در ماه صفر سنگینی حوادث بر دوش سنگینی میکند. ادامه عزای امام حسین از یک سو، شهادت پیامبر و امام مجتبی و امام رضا علیهماالسّلام از سوی دیگر، آغاز غصب خلافت از جهت دیگر مصائب پشت سرهمی است که در این ماه باید سوگوار آن باشیم. در روزهای 1، 2، 5، 7، 8، 9، 11، 12، 14، 15، 19، 20، 24، 26، 27، 28، 29، 30 این ماه وقایعی رخ داده که در یک نگاه به این صورت قابل تقسیم است: وقایع مربوط به کربلا، که از وارد کردن سر مطهر امام حسین به شام آغاز میشود. در پی آن ورود اهل بیت به شام و سپس مجلس یزید است. شهادت حضرت رقیه سلام اللَّه علیها نیز پیرو آن اتفاق افتاده است. آزادی اهل بیت از زندان شام و بازگشت اهل بیت از شام به کربلا، و ورود جابر در اربعین برای زیارت سیّد الشّهداء و ملحق شدن رأس مطهر امام حسین به بدن مطهر در کربلا وقایع بعدی است. مصائب معصومین دیگر از بیماری رسول خدا آغاز میشود. شهادت آن حضرت و آغاز مصائب حضرت زهراء مرحله اول آن است. شهادت امام مجتبی و امام رضا نیز مصائب بعدی است. وفات حضرت سلمان، شهادت عمار یاسر، شهادت محمد بن ابی بکر و شهادت زید بن علی بن الحسین علیه السّلاموقایع دیگری است که در این ماه اتفاق افتاده است. در کنار این مصائب، ولادت موسی بن جعفر خبر خوشی است که در این ماه باعث سرور دوستان اهل بیت میگردد. درخواست کتف توسط پیامبر و تشکیل لشکر اسامه از وقایع آخرین سال عمر پیامبر است. آغاز امامت امیر المؤمنین که در واقع آغاز غصب خلافت آن حضرت است دنباله همان روزهای تلخ است. شروع جنگ صفین ، لیلة الهریر در پایان جنگ صفین، مسئله حکمین، و سپس جنگ نهروان برگهائی از روزگار خلافت امیر المؤمنین است
. 1صفر
1 - وارد کردن سر مطهر امام حسین به شام بنی امیه این روز را به خاطر ورود سر مطهر امام حسین به شام عید قرار دادند.
2 - ورود اهل بیت به شام با رسیدن خبر نزدیک شدن اسرای اهل بیت به دمشق، یزید دستوراتی صادر کرد:
1 - تاجی جواهر نشان و تختی مرصّع به سنگهای قیمتی آماده کنند.
2 - بزرگان هر صنف با کمک یکدیگر شهر را در کمال زیبائی زینت نمایند. 3 - تمام اهل شهر لباسهای زینتی بپوشند و خود را بیارایند.
4 - همگی در معابر رفت و آمد نموده، به یکدیگر تبریک بگویند.
5 - پس از آمادگی کامل با طبل و شیپور به استقبال اسرا بروند.
6 - جارچیان در شهر جار بزنند: سرهای بریده و اطفال کسانی بر شهر وارد میشوند که به قصد براندازی حکومت عازم عراق بودهاندولی عامل خلیفه یعنی ابن زیاد آنها را کشته است. هرکس خلیفه را دوست دارد امروز شادی نماید.
شامیان پست نیز کوتاهی نکرده بر فراز بامها بیرقهای رنگارنگ برافراشتند و در هر گذری بساط شراب پهن کردند. نغمه آوازه خوانان بلند بود، و مردم دسته دسته به سوی دروازه کوفه در دمشق میرفتند و عدهای از شهر خارج شده بودند.
این در حالی بود که اهل بیت مصیبت زده و داغدار پیامبر را که جبرئیل امین پاسبان حریم محترمشان بود همراه با نیزه داران تازیانه به دست و بی رحم وارد دروازه ساعات کردند. آن نابخردان پست همینکه جمع نورانی اسرا را دیدند زبان به جسارت گشودند. در آن شهر چه گذشت و با آن بزرگواران چه کردند قلم را یارای نوشتنش نیست
3 - شروع جنگ صفین پس از بی نتیجه ماندن نامهها و موعظههای امیر المؤمنین به معاویه در ماه محرم، در روز چهارشنبه اول صفر سال 38 ه’ لشکر امیر المؤمنین در مقابل لشکر شام صف کشیدند. لشکر حضرت 90 هزار نفر و لشکر معاویه 85 هزار نفر بودند. لشکر کفر، آب را بر لشکر حضرت امیر المؤمنین بستند، ولی پس از گرفتن و باز نمودن آب توسط امام حسین لشکر حضرت مانع از رسیدن آب به لشکر معاویه نشدند.
حضرت پس از شهادت تعدادی از اصحابشان یکباره با ده هزار نفر از طائفه ربیعه به لشکر معاویه حمله کردند و صفوف آنان را بر هم ریختند و تا قبّه معاویه رسیدند و فرمودند: ای معاویه، برای چه مردم را به کشتن میدهی؟ بیا با من مبارزه کن تا هر کدام از ما کشته شود خلافت از دیگری باشد!! عمروعاص به معاویه گفت: علی با تو به انصاف سخن گفت.
معاویه گفت: اما تو در این مشورت انصاف ندادی، چه اینکه هر کس به مصاف او بیرون رود به سلامت باز نگردد! از اینجا بود که معاویه عمروعاص را به اجبار به جنگ حضرت فرستاد. حضرت همینکه او را شناخت شمشیر را بلند کرد تا او را به درک بفرستد، ولی عمروعاص حیله کرد و عورت خود را مکشوف ساخت. آن حضرت رو از آن بی حیا برگردانید و آن خبیث فرار کرد. سرانجام با حیله چند برگ از قرآن بر سر نیزه کردند، و ماجرای حکمین پیش آمد.
2 صفر
1 - مجلس یزید در این روز بنابرنقلی اسرای آل رسول را وارد مجلس یزید کردند. جا دارد فکر کنیم چه کسانی را با چه حالتی وارد بر چگونه مجلسی کردند ؟
2 - شهادت زید بن علی بن الحسین در سال 121 ه’
زید بن علی بن الحسین در کوفهبه شهادت رسید. خروج او در اول محرم بوده است. پس از دفن در این روز یا 19 ربیع الاول قبر او را شکافتند و بدن آن بزرگوار را از قبر خارج نمودند و به زمین کشیده به دار زدند.
5 صفر
1 - شهادت حضرت رقیّه در روز پنجم ماه صفر سال 61 ه’ حضرت رقیه مظلومانه به شهادت رسید. نام شریفش «رقیه»، «فاطمه» و «زینب» است. پدرشان مولانا الشهید اباعبداللَّه الحسین و مادرشان ام اسحاق است. ولادت آن حضرت در مدینه بود و در سن سه سالگی یا بیشتر در محرم 61 هجری با پدر بزرگوارش به کربلا آمد.
قبل و بعد از عاشورا بارها مورد تفقد و دلجوئی اباعبداللَّه قرار گرفت تا آنجا که به خواهرش حضرت زینب علیهماالسّلام در مورد او سفارش فرمود.
بعد از شهادت امام حسین و اهل بیت و اصحاب، همراه با اسرا به کوفه و شام برده شد و در مسیر چهل منزل راه شام رنجهای فراوانی دید. در شام بعد از دیدن سر نورانی پدر با پیشانی شکسته در خرابه، آنقدر ناله زد و گریست تا به ملکوت اعلا پیوست، و بدن شریف آن حضرت را شبانه دفن کردند.
از کهنترین منابعی که نام آن حضرت با لفظ یاد شده قصیده سیف بن عمیره نخعی کوفی از اصحاب امام جعفر صادق و امام موسی کاظم است:
و عبدکم سیف فتی ابن عمیرة عبد لعبد عبید حیدر قنبر
و سکینة عنها السکینة فارقت لما ابتدیت بفرقة و تغیر
و رقیة رق الحسود لضعفها و غدا لیعذرها الذی لم یعذر
و لامّ کلثوم یجد جدیدها لثم عقیب دموعها لم یکرر لم أنسها و سکینة و رقیة یبکینه بتحسر و تزفر شواهد و مدارک در باره وجود شریف آن حضرت، و بودن قبر آن حضرت در مکان فعلی حرم مطهر، همراه با معجزات و کراماتی از آن مخدره مظلومه بسیار است که در پاورقی به قسمتی از آنها اشاره میشود.
7 صفر
1 - شهادت امام مجتبی بنابرنقلی در این روز در سال 49 ه امام مجتبی در سن 47 سالگی در مدینه به شهادت رسید. ولی اشهر بین علمای امامیه شهادت حضرت در آخر ماه صفر است.
2 - ولادت امام موسی بن جعفر بنابرمشهور در این روز (یکشنبه) به سال 128 ه در «ابواء» بین مکه و مدینه حضرت موسی بن جعفر به دنیا آمدند. پدر والامقام آن حضرت امام صادق و مادر ایشان حمیدة المصفاة میباشند.
مشهورترین لقبهای آن حضرت صالح، صابر، امین و کاظم، و مشهورترین کنیه آن حضرت ابوالحسن است. اگرچه امیر المؤمنین و امام زین العابدین هم مکنی به این قباند، ولی در کتب اخبار از امام کاظم به ابوالحسن اول، و از امام رضا به ابوالحسن ثانی و از حضرت هادی به ابوالحسن ثالث تعبیر میکنند.
البته گاهی به خاطر تقیّه، از آن حضرت به عنوان عبد صالح، فقیه و عالم نیز تعبیر کردهاند.
8 صفر
1 - وفات حضرت سلمان رحمة اللَّه حضرت سلمان رحمة اللَّه در سال 36 ه’ در سن 250 سالگی و بنابرنقلی 350 سالگی (در مدائن از دنیا رفت. او را سلمان بن الاسلام و سلمان پاک و سلمان محمدی لقب دادهاندو در خطاب به او گفتهاند: «السلام علیک یا من خلط ایمانه بأهل البیت الطاهرین». امیر المؤمنین فرمودند: «سلمان از کسانی بود که بر حضرت زهراء سلام اللَّه علیها نماز خواند. همچنین امام صادق فرمودند: «سلمان علم اول و آخر را درک کرد، و او دریائی است که هر کسی را بهرهای از آن نیست، و او از ما اهل بیت است». شرح حال آن بزرگوار در کتابهای مختلف بیان شده، و در بزرگی مقام و قدر او همین اندازه بس که مولانا امیر المؤمنین وسائل غسل و کفن او را آوردند و او را غسل داده کفن نمودند و بر او نماز خوانده دفن نمودند. جبرئیل به پیامبر عرضه داشت: «اشتیاق بهشت به سلمان بیشتر از اشتیاق او به بهشت است».
9 صفر
1 - شهادت عمار و خزیمة در این روز در سال 37 ه’ عمار یاسر به سن 93 سالگی و خزیمة بن ثابت در جنگ صفین به شهادت رسیدند. پدر عمار جناب یاسر بن عامر است، و او اول مردی در اسلام بود که در مکه به دست مشرکین به شهادت رسید.
مادر عمار جناب سمیّه بود که بر اذیت کفار مکه صبر فراوان کرد، و اولین زن شهیده در اسلام بود که به دست ابوجهل به شهادت رسید. اما عمار را ابوالعادیه و ابوحواء سکسکی شهید کردند.
زمانی که خبر به امیر المؤمنین رسید بسیار محزون شد و بر بالین عمار آمد و سر او را بر زانو نهاد و با حزن و اندوه فراوان اشعاری در بی وفائی دنیا و دوری از دوستان قرائت فرمود. سپس فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون. هر کس بر قتل عمار غنگین نباشد او را از مسلمانی بهرهای نیست. بهشت نه یک بار بلکه بارها بر عمار واجب شده است».
2 - جنگ نهروان در نهم صفر سال 39 ه’ فتح نهروان واقع شد، و ذوالثدیه رئیس خوارج به جهنّم واصل شد.
11 صفر
1 - لیلة الهریر در جنگ صفین خاتمه جنگ صفین نبرد «لیلة الهریر» در شب جمعه یازدهم ماه صفر سال 38 ه’ بود. در آن شب سپاه معاویه از شدت سرما مانند سگ صدا میکردند، چون «هریر» به صدای سگ میگویند.
امیر المؤمنین ذوالفقار به دست و سوار بر اسب پیامبر شمشیر میزد و به هر شمشیری که میزد تکبیر میگفت و شجاعی را به خاک میافکند.
مقتولین به دست آن حضرت در آن شب بیش از 500 نفر نقل شده است، و تا صبح مشغول جنگ بودند به گونهای که ذوالفقار چند مرتبه خمیده شد و آن بزرگوار با زانوی مبارک آن را راست نمودند. در این جمگ جمعی از لشکر امیر المؤمنین به شهادت رسیدند که از جمله آنها عمار یاسر، اویس قرنی، هاشم مرقال، پسر هاشم، خزیمة بن ثابت، صفوان بن حذیفة و عبداللَّه بن بدیل با برادرش عبدالرحمن بن بدیل، عبداللَّه بن حارث برادر مالک اشتر، که از خواص امیر المؤمنین بودند. از لشکر معاویه جمع کثیری به درک واصل شدند، و این جنگ 14 ماه به طول انجامید. سرانجام با حیله عمروعاص و نفاق عدهای مثل اشعث بن قیس کندی کار به حکمیت کشید.
12 صفر
1 - حکمین در صفین صبح دوازدهم یا سیزدهم ماه صفر سال 38 ه، لشکر امیر المؤمنین مهیای جنگ شدند، اما عمروعاص حیله نمود و دستور داد تا قرآنها را بر سر نیزه کنند. صفوف جلو لشکر کفر ورقهائی از قرآن و در دیگر صفوف هر کس هر چه داشت بر سر نیزه کرد!! و فریاد میزدند: «لا حکم الا للَّه »! منافقین مانند اشعث بن قیس، یا تضعیف روحیه لشکر حضرت آنان را به اختیار حکمین ترغیب کردند.
هرچه امیرالمؤمنین فرمودند که این نیرنگ است، و من کلام اللَّه ناطق هستم نتیجه نداد. سرانجام قرار بر این شد که هر لشکر حکمی از جانب خود معین کند تا حکم ایشان را هر دو طرف بپذیرند.
معاویه عمروعاص را معرفی کرد و امیرالمؤمنین فرمود: «اگر ناچار هستیم، عبداللَّه بن عباس، و الاّ مالک اشتر نخعی حکم باشد». اشعث و جماعت قرّاء و حافظین که بعداً جزء خوارج شدند راضی به هیچکدام از این دو نشدند و گفتند: «فقط عبداللَّه بن قیس یعنی ابوموسی اشعری». نفاق منافقین نتیجه داد و ابوموسی و عمروعاص در «دومة الجندل» که قلعهای است بین مدینه و شام، جمع شدند، و با توجه به عداوتی که هر دو نسبت به بنی هاشم خصوصاً حضرت امیر المؤمنین داشتند و با مکر و حیله عمروعاص حضرت را به ظاهر عزل نمودند. ابوموسی از جمله منافقینی بود که در شب عقبه (بعد از غدیر) قصد قتل پیامبر را داشتند.
بدین ترتیب فردای آن روز در بین جمعیت ابوموسی به عمرو گفت: تو بایست و معاویه را از امارت خلع کن، تا من هم علی بن ابی طالب را خلع نمایم. عمروعاص گفت: من هرگز بر تو که عامل ابوبکر و عمر بودهای و در ایمان و هجرت بر من تقدم داشتهایسبقت نمیگیرم! ابن عباس گفت: ابوموسی! پسر نابغه تو را فریب ندهد، ولی او به گفته ابن عباس گوش نداد و ایستاد و انگشتر از دست بیرون کرد و گفت: من علی و معاویه را از خلافت عزل نمودم و ساکت شد. عمروعاص ملعون ایستاد و گفت: «مردم شنیدید که ابوموسی، علی را از خلافت عزل کرد. من هم او را از خلافت عزل نموده، و آن را برای معاویة بن ابی سفیان ثابت مینمایم که او سزاوارتر است، و من بعنوان منصوب کردن معاویه انگشتر به دست میکنم»! حکمین برای عوامفریبی فحش و دشنام بسیاری به یکدیگر دادند و دست به گریبان یکدیگر شدند و شریح قاضی تازیانهای بر سر عمروعاص زد. ابوموسی از ترس اصحاب حضرت امیر المؤمنین به مکه پناهنده شد. همه این مطالب در حالی بود که پیامبر در غزوه دومة الجندل ابوموسی را از اینکار خبر دادند و فرمودند: «حکمین در دومة الجندل گمراهند و گمراه میکنند کسانی را که از آنها تبعیت کنند». امیر المؤمنین پس از این واقعه در قنوت نوافل ابوموسی و سه نفر دیگر را این گونه لعن میفرمود: «اللهم العن معاویة و عمراً و اباالاعور السلمی و ابا موسی الاشعری».
14 صفر
1 - شهادت محمد بن ابی بکر در این روز در سال 38 ه’ محمد بن ابی بکر در سن 28 سالگی به دستور معاویه وعمروعاص به وسیله زهر به شهادت رسید، و به قولی در نیمه جمادی الثانی بوده است. بعد از شهادت، او را در شکم حمار مردهای گذاشتند و سوزاندند. قبر منصوب به او از مابقی بدن سوخته آن بزرگوار است. دشمنان اهل بیت هنگامی که کنار قبر آن بزرگوار میروند پشت به قبر میکنند و برای ابوبکر فاتحه میخوانند!؟
15 صفر
1 - ابتدای بیماری (بحار الانوار: ج 31، ص 633، ج 37، ص 116) بیماری پیامبر که منجر به رحلت آن حضرت شد از نیمه ماه صفر آغاز شد.
20 صفر ( اربعین
) 1 - اربعین سیّدالشّهداء در چنین روزی چهل روز از فاجعه مولمه شهادت امام حسین و اهل بیت و اصحاب باوفایش میگذرد. بر دوستان و شیعیان اهل بیت لازم است که با پوشیدن لباس مشکی، تعطیل کار و برپائی مجلس عزا و شرکت در مجالس سینه زنی و ذکر مصیبت این روز را تعظیم نمایند.
2 - زیارت جابر از کربلا در این روز در سال 61 ه’ جناب جابر بن عبداللَّه انصاری و همراهانش قریب به چهل روز بعد از شهادت امام حسیت از مدینه به کربلا وارد شدند. او به همراه عطیه قبر حبیبش سیّدالشّهداء را زیارت کرد
. 3 - بازگشت اهل بیت به کربلا بنابرمشهور در چنین روزی اهل بیت از شام به کربلا بازگشتند.
4 - ملحق شدن رأس مطهر امام حسین به بدن مطهر در این روز بنابرقول سیّد مرتضی رأس شریف امام حسین توسط امام زین العابدین از شام به کربلا آورده شد و به بدن مطهر آن حضرت ملحق گردید.
25 صفر
1 - طلب کتف توسّط در این روز پیامبر دوات و کتف طلبیدند تا بنویسند که خلافت بلافصل برای امیر المؤمنین است، ولی عمر مانع از این کار شد و به ساحت اقدس نبوی جسارت کرد و گفت: «ان الرجل لیهجر»: «این مرد هذیان میگوید»!همچنین پیامبر در این روز بر منبر رفتند و خطبه خواندند و مردم را موعظه نمودند و به پیروی از قرآن و عترت فرا خواندند.
26 صفر
1 - تجهیز لشکر اسامه در این روز در سال 11 ه’ پیامبر به عدهای خاص از صحابه و به خصوص ابوبکر ابوبکر و عمر و عثمان امر فرمودند برای سفر به روم و جنگ با رومیان به امیری اسامة بن زید آماده شوند. آنان از این امر کراهت داشتند و نسبت به فرماندهی اسامه بر سپاه اسلام به خاتم الانبیاء اعتراض کردند. حضرت فرمودند: «خدا لعنت کند کسی را که از لشکر اسامه تخلف کند »، ولی با این همه ابوبکر و عمر و عثمان تخلف کردند و بازگشتند !
28 صفر
1 - شهادت رسول خدا شهادت جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء محمد بن عبداللَّه در سال 11 ه در سن 63 سالگی به وسیله سمبوده است، و طبق روایاتی عایشه و حفصه آن حضرت را مسموم کردهاند! در 24 صفر بیماری پیامبر شدت یافت. پیامبر هنگام بیماری فرمودند: حبیبم را نزد من حاضر کنید. عایشه و حفصه پدران خود را نزد آن حضرت حاضر نمودند. پیامبر روی مبارک خویش را از آنان برگردانید و فرمود: «حبیبم را نزد من حاضر کنید». سپس دنبال علی بن ابی طالب فرستادند. چون نظر مبارک به آن حضرت افتاد او را نزد خود خواند و کلماتی به حضرت فرمود. هنگامی که علیبنابیطالب از نزد آن حضرت خارج شد، عمر و ابوبکر به او گفتند: «خلیلت به تو چه گفت»؟ فرمود: «هزار باب علم به من حدیث کرد که از هر باب هزار باب دیگر باز میشود». وصایای : پیامبر در لحظات آخر عمر خود وصیتهایی به امیرالمؤمنین فرمودند و جبرئیل و میکائیل و ملائکه مقربین را بر آن وصیت شاهد گرفتند. از جمله آن کلمات که جبرئیل به پیامبر میفرمودند و امیرالمؤمنین میشنید این بود «خمست را غصب میکنند و پرده احترامت (حرمتت) را میدرند و محاسنت به خون سرت رنگین میشود». امیرالمؤمنین میفرمایند: «هنگامی که آن کلام را فهمیدم، فریاد زدم و بر روی زمین افتادم». بعد فرمایشاتی به حضرت زهرا و حسنین فرمودند. سپس آن وصیت با چند مهر از طلا که آتش به آن نرسیده بود (و ساخته دست بشر نبود) مهر شد و به امیرالمؤمنین تحویل داده شد. غسل و نماز بر بدن : امیرالمؤمنین پس از غسل دادن آن حضرت به تنهایی بر ایشان نماز خواندند. مردم به جز اصحاب سقیفه در مسجد جمع شده بودند و در فکر نماز بر پیامبر و دفن حضرت بودند. امیرالمؤمنین آمدند و فرمودند: «رسول خدا امام ما است در زمان حیات و پس از وفاتش»، کنایه از اینکه برای نماز بر بدن آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمیخوانیم. در این هنگام مردم دسته دسته داخل میشدند و بدون امام آیه «ان اللَّه یصلون علی النبی، یا ایهاالذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»(سوره احزاب: آیه 56) را سه بار میگفتند و بیرون میآمدند. دفن بدن مبارک : بعد حضرت مولی الموحدین فرمودند: خداوند در هر مکانی که روح پیامبرش را قبض میکند راضی است که در همان مکان دفن شود، و من آن حضرت را در حجرهای که از دنیا رفته دفن میکنم. امیرالمؤمنین با کمک دیگران قبری حفر کردند و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفت و صورت پیامبر را باز کرد و گونه راست را بر زمین گذاشته در لحد را بستند و خاک روی آن ریختند. خلاصهای از زندگی : آن حضرت دو ماه و بنابر نقلی در حمل بودند که پدر بزرگوارشان جناب عبداللَّه بن عبدالمطلب از دنیا رحلت فرمود. 4 یا 7 و یا 8 ساله بودند که مادرشان آمنه بنت وهب در ابواء رحلت فرمود. 8 سال و دو ماه و ده روز از سن شریفش گذشته بود که جد بزرگوارش جناب عبدالمطلب از دنیا رحلت فرمود. 25 ساله بودند که با جناب خدیجه کبری ازدواج کردند و حضرت خدیجه سلام اللَّه علیها 40 ساله بودند. 30 سال از سن مبارک آن حضرت گذشته بود که حضرت امیر المؤمنین متولد شدند. در 40 سالگی خداوند آن حضرت را به نبوت مبعوث فرمود. در 45 سالگی به معراج تشریف بردند و در سال پنجم از بعثت، حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها متولد شدند. 50 سال از عمر مبارکشان گذشته بود که جناب ابوطالب و خدیجه کبری سلام اللَّه علیها از دنیا رحلت نمودند. در 45 سالگی به معراج تشریف بردند. 52 سال و یازده ماه و سیزده روز از سن مبارکشان گذشته بود که به مدینه منوره هجرت فرمودند. بعد از هجرت تقریباً ده سال در مدینه شرف حضور داشتند، تا آنکه در 28 صفر سال 11 ه’ مسموماً از دنیا رحلت فرمودند. هنگام رحلت پیامبر حضرت زهرا سلام اللَّه علیها بسیار میگریست. حضرت او را نزد خود فرا خواند و مطلبی فرمود که حزن و اندوه فاطمه سلام اللَّه علیها فرو نشست. وقتی علت را سؤال کردند آن حضرت فرمود: «پدرم به من خبر داد که اولین نفر از اهل بیتش که به او ملحق میشود منم و مدت این فراق طولانی نیست».
2 - آغاز امامت امیر المؤمنین اولین روز امامت حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب است، و زیارت آن حضرت در این روز مستحب است.
3 - آغاز غصب خلافت اولین روز غصب ظالمانه خلافت و خانه نشین کردن امیر المؤمنین و شکستن بیعت روز عید غدیر توسّط اهل سقیفه بنی ساعده است.
4 - شهادت امام حسن مجتبی شهادت امام حسن مجتبی علیه السّلام در این روز در سال 50 ه امام حسن مجتبی به شهادت رسید. بنابر قولی شهادت آن حضرت در 7 صفر و بنابر قولی در 5 ربیع الاول واقع شده است. جعده دختر اشعث بن قیس با زهری که معاویه برای او فرستاده بود آن حضرت را مسموم کرد. معاویه همراه با زهر صد هزار درهم فرستاد و وعده کرد که او را به عقد یزید درآورد، ولی به وعده خود وفا نکرد. مسمومیت حضرت مسمومیت حضرت امام حسن چهل روز طول کشید. پس از ظهور اثرات سم بر بدن مبارک و فرا رسیدن وقت شهادت، به سیّد الشّهداء فرمودند: «مرا مسموم کردهاند و پارههای جگرم داخل طشت است. من از شما جدا میشوم و به خداوند ملحق میگردم، و میدانم چه کسی مرا مسموم کرده است، ولی به حقی که بر شما دارم در این باره حرفی نزنید. وقتی من از دنیا رفتم چشمانم را ببند و غسلم بده و کفنم نما و مرا کنار قبر جدم پیامبر ببر تا با او تجدید عهد کنم. سپس مرا در بقیع کنار جدهام فاطمه بنت اسد سلام اللَّه علیها دفن کنید. میدانم مخالفین و معاندین گمان میکنند شما میخواهید مرا کنار پیامبر دفن کنید و مانع شما میشوند. شما را به خدا قسم میدهم که مبادا به خاطر من حتّی به اندازه خون حجامت ریخته شود». سپس آن حضرت مثل آنچه امیر المؤمنین وصیت فرموده بود به اولاد و اهل خود وصیت نمود و از دنیا رفت.
تشییع جنازه حضرت امام حسین بعد از غسل و کفن و نماز، آن حضرت را به طرف مرقد شریف پیامبر حمل کردند. با دیدن این منظره برای مروان و بقیه بنی امیّه که با سلاح و به همراهی عایشه آمده بودند شکی باقی نماند که میخواهند آن حضرت را در کنار پیامبر دفن نمایند. لذا آندند و مانع شدند و عایشه در حالی که سوار درازگوشی بود گفت: «مرا با شما چه کار است که میخواهید کسی را که من او را دوست ندارم در خانه من دفن کنید». مروان ملعون هم نظیر این مطالب را گفت، و ابن عباس به او و عایشه جواب داد. فرزندان عثمان هم مانع شدند و گغتند: «هرگز نمیشود که عثمان در بدترین مکانها دفن شود و حسن با رسول خدا به خاک سپرده شود». امام حسین فرمود: به خداوندی که مکه و حرم را محترم گردانیده، حسن فرزند علی و فاطمه علیهماالسّلام سزاوارتر است بر پیامبر از کسانی که بدون اجازه داخل خانه او شدهاند. بخدا قسم او سزاوارتر است از حمال خطاها عثمان، که ابوذر را از مدینه بیرون کرد و. .. عایشه جلو قبر پیامبر رفت و گفت: «تا یک مو در سر من است نخواهم گذاشت او را در این خانه دفن کنید! در اینجا بنی مروان جنازه آن حضرت را تیرباران کردند. بنی هاشم دست به شمشیر بردند، ولی امام حسین مانع شده فرمودند: «وصیت برادرم نباید ضایع شود». سپس 70 تیر از جنازه آن حضرت بیرون کشیدند !و این در حالی بود که امام مجتبی به امام حسین علیهالسّلام خبر داده بودند که عایشه بعد از شهادت ایشان چه جنایتی را مرتکب میشود. پس از آن حضرت سیّد الشّهداء کلماتی فرمودند که اگر وصیت برادرم نبود میدانستید که شمشیرهای الهی در کجا و چگونه بر شما فرود میآمد. سپس بدن مطهر آن حضرت را به بقیع آوردند و در کنار جدهاش فاطمة بنت اسد سلام اللَّه علیها دفن نمودند. آقا حضرت مجتبی دارای 15 فرزند دختر و پسر بودند، ولی از جعده هیچ فرزندی نداشتند.
آخر صفر
1 - شهادت امام رضا شهادت امام رضا علیه السّلام حضرت ثامن الحجج مولانا علی بن موسی الرضا در سال 203 ه’ بنابراصح دو سال پس از وفات حضرت معصومه سلام اللَّه علیها به شهادت رسیدند.
سن مبارک حضرت 49 یا 55 سال بوده است. بنابرنقلی در 27 صفر حضرت امام رضا به شهادت رسیدهاندولی مشهور آخر ماه صفر است. در 28 صفر مأمون انگور مسموم یا آب انار زهرآلود را به اجبار به حضرت امام رضا علیه السّلامخورانید.
آزارهای مأمون نسبت به حضرت مأمون از آزار و جسارت نسبت به حضرت کوتاهی نکرد، و حتّی حضرت را سه ماه در سرخس مقیداً زندانی کرد. پس از ولایتعهدی، ابتدای گرفتاری آن حضرت به خاطر معاشرت با مأموران منافق ملعون بود. او به حسب ظاهر در تعظیم و احترام حضرت میکوشید، اما در باطن با آزار و اذیت حجت خدا را به مرگ خویش راضی نموده بود.
مسمومیت حضرت یاسر خادم میگوید: هر جمعه که آن حضرت از مسجد جامع مراجعت میکرد، با بدنی عرق دار و غبار آلود دستها را به درگاه الهی بر میداشت و میفرمود: «بار الها اگر فرج و گشایش کار من در مرگ من است، مرگ مرا برسان». آن حضرت پیوسته در غم و حزن بود تا در غربت رحلت فرمود. مأمون پس از آنکه یک شبانه روز امر شهادت آن حضرت را کتمان کرد سراغ محمد پسر امام صادق علیه السّلامو جماعتی از آل ابوطالب فرستاد تا سلامت بدن امام را ببینند، و پس از آن شروع به گریه و زاری نمود!! دفن بدن مبارک حضرت پس از غسل و کفن و نماز بر بدن شریف حضرت که توسط امام جواد انجام شد آن حضرت را جلوی قبر هارون در خانه حمید بن قحطبه، مکان فعلی دفن کردند. بنابر بعضی روایات مأمون از ترس فتنه مردم دستور به دفن شبانه حضرت داد. مدّت امامت آن حضرت 20 سال بود.
سن شریف امام جواد هنگام شهادت امام رضا 7 سال و چند ماه بود. اقوال شهادت آن حضرت عبارتند از: 23 ماه رمضان 17 صفر27 صفر 14 صفر و 23 ذی القعده. بزرگان شیعه در کتب مختلف ماه شهادت را صفر و روز آن را اکثراً آخر صفر ذکر کردهاند، ولی 29 یا 30 روز بودن ماه صفر در سال شهادت را ذکر ننمودهاند.
برگرفته از کتاب :تقویم شیعه / عبدالحسین نیشابوری//قم // ۱۳۸۸.
برچسبها: ماه صفر, شهادت رقیه, شهادت امام حسن, اربعین


