دین،اخلاق،ادبیات عرب
 
آگاهی وبصیرت

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم آبان ۱۳۹۷ توسط جعفرکارگزار

حجم روايات تفسيرى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله‏

درباره اينكه چه مقدار روايات تفسيرى از حضرت به دست ما رسيده است، جلال الدين سيوطى در آخرين بحث الاتقان حدود دويست و پنجاه روايت صحيح و غير صحيح از ايشان نقل مى‏كند؛ اما به طور كلّى اينكه چه مقدار از قرآن كريم را پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله تفسير كرده و حجم آن چقدر مى ‏باشد، ميان دانشمندان اسلامى و محقّقان علوم قرآنى اختلاف نظر است كه به سه ديدگاه در اين زمينه مى‏توان اشاره كرد:

ديدگاه اوّل: تفسير همه معانى و الفاظ قرآن‏

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تمام معانى قرآن و الفاظ آن را تفسير كرده است. اين تفسير در ظاهر، تمام سوره‏ها و آيات قرآن را شامل مى‏شود. ابن تيميه (متوفاى 728 ق) از طرفداران اين ديدگاه است و ادله براى نظريه خود آورده است:

1. دليل قرآنى: خداوند متعال پيامبر را مفسر و مبيّن قرآن معرفى كرده است؛ چنان كه مى‏فرمايد: ... وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ...؛ ما قرآن را به سوى تو فرستاديم تا آن را براى مردم بيان كنى.

تبيين شامل بيان معانى و الفاظ هر دو مى ‏شود.

2. دليل روايى: صحابه روايت كرده‏اند كه وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ده آيه را به آنان آموزش مى‏داد از آن تجاوز نمى‏كردند، مگر اينكه به طور كامل آنها را مى‏آموختند و به آن عمل مى‏كردند. در نتيجه اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله؛ قرآن، علم و عمل به آن را با هم مى ‏آموختند.

3. دليل عقلى: وقتى كتابى براى گروهى تدوين مى‏شود، به طور معمول محتواى كتاب را مى‏آموزند؛ مثلا كتابى را كه درباره علم طب يا حساب نوشته شده، بدون شرح و تبيين نمى‏گذارند. قرآن كريم نيز كتاب قانون مسلمانان است و بهترين كتابى است كه قوانين كاملى براى نجات و سعادت دنيا و آخرت بشر آورده؛ آيا ممكن است محتواى چنين كتابى براى مردم تفهيم نشده باشد؟ (در حالى كه وظيفه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز اين بوده كه آنچه به مردم اختصاص دارد، براى آنان بيان كند).

ديدگاه دوم: تفسير اندكى از آيات‏

مطابق اين ديدگاه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله جز اندكى از قرآن را تفسير نكرده، از طرفداران اين نظريه، خويى‏  و سيوطى (متوفاى 911 ق) است، ايشان مى‏نويسد: «قلت: الذى‏

صحّ من ذلك قليل جدا بل اصل المرفوع منه في غالب القلّة»؛  روايات صحيح رسيده از پيامبر در تفسير، كم است و روايات مرفوعه كه به ايشان نسبت داده شده، بسيار اندك مى‏باشد.

اين گروه براى اثبات نظريه خود به ادله‏اى تمسك كرده‏اند كه عبارتند از:

1. طبرى (متوفاى 310 ق) در تفسير خود روايتى از عايشه نقل مى‏كند كه او گفت: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها چند آيه از قرآن را كه جبرئيل به او آموخته بود، براى مردم تفسير كرده است.؛ «2»

2. خداوند مردم را به تدبر و تفكر در آيات قرآن كريم دعوت كرده تا مردم از اين راه به فهم قرآن دست يابند و نص صريحى هم در دست نيست كه وظيفه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را تفسير تمام آيات بيان كرده باشد، و اساسا با دعوت مردم به تدبر و تفكر در آيات نيز منافات دارد. بنابراين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها مقدارى از آيات را تفسير كرده و بسيارى از آن را به خود مردم واگذار نموده. افزون بر آن، تنها حدود دويست و پنجاه روايت از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله در تبيين و تفسير آيات به دست ما رسيده است؛

3. پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله برخى از صحابه، از جمله ابن عباس را براى فراگيرى علم تفسير دعا نموده و عرضه داشت: «اللهم فقّهه في الدين و علّمه التأويل»؛ «3» خدايا او را در دين فقيه و عالم به تفسير فرما. بر اين اساس آن حضرت تفسير بخشى از آيات را بر عهده ديگران گذاشته تا آنان قرآن را تفسير كنند و نيازى نمى‏ديده است كه تمام قرآن از جانب خودش تفسير شود.

ديدگاه سوم: تفسير بيشتر آيات‏

اين نظريه كه به اعتدال نزديك‏تر مى‏باشد، بر اين باور است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بسيارى از آيات قرآن را تفسير نموده است؛ زيرا همه آيات قرآن نيازمند تفسير نيست. برخى آيات با مراجعه به لغت يا ادبيات و نيز با تدبّر قابل فهم است؛ چرا كه براى فهم ساده و عمومى مردم نازل شده و آنان با اندك توجهى معناى برخى از آيات (مانند وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ...، وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ، كانَ فاحِشَةً ...

و ...) را مى‏ توانند درك كنند.

دكتر ذهبى اين نظر را تأييد و تقويت مى‏نمايد. با توجه به نقد دو ديدگاه گذشته مى‏توان گفت كه اين نظريه بهترين ديدگاه است؛ هر چند كه به اصلاحاتى نياز دارد.

در اين خصوص مى‏توان به نكات ذيل اشاره كرد:

1. روايتى از عايشه نقل شد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها چند آيه را كه جبرئيل به او آموخته بود، براى مردم تفسير كرد؛ اما:

اوّلا: طبرى كه ناقل اين روايت است، آن را از نظر سند مخدوش مى‏داند؛  ثانيا: اين حديث با رواياتى كه بيانگر علم كامل برخى از اصحاب (مانند امام على عليه السلام) به قرآن كريم است، تعارض دارد؛

ثالثا: بر فرض صحت سند، منظور اين است كه هر بار جبرئيل آياتى را مى‏آورد، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را به مردم تعليم مى‏داد، و چون نزول قرآن تدريجى بوده است، آيات نيز قسمت به قسمت نازل مى‏شد و آن حضرت براى مردم تفسير مى‏كرد؛

2. تمام قرآن به تفسير نياز ندارد؛ زيرا- همان طور كه بيان شد- قرآن به زبان‏ عربى و در محيط عرب زبان نازل شده تا مردم به سادگى بتوانند آن را بفهمند؛ خداوند مى‏فرمايد: وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ؛ ما قرآن را براى تذكر و پند آسان ساختيم؛

3. برخى مطالب قرآن با مراجعه به لغت و ادبيات قابل درك است و اديبان و لغت شناسان به خوبى آن را تبيين مى‏كنند؛

4. تعداد روايات تفسيرى كه سيوطى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل نموده، به ظاهر حدود دويست و پنجاه حديث است؛ اما به يقين به اين مقدار منحصر نمى‏شود؛ زيرا از يك طرف سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و احاديث آن حضرت در اصول و فروع كه مطابق با قرآن است، به اين مقدار اضافه شده و از طرف ديگر با گشودن مدينه علم و وراثت علوم خود به جانشينانش، مكتب بسيار گسترده‏اى را بنا نهاده كه تمام نيازمنديهاى مردم را برآورده و هيچ ابهامى را براى كتاب آسمانى باقى نگذاشته است.

پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله براى جاودانه كردن دين اسلام و تعيين مرجعيت فكرى پس از خود، على عليه السلام و فرزندانش را براى وراثت علوم الاهى، از جمله تفسير قرآن كريم آماده كرد. امام على عليه السلام يافته‏ هاى تفسيرى خود را به طور كامل از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آموخت و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ضمن دعا براى او درخواست نمود كه اين علوم را به فرزندانش نيز بياموزد. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود:

يا على! اكتب ما املى عليك، قلت يا رسول اللّه اتخاف علىّ النسيان؟ قال: لا، و قد دعوت اللّه ان يجعلك حافظا و لكن لشركائك الائمة من ولدك؛  اى على! بنويس آنچه را بر تو املا مى‏كنم. على عليه السلام گويد: به رسول خدا گفتم: آيا مى‏ترسى من فراموش كنم؟ حضرت فرمود: خير! و من از خداوند درخواست نموده‏ام كه تو را حافظ قرار دهد؛ اما براى امامان پس از تو كه از فرزندانت هستند، نگرانم.

در روايتى امام حسن بن على عليه السلام مى‏فرمايد:

انّ العلم فينا و نحن اهله و هو عندنا مجموع كله بحذافيره و انّه لا يحدث شى الى يوم القيامه حتى ارش الخدش الّا و هو عندنا مكتوب باملاء رسول اللّه و خط علىّ بيده؛ «1» تمام علوم در ميان ما است و ما اهل و شايسته آن هستيم و همه آن با تمام ويژگيها نزد ما است و تا روز قيامت هرچه اتفاق افتد- حتى ارش و ديه خراشى كه به پوست بدن وارد شود- همه با خط على عليه السلام و املاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نزد ما مكتوب است.

در نتيجه مى‏توان گفت هرچه امام على عليه السلام فرموده، از پيامبر است. همچنين سخنان ساير ائمه اطهار عليهم السلام و روايات تفسيرى كه از آنان به دست ما رسيده، قابل انتساب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مى‏باشد كه مى‏تواند مجموع بسيار حجيمى از تفسير تمام يا بيشتر قرآن را پوشش دهد. به تعبير ديگر- بنا به آنچه گذشت- آن حضرت داراى دو درس تفسيرى بودند كه حجم روايات تفسيرى را براساس آن دو مى‏توان ارزيابى كرد:

1. مدرسه تفسيرى عام: حجم اين مدرسه بنا به نقل برخى (مانند سيوطى) محدود است و با مشكلات فراوانى كه از نظر سند يا متن مشاهده مى‏شود، حدود دويست و پنجاه روايت يا مقدارى بيشتر يا كمتر را تشكيل مى‏دهد؛

2. مدرسه تفسيرى خاص: امام على عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام در جايگاه يك مرجع فكرى در اين مدرسه درس گرفته‏اند تا مردم پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در همه امور به آنان مراجعه كنند- همان طور كه از روايات گذشته استفاده مى‏شد- در اين مدرسه، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيشتر يا تمام قرآن را تفسير كرده؛ اما نه براى تمام صحابه يا مردم. روايات زيادى كه از علم فراوان امام على عليه السلام حكايت مى‏كند، بر اين مطلب دلالت مى‏نمايد؛ چرا كه على عليه السلام شاگرد و درس خوانده در مكتب آن حضرت بوده و نخستين كسى‏

است كه با دستور پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله پس از رحلت وى مصحفى را جمع آورى كرده كه همراه با ناسخ و منسوخ، شأن نزول، عام و خاص و ... مى‏باشد.

ابن نديم گويد: نخستين مصحفى كه گرد آورى شد، مصحف على عليه السلام بود و اين مصحف نزد آل جعفر بود. سپس مى‏گويد: مصحفى را ديدم نزد ابويعلى حمزه حسنى كه با خط على بود و چند صفحه از آن افتاده بود و فرزندان حسن بن على آن را به ميراث گرفته بودند.

نتيجه‏

از مباحث گذشته به دست آمد كه روايات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سنت حضرت و احاديث وارد شده در اصول و فروع كه مطابق با قرآن است و نيز رواياتى كه از ائمه اطهار عليهم السلام (جانشينان بحق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله) به ما رسيده، عدد قابل توجهى را تشكيل مى‏دهد؛ به گونه‏اى كه مى‏توان گفت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تمام معانى قرآن را بيان كرده.

استاد معرفت نيز اين ديدگاه را پذيرفته است.

 توضيح اينكه تنها در تفسير عياشى سمرقندى كه تا آخر سوره كهف مى‏باشد، حدود دو هزار و هفتصد روايت وجود دارد و در تفسير البرهان از محدث بحرانى، حدود شانزده هزار و تفسير نور الثقلين از حويزى، حدود چهارده هزار روايت نقل شده است. رواياتى نيز در احكام و فروع دين وارد شده كه تاكنون به دست ما نرسيده است؛ مانند وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ...

 و نيز ... وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ...

كه به اجمال به نماز و زكات و حج اشاره كرد. اما تفصيل آنها (تعداد ركعات نماز، متعلق زكات، حد نصاب آن، تعداد شوط طواف و ...) در قرآن كريم‏ نيامده است. علت آن هم روشن است؛ زيرا قرآن كريم كتاب قانون مى‏باشد و در قانون اساسى به كليات قوانين بسنده مى‏كنند؛ اما در كنار آن شارح و سنت وجود دارد. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «الا و انى اوتيت القرآن و مثله معه يعنى السنه»؛  به من قرآن داده شده و مانند آن (يعنى سنت) همراه اوست. در نتيجه شرح و تفصيل قوانين را بر عهده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ائمه معصوم عليهم السلام گذاشته است.

 

برگرفته ازکتاب:آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران‏:حسين علوى مهر

 

 


برچسب‌ها: روایات تفسیری, پیامبراسلام
.: Weblog Themes By Pichak :.





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
چاپ این صفحه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک