرگاه این دو جامه نجس شود باید آن را تطهیر یا تبدیل کند (1) ولی اگر تطهیر و تبدیل ننماید ضرر به احرامش نمی‌زند و کفاره هم ندارد. امّا تطهیر


1- 1 آیة اللَّه صافی، آیة اللَّه گلپایگانی: بنابر احتیاط مستحب‌

بدن لازم نیست مگر برای نماز و طواف.
مسأله 211- لباس احرام می‌تواند از غیر منسوج مانند پوست یا نمد باشد اگر عرفاً به آن جامه گفته شود.
مسأله 212- لازم نیست جامه احرام را همیشه در بر داشته باشد بلکه می‌تواند آن را عوض کند و برای شستن، استحمام و مانند آن بیرون آورد ولی اگر جامه را عوض کرد افضل آن است که برای طواف همان جامه‌ای را که در آن محرم شده بپوشد.
مسأله 213- شخص محرم می‌تواند برای حفظ از سرما و یا غرض دیگر بیش از دو جامه احرام بپوشد (1) مثل دو یا سه رداء و دو یا سه لنگ.
مسأله 214- محرم می‌تواند برای آشکار نشدن عورت یا اغراض دیگر قطعه‌ای پارچه زیر لنگ بسته آن را از میان دو پا عبور دهد.
مسأله 215- وصل نمودن قسمتی از لباس احرام به قسمت دیگر با سنجاق و گیره و مانند آن جایز است (2)* و نیز گره زدن لباس احرام اشکال ندارد ولیکن نباید آنچه را لنگ قرار داده به گردن گره بزند ولی اگر از روی جهل یا فراموشی گره زد باید بنابر احتیاط فوراً آن را باز نماید ولی اگر باز نکرد یا از ابتداء عمداً گره زد به احرامش ضرر نمی‌زند و چیزی بر او نیست.

«لباس احرام بانوان»

مسأله 216- دو جامه ذکر شده که باید محرم بپوشد مخصوص به مرد است ولی زن می‌تواند در لباس‌های عادی خود به هر نحو که هست محرم شود چه دوخته باشد و چه


1- 1. آیة اللَّه فاضل: ولی همه آنها باید شرائط لباس احرام را داشته باشد.
2- 2 آیة اللَّه صافی، آیة اللَّه گلپایگانی: سنجاق زدن و گره زدن حوله احرام و سنگ گذاشتن بین دوطرف حوله به نحوی که حوله به صورت یقه پیراهن درآید جایز نیست و نیز نباید پارچه احرام را چاک داده و مانند پیراهن بپوشد، بلی قرار دادن سنگ کوچک، در جامه احرام برای آن‌که آن را سنگین کرده و رداء را حفظ نماید مانعی ندارد.
آیة اللَّه خامنه‌ای: مادامی که از صدق رداء و لنگ خارج نشود.

نباشد بلی شرائط ذکر شده در دو جامه احرام در آن معتبر است حتی از حریر خالص نیز نباشد.

«تعلّق خمس به لباس احرام»

مسأله 217- پوشیدن لباس احرام غصبی جایز نیست و همین طور است لباسی که
متعلّق خمس باشد یا با عین پولی که متعلّق خمس است آن را بخرد.
مسأله 218- اگر شک داشته باشد که لباس احرام او متعلق خمس شده یا نه، یا شک دارد پولی که با آن لباس احرام را خریده متعلّق خمس بوده یا نه، تخمیس آن واجب نیست و پوشیدن آن برای احرام جایز و طواف و نماز در آن صحیح است.

جامع الفتاوی مناسک حج با روشی جدید مطابق بافتاوای ده تن از مراجع عظام تقلید/ تهیه و تنظیم مرتضی موسوی شاهرودی


برچسب‌ها: حج, احرام, واجبات احرام
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک